کانال روانشناسی تلگرام یک فراکاو
اعتیادمقالات فارسی روانشناسی

درمان های غیردارویی ‎(درمان شناختی ـ رفتاری)

این مقاله طولانی است می توانید اینجا کلیک نمایید تا آن را دریافت کنید.

برخی باورها در ارتباط با مصرف مواد کلیشه سازی (تصورات کلیشه‌ای) و چگونگی تأثیر آن بر ‏افراد:‏

افکار کلیشه‌ای ممکن است باعث ترس یا نفرت در مورد ‏گروهی از مردم شوند. همچنین ممکن است موجب تداوم خشونت ‏و رفتارهای ناعادلانه نسبت به گروه خاصی بشوند.‏

مثالی از تصور کلیشه ای براساس ظاهر:‏
موبورها ……هستند.‏
کوتاه قدها…..هستند.‏
مثالی از تصور کلیشه ای براساس شایعات:‏
همه وکلا …… هستند.‏
نوجوانان افرادی …….هستند.‏
وقتی که مردم در باره گروهی از افراد افکار کلیشه ای ‏داشته باشند در مورد آنها فرض هایی مطرح می کنند که ‏صحت ندارد.بعضی وقتها مردم خود قربانی کلیشه ‏سازی‌های خودشان می‌شوند. به عبارت دیگر گاهی ما ‏افکار کلیشه‌ای را در مورد خودمان می‌شنویم و سپس آنها ‏را باور می‌کنیم.‏
پیشگویی خود راضی کننده یعنی تبدیل شدن به آنچه ‏دیگران انتظار دارند با باور کردن قضاوت آنها.‏
نمونه‌ای از پیشگویی خود راضی کننده:‏
‏ مثلاًممکن است کسی به شما بگوید آدم دست و پا چلفتی ‏هستید و همیشه اشیاء از دستتان می‌افتند و یا چیزها ‏را می‌ریزید. وقتی این فکر را در مورد خودتان ‏پذیرفتید از آن پس ممکن است واقعاً مثل یک آدم دست و ‏پا چلفتی عمل کنید. به عبارت دیگر با باور کردن ‏قضاوت دیگران کسی خواهید شد که دیگران انتظار ‏دارند. مصرف مواد هم می‌تواند تحت تأثیر افکار کلیشه‌ای ‏باشد.‏
دیده شده است که افراد خود مصرف مواد را بالاتر از ‏میزان واقعی تخمین زده اند.این نشان می دهد که ممکن است ‏افراد در مورد خودشان هم کلیشه سازی کنند.دلایل ‏احتمالی بیش برآورد مصرف مواد مواردزیر است:‏
‏1-‏ وقتی خود یا دوستانمان مواد مصرف می کنیم تصور ‏می کنیم که همه مصرف می کنند.‏
‏2-‏ این افکار کلیشه ای را شنیده ایم و آنها را باور ‏کرده ایم.‏
دانستن حقایق باعث می شود که افراد به جای اتکا به ‏قضاوت ها و افکار کلیشه ای دیگران، بطور آزادانه ‏تصمیم بگیرند.‏
افکار کلیشه‌ای به هیچکس در تصمیم‌گیری خردمندانه و ‏آگاهانه کمک نمی‌کنند بلکه این افکار باعث ایجاد ‏محدودیت برای خود فرد و دیگران می‌شوند
درمان شناختی اعتیاد
اسطوره:
‏ اسطوره چیست؟ اسطوره عبارت است از یک داستان ساختگی ‏یا غیر واقعی.‏
بسیاری از مردم عقاید و باورهای غیر واقعی راجع به ‏مصرف مواد دارند که به آنها «اسطوره» گفته می‌شود.‏

اسطوره 1: مصرف مواد فرد را در مقابل جهان بیرون ‏محافظت می‌کند.‏
الف- چه چیزی اسطوره را تا حدودی واقعی و صحیح جلوه ‏می دهد؟ (به فرد امکان فرار از واقعیت را می‌دهد. ‏وقتی فرد این ماده را مصرف می‌کند از رویارویی با ‏مشکلات اجتناب می‌کند و ممکن است احساس آرامش و راحتی ‏کند.‏‎(‎ ب- چه چیزی از آن باور غیرواقعی می سازد؟(مردم نمی ‏توانند برای همیشه از واقعیت فرار کنند و فقط از آن ‏پنهان می شوند.)‏
ج-چه چیزی باعث می شود که فرد برای محافظت و کمک ‏هیجانی مواد مصرف کند؟( داروها سریع عمل می کنند در ‏حالیکه یادگیری مهارتهای اجتماعی و روش های مقابله ‏زمان می برد.)‏
د- تفاوت بین شادی ناشی از مصرف مواد و شادی طبیعی ‏چیست؟ ( شادی ناشی از مواد معمولاً سطحی و ظاهری است ‏و فقط تا زمانی است که فرد در حال نشئه است ولی بعد ‏از این دوره احساس شادی ناشی از آن از بین می رود.‏

اسطوره 2: مواد در برقراری ارتباط دوستانه کمک ‏می‌کنند.‏
الف ‏‎–‎‏ چه چیزی باعث می‌شود که این اسطوره تا حدودی ‏موجه جلوه کند؟ (معمولاً میهمانی رفتن نوعی گذراندن ‏اوقات فراغت است که مملو از تعاملات اجتماعی مفرح و ‏شادی بخش است.)‏
ب- آیا فکر می‌کنید که مصرف مواد با جنگ و دعوا ‏ارتباط داشته باشد؟ (در حقیقت خشونت با مصرف مواد ‏مربوط است. وقتی فردی مواد مصرف می‌کند در مقایسه با ‏زمان هشیاری بیشتر جر و بحث و دعوا می‌کند.)‏
د- روابط دوستانه که با مصرف مواد ایجاد می‌شوند چه ‏نوع روابطی هستند؟ (وقتی افراد مواد مصرف می‌کنند ‏دوستی‌هایشان بسیار سطحی و ظاهری است و زمانی که مواد ‏مصرف نمی‌کنند بسیاری از دوستان قدیمی، دیگر دوست آنها ‏نیستند.)‏
ذ ‏‎–‎‏ آیا تا به حال اتفاق افتاده است در میان کسانی ‏باشید که مواد مصرف کرده‌اند و تنها فرد هشیار شما ‏باشید؟ رفتار این افراد در مقایسه با موقع هشیاری ‏چه تفاوتی دارد؟ (افراد وقتی در اثر مصرف مواد نشئه ‏هستند، رفتار و کلام آنها احمقانه است و رفتارهای ‏پرخاشگرانه و یا حتی خشونت آمیز دارند).‏
ر- آیا وقتی فردی نشئه است، صحبت کردن با دیگران و ‏یا ملاقات با آنها برای او راحت تر است؟ چرا؟ (مصرف ‏مواد ممکن است احساس اعتماد و راحتی گذرا و موقتی به ‏فرد بدهداما یادگیری مهارتهای مورد نیاز برای برقراری ‏ارتباط بدون مصرف مواد بخش مهمی از بلوغ هیجانی است. ‏افرادی که به منظور بدست آوردن احساس راحتی بیشتر در ‏کنار دیگران، مواد مصرف می‌کنند، رشد هیجانی در آنها ‏بازداری می‌شود).‏
در مورد مصرف مواد اسطوره های زیادی وجود دارند. ‏بطور کلی این اسطوره ها ناصحیح و غیر واقعی هستند.‏

انکار:‏
انکار یعنی نادیده گرفتن پیامدها و عوارض مواد در ‏حالیکه این پیامدها برای دیگران آشکار و واضح ‏هستند.‏
افراد در زمینه های خاصی از زندگیشان دست به ‏انکارمی زنند:‏
‏1-‏ من هر وقت بخواهم می توانم دست از مصرف مواد بکشم ‏‏(ولی نمی تواند)‏
‏2-‏ فردی بامصرف الکل دچار پرخاشگری می شود ولی ‏هرگز بخاطر نمی آورد که چه چیزی گفته یا انجام ‏داده است.‏
چه چیز باعث می شود افراد در زندگی دست به انکار ‏بزنند؟
انکار آسان تر از پذیرش وجود مشکل است همچنین انکار ‏جای علت و معلول را عوض می کند.به بیان دیگر ممکن ‏است آنها بگویند برای رفع کسالت مواد مصرف می کنند ‏در حالی که چون مواد مصرف می کنند کسل هستند و ‏دیگران از آنها دوری می کنند.‏
انکار موجب می شود که افراد مسئولیت زندگی خود را ‏به عهده نگیرند.‏
درمان شناختی
چهار نوع انکار وجود دارد:‏
‏1-‏ سرزنش دیگران
‏2-‏ انکار آسیبها
‏3-‏ انکار اثرات مصرف مواد بر روی دیگران‏
‏4-‏ تفسیر مجدد رویدادها (تغییر دادن داستان)‏
الف ‏‎–‎‏ مصرف کنندگان مواد، اغلب دیگران را سرزنش ‏می‌کنندو می‌گویند چنانچه دیگران به آنها مواد تعارف ‏نمی‌کردند آنها مصرف نمی‌کردند. همچنین دیگران را متهم ‏می‌کنند که با اعمالشان آنها را به مصرف مواد مجبور ‏کرده‌اند. مثلاً می‌گویند: «اگر مرا آشفته و پریشان نمی ‏کردند مصرف نمی‌کردم». «نیاز به مصرف مواد دارم چون ‏به من استرس زیادی وارد می‌شود».‏
اما در حقیقت آنچه اتفاق می‌افتد خود آنها انتخاب ‏کرده‌اند تا در مقابل تعارف مواد، از مصرف ماده ‏امتناع نکنند، یا خود آنها انتخاب می‌کنند که بدون ‏مصرف ماده با مشکلات روبرو نشوند. بهرحال آنها مصرف ‏ماده را با سرزنش کردن دیگران و یا رویدادهای بیرونی ‏مورد تأیید قرار می‌دهند.‏ ب- مصرف کنندگان مواد آسیب‌های ناشی از مصرف مواد را ‏انکار می‌کنند.‏
اغلب افراد از آسیب ناشی از مصرف مواد آگاه نیستند. ‏معمولاً مصرف مواد آگاهی حسی از بدن را در افراد مصرف ‏کننده از بین می‌برد و در نتیجه فرد دچار خطاهای ‏ادراکی می‌شود و باور می‌کند که با مصرف مواد آگاهی ‏بیشتری از بدنش بدست آورده است. به تدریج آسیب‌های ‏زیادی که ناشی از مصرف مواد هستند ایجاد می‌شوند. ‏مصرف‌کننده‌های مواد وقتی هشیار شدند از آسیب‌هایی که ‏به خود وارد کرده‌اند آگاه می‌شوند.‏
ج ‏‎–‎‏ مصرف کنندگان مواد اثرات رفتار خودشان را بر ‏روی دیگران انکار می‌کنند.فرد مصرف کننده مواد از ‏اثراتش بر دیگر مردم آگاه نمی‌شود، زیرا در این مورد ‏چیزی به او گفته نمی‌شود. افزایش فاصله اجتماعی یا ‏دوری از دیگران، تنها چیزی است که ممکن است از آن ‏آگاه شود. ولی این فاصله با دیگران را نه به رفتار ‏خودش بلکه به قضاوت دیگران نسبت می‌دهد.‏
د- افراد معتاد رویدادهای منفی را به صورت معکوس ‏تفسیر می‌کنند، بطوریکه این رویدادها مثبت ارزیابی ‏می‌شوند. مثلاً کسی که ماده خاصی مصرف می‌کند باور ‏می‌نماید که به حالت ویژه‌ای مثلاً شجاعت دست می‌یابد یا ‏اتفاقات مرتبط با مصرف مواد را تغییر می دهد. ‏

رفتارهای ناکارآمد‏

در خانواده هایی که اعتیاد وجوددارد، افراد خانواده ‏رفتارهایی را نشان می دهند که رفتارهای سالمی نیستند ‏به عبارت دیگر رفتارآنها ناکارآمداست

‏ رفتار ناکارآمد یعنی بازگشت به رفتارهای ناسالم جهت ارضاء ‏نیازها:‏
تأثیر وجود یک عضو معتاد در خانواده شامل موارد زیر ‏است:‏
‏1-‏ اسرار خانواده شکل می‌گیرند. (مثلاً بی اعتمادی، ‏خشونت، سوء استفاده ‏‎…‎‏).‏
‏2-‏ اعضای خانواده احساس خجالت و شرمساری می‌کنند و ‏گوشه‌گیر می‌شوند (وجود مشکل باعث شرمساری آنها می‌شود ‏و در مورد وجود مشکل با کسی صحبت نمی کنند، احساس ‏تنهایی می‌کنند و ‏‎…‎‏).‏
‏3-‏ نقش کودکان در خانواده معکوس می‌شود (کودکان نقش ‏والدین را بازی می‌کنند و از والدین یا دیگر خواهر ‏و برادران مراقبت می‌کنند).‏
‏4-‏ اعضای خانواده ناکام، عصبانی و بی قرار می‌شوند ‏‏(افزایش تعارض و کاهش ارتباط).‏
‏5-‏ اعضای خانواده وجود مشکل را انکار می‌کنند (مشکل ‏نداریم،این مسأله مهمی نیست، پدر فقط خسته و ‏پریشان است).‏

کمک کننده (شریک معتاد): کسی که به مصرف کننده در ‏مصرف مواد کمک می‌کند.‏
شریک معتادبه روش های زیر مممکن است به تداوم مصرف ‏مواد کمک کند:‏
‏1-‏ کمک به فرد معتاد تا با پیامدهای مصرف مواد ‏کنار بیاید.‏
‏2-‏ نادیده گرفتن مصرف مواد
‏3-‏ کوچک شمردن مشکل مصرف مواد
‏4-‏ پول دادن به فرد معتاد
‏5-‏ عذر و بهانه آوردن برای فرد معتاد

رفتار کمک کننده چیست؟
‏1- شما مواد مصرف کرده‌اید و کاملاً نشئه هستید. از من ‏درخواست می‌کنید که در مورد اینکه شما کجا بودید به ‏دوستانتان دروغ بگویم. آیا من «کمک کننده» هستم؟
‏2- بهترین دوست شما همیشه سیگار می‌کشد و به مدرسه ‏نمی‌رود. شما چیزی نمی گویید زیرا می‌ترسید که او ناراحت ‏و عصبانی شود آیا شما «کمک‌کننده» هستید؟
‏3- مادرتان وقتی برای خرید به خواربار فروشی می‌رود ‏برای شما سیگار می‌خرد. آیا مادر «کمک‌کننده» است؟
درمان شناختی رفتاری
سوء مصرف مواد کل خانواده و تمامی ارتباطات آن را تحت ‏تأثیر قرار می‌دهد. تنها راه حل مناسب، دریافت کمک ‏مورد نظر برای حل مشکل است. حتی اگر کسی در خانواده ‏متوجه وجود مشکل نیست (انکار می‌کند) فردمعتاد ‏می‌تواند جهت کمک گرفتن اقدام کند. به این طریق نه ‏فقط به احساس بهتری دست خواهد یافت بلکه از ایفای ‏نقشی که ناکارآمدبودن خانواده را تداوم می‌بخشد دوری ‏میکند.‏
کنترل خویشتن و انواع رفتار در تعامل با دیگران‏

یعنی توانایی کنترل رفتار خود بدون توجه به آنچه ‏احساس می‌کنیم یا در ذهنمان می‌گذرد. کنترل خویشتن به ‏معنی بی‌روح بودن و احساس نداشتن یا ابراز نکردن ‏احساسات نیست بلکه توانایی کنترل خود یعنی رفتار کردن ‏به شیوه مناسب است مثلاً احترام گذاشتن به همکاران حتی ‏کسانی که آنها را دوست نداریم. این نوع رفتار موجب ‏آرامش در محیط کار می‌شود.رفتار مناسب یعنی در نظر ‏گرفتن مقتضیات و رعایت آنها در هنگام رفتار وقتی در حال تعامل و گفتگو با دیگران هستیم، ممکن ‏است به شکل‌های مختلف رفتار کنیم، مثلاً: رفتار ‏منفعلانه، رفتار پرخاشگرانه و رفتار قاطعانه.‏

رفتار منفعلانه:‏
‏1-‏ برای فرد ابراز آنچه که می‌خواهد و حمایت از آن ‏مشکل است.‏
‏2-‏ ظاهر فرد نشان دهنده آنچه که می‌خواهد نیست.‏
‏3-‏ احتمالاً افراد منفعل را می‌توان به انجام کارهایی ‏وا داشت که خودشان دوست ندارند.‏

‏ رفتار پرخاشگرانه:‏
رفتار پرخاشگرانه یعنی رفتار تهاجمی و آزارنده
‏1-‏ رفتار پرخاشگرانه ممکن است شما را به آنچه که ‏می‌خواهید برساند ولی موجب ناراحتی و آزار دیگران ‏می‌شود و آنها را عصبانی و دفاعی می‌کند.‏
‏2-‏ در رفتار پرخاشگرانه، فرد عصبی و پرخاشگر به نظر ‏می‌رسد به گونه‌ای که انگار آماده حمله به دیگران ‏است.‏
‏3-‏ معمولاً افراد پرخاشگر مورد تنفر دیگران هستند.‏

رفتار قاطعانه:‏
رفتار قاطعانه یعنی رفتار مشخص، دقیق و همراه با ‏اعتماد و جرأت.‏
‏1-‏ اظهار آنچه می‌خواهید بدون آسیب زدن به دیگران.‏
‏2-‏ اغلب، رفتار قاطعانه مفید‌ترین راه برای برخورد ‏با موقعیت‌های تنش زا است.‏
‏3-‏ گرچه همیشه ساده نیست ولی فرد دارای رفتار ‏قاطعانه آنچه را که می‌خواهد به صورت دقیق روشن و ‏مشخص بیان می‌کند. بنابراین احتمال تعارض و آسیب ‏به احساسات دیگران را به حداقل می‌رساند.‏
وقتی قاطعانه رفتار می کنیم دیگران برای ما احترام ‏بیشتری قائل می شوند و ما را جدی می گیرند در حالی که ‏رفتار نامناسب اغلب موجب می شود دیگران در ارتباط با ‏ما حالت دفاعی بگیرند و این امر باعث قطع روابط می ‏گردد.‏
یافتن یک روش متعادل برای ابراز خودمان، یعنی یادگیری ‏رفتار قاطعانه نشانه بلوغ و پختگی است.

مهارت های شناختی و رفتاری مؤثر در پیشگیری از ‏عود

در مدل شناختی رفتاری فقدان یا نقص مهارت‌های ‏مقابله‌ای عامل خطر اساسی برای مصرف مواد محسوب ‏می‌شود، زیرا موجب اتکاء فرد به مصرف مواد به دلیل ‏فقدان دیگر راهبردهای مقابله‌ای مؤثر می‌شود. بنابراین ‏اگر فرد هرگز مهارت‌های مقابله‌ای را نیاموخته باشد و ‏یا به دلیل عدم تمرین مناسب و یا وجود عوامل ‏بازدارنده علیرغم یادگیری اولیه نتواند از آنها ‏استفاده کند، آموزش مهارت‌های اجتماعی جهت جبران نقص ‏یا فایق آمدن بر عوامل بازدارنده ضروری می‌باشند.‏
می‌توان این مهارت‌ها را به دو دسته تقسیم کرد:‏
‏1-‏ مهارت‌های درون فردی
‏2-‏ مهارت‌های بین فردی
درمان اعتیاد
مهارت‌های درون فردی:‏
کنترل افکار و مقابله با ولع:‏
افکار مرتبط با مصرف مواد و ولع (وسوسه مصرف مواد) ‏ناشی از این افکار، در افرادی که مصرف مواد را کنار ‏گذاشته‌اند و نیز افرادی که در حال گذراندن دوره ‏درمان هستند شایع و مشکل‌آفرین است. با توجه به ‏اینکه شدت افکار و ولع مصرف به چه میزان است، ‏می‌توان 2-1 جلسه را به آموزش مهارت مقابله با ولع و ‏افکار مرتبط با آن اختصاص داد. وقتی برای آموزش این ‏مهارت دو جلسه اختصاص داده می‌شود، می توان در اولین ‏جلسه به شناسایی ولع و برانگیزاننده‌های آن و در ‏جلسه دوم به یادگیری و تمرین راهبردهای مقابله‌ای ‏پرداخت. برای کنترل افکار و مقابله با ولع چندین ‏راهبرد آموزش داده می‌شوند:‏
الف ‏‎–‎‏ شناسایی میل، افکار و ولع‏
ب- یادآوری تجارب ناخوشایند و پیامدهای منفی ناشی از ‏مصرف مواد
ج- پیش‌بینی منافع مصرف نکردن مواد
د- توجه برگردانی‏
ذ- به تاخیر انداختن تصمیم مصرف / عدم مصرف
ر- ترک محل و موقعیت برانگیزاننده‏
ز- مدارا کردن با وسوسه مصرف (به جای مقابله با ولع ‏به آن اجازه داده شود که ظاهر شود و به اوج برسد و ‏فروکش نماید.)‏
س ‏‎–‎‏ کسب حمایت و صحبت کردن راجع به وسوسه مصرف با یک ‏فرد حمایت کننده.‏
‏ باید به بیماران خاطر نشان کرد که تجربه ولع و ‏وسوسه مصرف طبیعی است و تقریباً همه سوء مصرف‌کنندگان ‏مواد آن را تجربه می‌کنند و در صورت رخ دادن به معنی ‏شکست در درمان نیست، بلکه می‌توان با استفاده از آن ‏برانگیزاننده‌های وسوسه مصرف را شناسایی کرد. همچنین ‏تأکید شود که دوره ولع گذرا و کوتاه مدت است و در ‏صورت عدم مصرف حدود یک ساعت به اوج می‌رسد و سپس ‏فروکش می‌کند.می توان به بیماران کمک کرد تا توصیف ‏دقیقی از ولع مصرف ارایه نمایند. توصیف می‌تواند شامل ‏ماهیت بروز آن (مثلاً احساس خاصی دارم، دچار طپش قلب ‏می‌شوم، نمی‌توانم فکر مواد را از سرم بیرون کنم، عصبی ‏هستم)، میزان ناراحتی و پریشانی که ایجاد می‌کند، طول ‏مدت و روش مقابله با آن باشد. ثبت روزانه ولع ‏می‌تواند به شناسایی برانگیزاننده‌ها، شدت و طول مدت ‏دوره‌های ولع و نیز نحوه مقابله با آنها کمک کند.
‏ اکثر مصرف‌کنندگان مواد هنگام بروز ولع تنها اثرات ‏مثبت مصرف مواد را به خاطر می‌آورند و پیامدهای منفی ‏را فراموش می‌نمایند. بنابراین برای مقابله با ولع از ‏مراجعین خواسته می شود اثرات نامطلوب و ناخوشایند ‏دوره‌های قبلی مصرف مواد و نیز انتظارات مثبت ناشی ‏از عدم مصرف مواد را بر روی کارتی بنویسند و این ‏کارت را به همراه داشته باشند. هر وقت که فکر مصرف ‏مواد به ذهنشان خطور کرد به آن مراجعه کنند. همچنین ‏لازم است به بیماران کمک شود تا ضمن تجسم موقعیت‌های ‏پر خطر، مقابله با افکار و ولع همراه با موقعیت‌ها و ‏افکار را تمرین نمایند.‏

کنترل خشم:‏
گاهی خشم،‌پیشایند مصرف مواد است. بنابراین اهمیت ‏دارد که به مراجعین آموزش داده شود تا نشانه‌های ‏درونی و بیرونی خشم را بشناسند. به این ترتیب آنها ‏خشم را در مراحل اولیه و قبل از اینکه شدت یافته و ‏تسلط بر آن مشکل شود، کنترل می‌کنند. مهارت‌های عمده ‏کنترل خشم که آموزش داده می‌شوند عبارتند از: ‏
الف- به کارگیری عبارات آرام کننده‏
ب- تشخیص نشانه‌هایی از موقعیت‌ها که برانگیزاننده ‏خشم هستند.‏
ج – در نظر گرفتن راه‌هایی که ممکن است در حل و فصل ‏شرایط پیش آمده سودمند باشند.‏
درمانگر می‌تواند این مهارتها را به نمایش بگذارد و ‏مراجع نیز آنها را به صورت بازی نقش اجرا کند. به ‏عنوان تکلیف خانگی از بیماران خواسته شود موقعیت‌های ‏برانگیزاننده خشم را شناسایی کنند و نحوه مقابله با ‏آنها را ثبت نماید.‏

مقابله با افکار منفی:‏
افکار منفی یکی از عوامل مهم پرخطر برای مصرف مواد ‏می‌باشند، به همین دلیل در درمان شناختی رفتاری بر ‏افزایش آگاهی افراد از افکار منفی و روش‌های مقابله ‏با آنها تأکید می‌شود. درمانگر به مراجعین آموزش می‌دهد ‏تا افکار منفی و خودآیند را شناسایی و با آنها ‏مقابله نمایند. مهارت‌های مربوط به کنترل افکار منفی ‏عبارتند از:
‏ الف- شناسایی افکار منفی‏
ب ‏‎–‎‏ جانشین کردن افکار و احساسات مثبت به جای افکار ‏و احساسات منفی
ج ‏‎–‎‏ توقف فکر‏
شناسایی و خنثی سازی افکار خودآیند منفی برای پرهیز ‏از مصرف مواد لازم است. درمانگر برای شناسایی افکار ‏منفی می‌تواند به آن دسته از تحریف‌های شناختی اشاره ‏کند که در طی جلسات رخ می‌دهند (مثلاً گفتید که باید ‏مواد مصرف کنید؟ آیا از افکاری که همراه با این ‏احساس بودند آگاه بودید؟ این افکار چه بودند؟) زنده ‏کردن موقعیت‌ها در جلسه درمان به صورت تجسم ‏رویدادهایی که اتفاق افتاده‌اند و تمرکز بر افکار ‏همراه با آنها نیز می‌تواند در شناسایی افکار منفی ‏سودمند باشد. وقتی افکار منفی شناسایی شدند مقابله ‏با آنها از طریق با خود صحبت کردن و افکار مثبت ‏آسان‌تر خواهد شد. برای تمرین خانگی از مراجعین خواسته ‏می شود که فرآیند شناسایی افکار را از طریق با خود ‏صحبت کردنِ‌ منفی تمرین کنند و بعد از شناسایی به آنها ‏پاسخ‌های جایگزین مثبت و مناسب بدهند، و افکار و ‏پاسخ‌های خودشان را در فرم ثبت افکار منفی بنویسند.‏
درمان شناختی اعتیاد
فعالیت‌های لذت بخش:‏
تعداد زیادی از مراجعین احساس می‌کنند که زندگی‌شان ‏خالی از هر نوع فعالیت لذت‌بخش و تفریحات مسرت‌بخش است. ‏آنها احساس می‌کنند که همیشه مجبورند فعالیت‌های خاصی را ‏انجام دهند، بدون اینکه برای انجام فعالیت‌های تفریحی ‏زمان خاصی را اختصاص بدهند. در چنین وضعیتی آنها ممکن ‏است احساس کنند که با مصرف مواد و الکل می‌توانند به ‏حالتی لذت‌بخش دست یابند. لذا باید به مراجعین آموزش ‏داد تا فعالیت‌های لذت‌بخش و کم‌خطری را برای اوقات ‏فراغت خودشان برنامه‌ریزی و اجرا نمایند.‏

آرام‌سازی عضلانی:‏
در موارد زیادی رویدادهای فشارزا، تنش، اضطراب و ‏خشم مقدم بر مصرف مواد هستند، و یا میل به مصرف ‏مواد را تشدید می‌کنند. بنابراین آموزش آرام‌سازی ‏عضلانی برای مقابله با موقعیت‌های اضطرابی پیشایند ‏مصرف مواد می‌تواند در فرآیند درمان مفید باشد.‏

تصمیم‌گیری:‏
گاهی مراجعین به تدریج به مرحله ولع یا وسوسه ‏نزدیک‌تر می‌شوند، و این اشتیاق به تدریج شدیدتر شده ‏تا اینکه فرد دست به مصرف مواد می‌زند. آموزش ‏تصمیم‌گیری به بیماران کمک می‌کند که پیشاپیش در مورد ‏پیامدهای احتمالی تصمیماتی که می‌گیرند بیاندیشند حتی ‏آنهایی هم که به ظاهر با مصرف مواد ارتباطی ندارند. ‏برای آموزش این مهارت درمانگر سناریوهایی را ارایه ‏می‌دهد و از یبماران می‌خواهد خطرات هر یک از ‏انتخاب‌ها را شناسایی نموده و در نهایت گزینه‌ای را ‏انتخاب نمایند که کم خطر است و احتمال مصرف مواد را ‏به حداقل می‌رساند.‏
در حقیقت در آموزش مهارت تصمیم‌گیری به بیماران آموزش ‏داده می‌شود زنجیره تصمیم‌ها (حتی تصمیم‌هایی که به ظاهر ‏با مصرف مواد ارتباط ندارند) را شناسایی نماید و قبل ‏از اینکه فرد را به سمت مصرف واقعی برسانند، این ‏زنجیره را قطع کنند. قطع این زنجیره قبل از مصرف با ‏سهولت بیشتری انجام می‌شود ولی هرچه فرد به طرف انتهای ‏زنجیره، یعنی موقعیتی که مواد و نشانه‌های شرطی مصرف ‏مواد وجود دارند نزدیک‌تر شود قطع زنجیره دشوارتر ‏می‌گردد. بنابراین لازم است بیماران یاد بگیرند که ‏راجع به خطرات هر تصمیمی که میگیرند بیاندیشند و از ‏انتخاب‌هایی که ممکن است آنها را در مسیر اتفاقاتی قرار ‏دهد که احتمال مصرف مواد را افزایش ‌دهند اجتناب ‏نمایند. برخی از تصمیم‌هایی که در بین مصرف کنندگان ‏مواد شایع هستند و آنها را به سمت مصرف مواد سوق ‏می‌دهند عبارتند از:‏
‏1-‏ مصرف مواد دیگری که فرد به آنها اعتیاد ندارد
‏2-‏ نگهداری مواد در منزل
‏3-‏ رفتن به میهمانی‌ها یا مکان‌هایی که در آنها مواد ‏در دسترس است
‏4-‏ رفت و آمد با کسانی که مواد مصرف می‌کنند
‏5-‏ اعلام نکردن تصمیم عدم مصرف مواد به دوستان
‏6-‏ نداشتن برنامه برای اوقات فراغت
‏7-‏ داشتن وقت آزاد زیاد
‏8-‏ خستگی و تحت استرس شدید بودن

مهارت حل مسأله:‏
توانایی حل مساله یک مهارت عمومی زندگی است و مختص ‏به درمان اعتیاد نیست. با توجه به اهمیت آن در درمان ‏اعتیاد این مهارت در جلسات درمانی آموزش داده ‏می‌شود. در حقیقت با اکتساب این مهارت بیماران ‏می‌توانند از آن به عنوان یک روش مقابله‌ای مؤثر ‏استفاده کنند. به ویژه اگر به طور اجتناب ناپذیری ‏وارد یک موقعیت پرخطر و سخت شده و برای ورود به چنین ‏موقعیت و شرایطی پاسخ مقابله‌ای مناسبی نداشته ‏باشند. بنابراین می‌توانند مهارت حل مسأله را به کار ‏گیرند. مراحل اصلی حل مسأله که در جلسه درمان باید ‏آموزش داده شوند عبارتند از:‏
‏1-‏ تشخیص مشکل‏
‏2-‏ تشخیص دقیق عناصر و مؤلفه‌های مشکل
‏3-‏ بارش افکار در مورد راه حل‌های احتمالی
‏4-‏ انتخاب مناسب‌ترین راه حل
‏5-‏ اجرای راهبرد انتخاب شده
‏6-‏ ارزیابی کارآیی راه حل و در صورت لزوم اصلاح آن
با آموزش مهارت حل مسأله، مراجعین مجهز به یک روش ‏مقابله‌ای می‌شوند که به کمک آن می‌توانند با مشکلات ‏غیرمنتظره که ممکن است آنها را در تنگنا یا در وضعیت ‏پرخطر مصرف مواد قرار دهند، مقابله نمایند. برای ‏مسلط شدن در این مهارت از مراجعین خواسته می‌شود که ‏مهارت حل مسأله را در زندگی واقعی تمرین کنند.‏

برنامه‌ریزی برای شرایط اضطراری:‏
این مهارت مشابه مهارت حل مسأله است و به مراجعین ‏کمک می‌کند تا با شرایط و موقعیت‌هایی که وقوع آنها غیر ‏منتظره بوده و هیچ پاسخ آماده‌ای برای این موقعیت‌ها ‏وجود ندارد به شکل مناسبی مقابله نمایند. تفاوتی که ‏برنامه‌ریزی برای شرایط اضطراری با حل مسأله دارد ‏این است که در این حالت رویدادهای آشکارساز، شدید و ‏طاقت فرسا هستند و به احتمال زیاد مصرف مواد را ‏موجب می‌شوند و فرد فرصت کافی برای اجرای فرآیند حل ‏مسأله ندارد. برای مقابله با چنین شرایط اضطراری به ‏مراجعین کمک می‌شود تا یک برنامه اضطراری برای ‏استفاده در شرایط پرخطر که بروز ولع و اشتیاق به ‏مصرف مواد اجتناب‌ناپذیر است طراحی نمایند.‏
مهارت‌های بین فردی
مهارتهای بین فردی برای مقابله با موقعیت‌هایی آموزش ‏داده می‌شوند که در آنها سایر افراد در ایجاد مشکل نقش ‏قابل توجهی دارند.‏

امتناع کردن:‏
دانستن چگونگی مقابله با پیشنهاد مصرف مواد یک مهارت ‏اساسی برای پیشگیری و درمان سوء مصرف مواد است. از ‏آن جاییکه چنین پیشنهاداتی به فراوانی صورت می‌گیرند ‏بنابراین آموزش این مهارت به مراجعین لازم است و طی ‏جلسه درمانی به بیماران آموزش داده می‌شود:‏
‏1-‏ بطور مناسبی «نه» بگویند. پاسخ «نه» صریح، ‏قاطعانه و محکم باشد.‏
‏2-‏ یک فعالیت دیگر غیر از مصرف مواد را پیشنهاد ‏کنند.‏
‏3-‏ موضوع جدیدی برای ادامه صحبت مطرح کنند.‏
‏4-‏ از دیگران قاطعانه بخواهند که به آنها مواد تعارف ‏نکنند.‏
با یادگیری و تمرین مناسب این مهارت‌ها افراد قادر ‏می‌شوند هر وقت لازم باشد با سرعت و سهولت پاسخ «نه» ‏بدهند. در جریان آموزش این مهارت، ایفای نقش ‏صحنه‌های فرضی یا واقعی امتناع از موضوعات ساده شروع ‏و به تدریج با صحنه‌های پیچیده‌تر ادامه می‌یابد. ‏تکلیف خانگی شامل برنامه‌ریزی برای پاسخ دادن «نه» ‏در موقعیت‌های مختلفی است که احتمال تعارف دارو وجود ‏دارد.‏

رد درخواست‌ها:‏
اغلب افراد وقتی درخواست دیگران را رد می‌کنند دچار ‏احساس ناراحتی و پریشانی می‌شوند. بنابراین سعی ‏می‌کنند برای پرهیز از پریشانی از رد کردن ‏درخواست‌های دیگران اجتناب نمایند. شکست در رد کردن ‏آنچه دیگران از فرد می‌خواهند تا بر خلاف میل خودش ‏انجام دهد باعث خود انتقادگری، رنجش و خشم می‌شود که ‏هر یک از این موارد می‌توانند برانگیزاننده قدرتمندی ‏برای مصرف مواد باشد.‏
در درمان شناختی رفتاری به افراد آموزش داده می‌شود ‏تا در برابر درخواست‌هایی که بر خلاف میل‌شان می‌باشند ‏مقاومت کنند و آنها را اجابت ننمایند. رد درخواست ‏ابتدا به صورت تشکر از طرف مقابل صورت می‌گیرد، سپس ‏فرد به طور روشن، محکم و قاطعانه، مخالفت خودش را ‏ابراز می‌کند. در صورت لزوم به فرد آموزش قاطعیت ‏داده شود تا با استفاده از مهارت آموخته شده بتواند ‏رد قاطعانه درخواست‌ها را از پرخاشگری و پاسخ ‏منفعلانه متمایز سازد.‏
در جلسات درمان شناختی رفتاری باید فرصت کافی برای ‏بازی نقش «درخواست ‏‎–‎‏ امتناع» و «رد کردن درخواست» ‏به بیماران داده شود. علاوه بر آن به عنوان تکلیف ‏خانگی از مراجعین خواسته شود تا پاسخ‌هایشان را در ‏برابر درخواست‌ها برنامه‌ریزی نمایند.‏
درمان اعتیاد
برخورد با انتقاد:‏
انتقاد کردن یا مورد انتقاد واقع شدن می‌تواند یک ‏موقعیت پر خطر برای مصرف مواد باشد، زیرا اغلب با ‏احساس خشم همراه است. بیشتر مواقع، وقتی فرد در خصوص ‏مصرف مواد مورد انتقاد می‌گیرد چنین وضعیتی مشاهده ‏می‌شود. باید به مراجعین آموزش داد موقع انتقاد کردن ‏ابتدا خودشان را آرام کنند و با توجه به احساسات ‏خودشان انتقاد را ابرازنمایند.در جریان ابراز انتقاد ‏آهنگ کلامی محکم، صریح و قاطعانه اما عاری از خشم به ‏کار گیرند. ‏
علاوه بر آموزش مهارت‌های چگونگی انتقاد، مراجعین ‏بایدبیاموزند هنگامی که مورد انتقاد واقع می شوند ‏حالت دفاعی به خودشان نگیرند، متقابلاً حمله نکنند، از ‏انتقاد کننده بخواهند تا محتوی و هدف انتقاد را روشن ‏سازد، موضوعی را درگفته‌های انتقاد کننده بیابند که ‏با آن موافقند و برای رسیدن به یک توافق اقدام ‏نمایند. با آموزش و اجرای این مهارت‌ها انتقاد به یک ‏ارتباط سازنده تبدیل می‌شود ونتایج مثبت و مفیدی را ‏برای طرفین به همراه می‌آورد.‏
تمرین مهارت برخورد با انتقاد در جلسه درمان از طریق ‏ایفای نقش و به کارگیری مهارت‌ها در موقعیت‌های مختلفی ‏که فرد به دلیل مصرف مواد مورد انتقاد قرار می‌گیرد، ‏در یادگیری و گسترش توانایی برخورد با انتقاد اهمیت ‏دارد.‏

برقراری ارتباط صمیمانه:‏
برخی افراد در ابراز احساسات خود و برقراری یک ‏ارتباط مؤثر و صمیمی ناتوانند. به ویژه وقتی که در ‏اثر مصرف مواد تعارض و تنش‌های زیادی در روابط بین ‏فردی ایجاد شده باشد. درمان شناختی رفتاری به افراد ‏کمک می‌کند تا هیجان‌ها و احساس‌های خودشان را صریح و ‏روشن ابراز کنند و دیگران را در احساسات خود شریک ‏کنند. همچنین به آنها کمک می‌شود تا دریابند اگر ‏احساسات منفی به صورت مناسب ابراز نشوند می‌توانند ‏در ارتباط با دیگران و انجام فعالیت‌ها ایجاد مانع ‏نمایند.‏
آموزش مهارت گوش دادن به عنوان عنصری اساسی در ‏برقراری روابط صمیمانه است. لذا از افراد خواسته ‏می‌شود گوش دادن همدلانه را در شرایط عصبانیت، اضطراب ‏و غمگینی با یک فرد صمیمی تمرین کنند. تکلیف خانگی ‏جهت یادگیری این مهارت شامل برنامه ریزی برای انجام ‏فعالیت‌هایی جهت برقراری ارتباط صمیمانه و به کارگیری ‏مهارت‌های آموخته شده در جریان ارتباط با دیگران ‏است.‏

تقویت شبکه حمایتی:‏
بررسی‌های مختلف، نقش شبکه حمایتی اجتماعی را در محافظت ‏افراد در مقابل استرس‌ها و نیز مقابله با مشکلات نشان ‏داده‌اند. دریافت حمایت از سوی دیگران باعث می‌شود که ‏افراد در مورد توانایی‌های خود احساس اطمینان و ‏اعتماد بیشتری بنمایند و در برابر مشکلات متعدد زندگی ‏که ناشی از مصرف مواد هستند یا تحت تأثیر مواد تشدید ‏شده‌اند، حمایت اجتماعی می‌تواند شانس مقابله مؤثر را ‏افزایش دهد.‏
به دنبال مصرف مواد ممکن است مراجعین حمایت کننده‌های ‏مختلفی را از دست بدهند. لذا اهمیت دارد آنها افرادی ‏را شناسایی کنند که آنها را موردحمایت قرار می دهند و ‏راهبردهای دستیابی به چنین حمایت‌هایی را پیش‌بینی و ‏اجراء نمایند. همچنین نقش روابط متقابل و حمایت کردن دو ‏طرفه در شکل‌گیری حمایت اجتماعی آموزش داده می‌شود.‏ برای تمرین مهارت تقویت و گسترش شبکه حمایتی به عنوان ‏تکلیف خانگی باید مراجعین از افراد خاصی درخواست کمک ‏کنند و به دیگران نیز در حل مشکلاتشان یاری نمایند.‏
درمان شناختی اعتیاد
مهارت‌های عمومی اجتماعی:‏
علاوه بر مهارت‌های مذکور اهمیت دارد که به مراجعین ‏برخی از مهارت‌های عمومی اجتماعی نیز آموزش داده شود ‏تا بتوانند به شکل مناسب‌تری با موقعیت‌های پرخطر ‏مدارا کنند. در این رابطه آموزش مهارت شروع مکالمه، ‏استفاده از رفتارهای غیرکلامی و مهارت قاطعیت (ابراز ‏وجود) می‌توانند در رفع نقایص ارتباطی مراجعین که از ‏علل بی‌کفایتی اجتماعی و گوشه‌گیری آنها هستند بسیار ‏سودمند باشند.‏

آموزش مهارت‌های مقابله‌ای با افراد مهم:‏
از آنجایی که مشکلات موجود در فرآیند ارتباط صمیمانه، ‏الگوهای ارتباطی ناکارآمد و ناسازگار، فقدان صمیمیت ‏و نیز درگیری و جدل می‌توانند موجب سوء مصرف مواد ‏شوند، شرکت یک فرد مهم در درمان و در جریان آموزش ‏مهارت‌ها می‌تواند نتایج سودمند درمانی داشته باشد. ‏موضوعاتی که در حضور یک فرد مهم به آنها پرداخته ‏می‌شودعبارتند از تصمیم‌گیری در مورد نگهداری مواد در ‏منزل، شناسایی اینکه چگونه همسر غیرمعتاد می‌تواند تلاش ‏های بیمار را در جهت تغییر تقویت نماید و موجب ‏برقراری ارتباط صمیمانه و مثبت‌تر شود، یا اینکه ‏چگونه آنها می‌توانند درحل مشکلات به بیمار یاری ‏برسانند.‏

‎درمان‌های طب جایگزین
طب سوزنی

طب سوزنی تنها روش شناخته شده طب جایگزین برای ‏سم‏زدایی در سوءمصرف مواد است که از نظر علمی مورد ‏قبول می‎باشد و اغلب برای کاهش علایم ترک مورد استفاده ‏قرار می‌گیرد.‏
در انجام این روش توجه به نکات زیر ضروری است:‏
سوزن مورد استفاده باید استریل باشد.‏
‏ ولتاژ عموماُ 4 تا 5 ولت و شدت جریان 3 میلی‌آمپر ‏است.‏
بسیاری از علایم اغلب پس از 15 دقیقه بهبود یافته و پس ‏از 30 دقیقه از بین می‌روند.‏
‏ توصیه سازمان بهداشت جهانی آن است که در زنان ‏باردار با احتیاط بسیار انجام شود.‏
تحریک طولانی‌مدت می تواند منجر به انبساط معده شود که ‏البته اغلب پس از قطع تحریک برگشت پذیر است.‏
‏ سایر روش های ممکن عبارتند از ماساژ نقاط کلیدی یا ‏استفاده از الکترود بدون استفاده از سوزن. ‏
سم زدایی به صورت بستری:دو یا سه بار یا بیشتردر روز ‏به مدت 7 تا 8 روز‏
سرپایی: که مشکل تر است. طی 14 روز تنها 10% ‏بیماران سم زدایی می‌شوند.‏
اغلب در ترکیب با تمرین های آرامش‎سازی ‏‎(relaxation)‎‏ انجام ‏می‎شود. ‏
انجام این روش در ترکیب با درمان‌های زیر نیزمطالعه ‏شده و اثرات درمانی مثبتی به همراه داشته است:
‏ سم زدایی فوق‌ سریع‏
‏ درمان نگاه‌دارنده با متادون
‏ ترک ماری جوانا‏
‏ ترک کوکایین‏
‏ ترک آمفتامین‌ها (شیشه)‏
صرف نظر از روش انتخاب شده برای سم‌زدایی، اجرای روش ‏های پیشگیری از عود به دنبال سم زدایی الزامی است. ‏درمان اعتیاد بدون در نظر داشتن پیشگیری از عود و ‏پیگیری بیماران، درمانی ناقص و غیر علمی است.‏

درمان هایی که بر اساس مطالعات فعلی اثر ‏درمانی ندارند

درمان‎هایی که بر اساس مطالعات فعلی در درمان اعتیاد ‏موثر نیستند و به این علت از نظر علمی قابل تایید ‏نبوده و لذا در حال حاضر غیرمجاز طبقه‌بندی می‌شوند ‏فراوان بوده و همه آن‎ها در اینجا قابل ذکر نیستند. ‏معروف ترین آنها عبارتند از:‏
‏ لیزر درمانی:
دو ساز و کار از سوی کسانی که به این ‏روش بیمار می بینند مطرح شده است. اول، اشعه لیزر ‏موجب تغییر ساختار در هموگلوبین مغز شده و در نتیجه ‏کارکرد مغز و ولع و کار گیرنده‎های افیونی تحت‌الشعاع ‏قرار می‎گیرد. دوم، با تابش لیزر به نقاط حساس بدن ‏ترشح آندورفین ها (مورفین درونی بدن) بالاتر رفته و ‏تحمل علایم ترک آسان می‌شود. اینکه واقعاً چنین تغییراتی ‏اتفاق بیفتد، یا در صورت وقوع اثربخش باشد، هیچ یک ‏به اثبات نرسیده است. ضمن این که بی‎ضرر بودن ‏استفاده از اشعه لیزر نیز می‎بایست به اثبات برسد.‏
عمل جراحی و/ یا دستکاری مغز: در صورت قطع یا انجماد مسیرهای ‏عصبی ممکن است اعتیاد از بین برود، اما همراه با آن ‏کارکردهای بسیار دیگری نیز بی‌دلیل از دست می‎روند. ‏بنابراین می‎بایست اثبات شود که اثربخشی احتمالی بسیار ‏بیشتر از عوارض این روش است. تبدیل حیات معتادان به ‏حیات نباتی از نظر اخلاق پزشکی نمی‌تواند قابل قبول ‏باشد.‏
عمل جراحی و/یا دستکاری اعصاب سمپاتیک گردنی- ظاهراً با توجیه ‏کاهش عوارض سم‌زدایی، در تعدادی از معتادان عصب ‏سمپاتیک قطع شده است.این روش پایه علمی قابل توجیهی ‏ندارد از سوی دیگر اخلاق پزشکی آسیب رساندن دایم به ‏بخشی از بدن را برای کاهش علایمی موقتی موجه نمی‌داند.
‏ انرژی درمانی: اثربخشی چنین روشی بسیار پرسش‌برانگیز بوده ‏و حتی ساز وکاری شبه‌علمی نیز برای آن ارایه نشده‌ ‏است. ‏
درمان از طریق پست/درمان از طریق اینترنت: در این روش بدون تماس ‏رودررو با پرسنل پزشکی دارو تجویز و ارسال می‌گردد. ‏چنین روشی از نقطه نظر علمی به دلیل وجود خطرات ‏بسیار غیر قابل قبول است. در این روش داروها ‏استاندارد نبوده و تجویزکننده دارو هویت علمی شناخته ‏شده ای ندارد.‏
حجامت: توجیه علمی این روش و اثربخشی آن کاملاً معلوم ‏نیست. صرف نظر از تأثیر درمانی این روش، می‎بایست خطر ‏تماس با خون افرادی که در خطر بالای بیماری‌های عفونی ‏منتقل شونده از خون قرار دارند باید در نظر گرفته ‏شود.‏
واکسن اعتیاد:
گفته می‎شود که به واسطه ایجاد پادتن علیه ‏مورفین، بیماران نسبت به مصرف مواد افیونی دچار ‏واکنش آلرژیک شده و قادر به مصرف نخواهند بود. این ‏مسأله هنوز جای ابهام بسیاری دارد و تأییدشده نیست.‏

برچسب ها
نمایش بیشتر

یک‌فراکاو

دانش‌آموخته رشته روانشناسی هستم و از سال ۱۳۸۵ تاکنون در یک‌فراکاو بوده‌ام. هم‌چنین علاقه‌ زیادی به دنیای وب و اینترنت دارم. زندگی و بودن در لحظه اکنون را دوست دارم.خیام: از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 3 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن