نوشته‌ها

مجموعه آموزشی و کاربردی آشنایی با ویژگی‌های شخصیت سالم و ناسالم و دسته‌بندی آنها

ویژگی های شخصیت مهرطلب:
۱- برای خودش استعدادها، قابلیتها و توانایی هایی قایل است و خودش را در این زمینه ها برتر می بینه. هوش احساسات و عواطف رقیق تر , زود یادگیری , که واقعا در او نیست…

۲- تصور و توهمی داره که از عهده همه کارهای بر بیاد. یعنی اگر مهندس است دکتر خوبی هم میتونه بشه. نقاش خوبی هم می تونست بشه . یعنی کاری نیست که نمیتونه بکنه.

۳- انگیزه هاش Motivation رفتار و هدفش در چهارچوب کسب برتری است. دنبال کاری نیست که شناخته شده نباشه.  پول , قدرت و شهرت برای او به خاطر نشون دادن برتری و امتیازش هست. حاضر است درد و رنج ها را ببره ولی در آن جایگاه بمونه. پول را نه برای لذت, شهرت را نه برای محبوبیت بلکه فقط و فقط برای مطرح شدن و بالاتر بودن میخواد.

شخصیت عزلت گزین و گوشه گیر :
این فرد با شخصیت عزلت گزین و عزلت نشین پیر خرابات تفاوت دارد . پیر خرابات ، فردی متعالی و کمال یافته است که به گوشه ای پناه می برد تا مناجات کند . به خود ، خلقت خود و به قدرت آفریدگار خود می اندیشد ، مراقبه می کند و در چند و چون کائنات و خلقت آنها و . . . به تفکر می پردازد ؛ اما شخصیت عزلت گزین و گوشه گیر با او متفاوت است . او فردی منزوی و مردم گریز است .

پیشنهاد ویژه ما:

[button color=”green” size=”big” link=”https://1farakav.com/downloads/personality-disorders-workshop/” icon=”download” target=”true”]دانلود مجموعه آموزشی و کاربری اختلالات شخصیت[/button]

این شخصیت چگونه به وجود می آید :
1) در کودکی مهر ناب نگرفته ، حتی خدمات و سرویس هم نگرفته ؛ توجه و محبت کافی هم نگرفته ، هرگز تایید یا تشویق هم نشده ، هدیه هم نگرفته و در اصل ، دیده نشده است .
2) خودباوری ، اعتمادبه نفس و احترام به خود یا عزت نفس نیز در او شکل نگرفته است .

هم چنین در این مجموعه به صورت کامل با ویژگی های یک شخصیت سالم آشنا می شوید.

محتوی مجموعه آموزشی ویژگی‌های انواع شخصیت سالم و ناسالم:

ویژگی‌های انواع شخصیت سالم و ناسالم:

نوع فایل: صوتی – ۱۲ ساعت و ۴۰ دقیقه

فرمت فایل: mp3

  هزینه دانلود: ۷۶۰۰ تومان

***** نکته مهم: برای خرید مجموعه بر روی دکمه زیر کلیک نمایید. بعد از خرید لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود. لطفا پوشه اسپم را نیز بررسی کنید.

۷,۶۰۰ تومان ۶,۹۹۵ تومانافزودن به سبد خرید

این مطلب ادامه دو نگاشته قبلی در یک فراکاو با محوریت اختلالات شخصیت در DSM5 می باشد. پیشنهاد می کنیم این دو مورد را مطالعه نمایید تا آشنایی بیشتری درباره اختلالات شخصیت داشته باشید.

+ تعریف اختلال شخصیت بر اساس DSM5 [بخش اول]
+ کلاستر A: اختلال شخصیت پارانویید، اسکیزویید، اسکیزوتایپی
+ اختلال شخصیت کلاستر B: دمدمی، نمایشی و احساساتی!

خوشه c را خوشه اضطراب و ترس می نامند.
این دسته شامل اختلال شخصیت اجتنابی، اختلال شخصیت وابسته و اختلال شخصیت وسواسی – جبری می باشد که اشتراک آنان در تجربه سطح بالایی از اضطراب است.

اختلال شخصیت اجتنابی: The Avoidant Personality Disorder
این شخصیت نابهنجار با الگوی فراگیر از بازداری اجتماعی، احساس بی کفایتی و حساسیت زیاد به ارزیابی منفی تشخیص داده می شود.
این افراد از این که دیگران آنان را مسخره کنند، طرد یا مورد انتقاد قرار دهند ترس زیادی دارند.این افکار سبب انزوا و اجتناب از موقعیت های اجتماعی و تعامل با دیگران می شود.
تفکر محوری آنان این است که شایستگی لازم را ندارند و هم چنین دیگران وی را دوست ندارند.آنها فکر می کنند که برای تعاملات اجتماعی نامناسب هستند.
این نوع از افکار در افراد دارای اختلال شخصیت اجتنابی احساس اضطراب شدید در موقعیت های اجتماعی، به همراه ترس از تمسخر، انتقاد و نفی ایجاد می کند.
اختلال شخصیت اجتنابی
دنیای روابط اجتماعی این افراد محدود است و تنها یا افراد بسیار کمی رابطه دارند.
شدت این اضطراب و ترس سبب انزوا بیشتر و فرار از موقعیت های اجتماعی می شود. در نتیجه برای در امان ماندن از این اضطراب بیشتر در دنیای تنهایی خویش غرق می شوند.
دیگران ممکن است آنان را افرادی خجالتی تصور کنند که هنوز نمی توانند با دیگران به خوبی رابطه برقرار کنند.

پیشنهاد ویژه ما:

دانلود مجموعه آموزشی و کاربردی اختلالات شخصیت 

اختلال شخصیت وابسته: Dependent Personality Disorder
افراد دارای اختلال شخصیت وابسته یک نیاز قوی به مراقبت توسط دیگران دارند.این افراد بیشتر به عنوان فردی چسبنده برچسب گذاری می شوند.
شخص دارای اختلال شخصیت ترس زیادی درباره از دست دادن حمایت دیگران دارد. به شکلی که هر تصمیمی در مورد شخصی ترین امور را هم به عهده دیگران می گذارد.

اختلال شخصیت وابسته
این ترس شدید سبب می شود مورد سو استفاده توسط دیگران قرار بگیرند و حتی وقتی با موضوعی موافق نیستند برای جلب رضایت دیگران آن را انجام خواهند داد تا مبادا منبع حمایت آنان از دست برود. زمانی که متوجه شوند که شخصی که به آن وابسته هستند دیگر در دسترس نیست به سرعت به سمت فرد پشتیبان دیگری می روند.

اختلال شخصیت وسواسی- جبری: Obsessive-Compulsive Personality Disorder

درگیر در قوانین، مقررات و نظم و ترتیب هستند! این فهرست ها، قوانین خشک و بدون انعطاف در بیشتر مواقع سبب می شود فرد رشته امور را از دست بدهد.
استانداردها و کمال طلبی بیش از حدی در کارها به عنوان معیار انجام کار در نظر می گیرند که عدم رضایت آنان را در پی دارد چون هیچ گاه به آن معیارها نمی رسند.
برخی از این افراد وسایلی که دیگر ضرورتی ندارند، نگه داری می کنند شاید در آینده به کار آیند.
اضطراب و ترسی که این افراد دارند سبب می شود فرد اقدام به انجام رفتارهای کند تا سطح اضطراب آنان کمتر شود اما انجام دوباره رفتار خود تولید اضطراب مب کند و این زنجیره هم چنان ادامه پیدا می کند.

اختلال شخصیت وسواسی جبری
بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی – جبری ،‌مهارتهای بین فردی چندانی ندارند. رسمی ،‌جدی، و فاقد شوخ طبعی اند. آنها مردم را از خود فراری می دهند، نمی توانند حد وسط را بگیرند، و به اصرار می خواهند دیگران را تحت سلطه خواسته های خود در آورند.

هشدار:
از آنجا که سیستم های تشخیصی در حال حاضر برای اختلالات شخصیت حتی برای روانشناسان دشوار است، ما از شما می‌خواهیم تا از تلاش برای تشخیص خودتان یا شخص دیگری خودداری کنید. اگر درباره خودتان یا اطرافیان در این مورد نگرانی دارید برای کاهش این نگرانی‌ها با یک متخصص رواندرمانی مشورت کنید. روانشناسان به صورت علمی و حرفه‌ای به شما کمک خواهند کرد.

این مطلب ادامه دو نگاشته قبلی در یک فراکاو با محوریت اختلالات شخصیت می باشد. پیشنهاد می کنیم این دو مورد را مطالعه نمایید تا آشنایی بیشتری درباره اختلالات شخصیت داشته باشید.

+ تعریف اختلال شخصیت بر اساس DSM5 [بخش اول]
+ کلاستر A: اختلال شخصیت پارانویید، اسکیزویید، اسکیزوتایپی

افرادی که در این دسته قرار می گیرند بیشتر نمایشی، هیجانی و دمدمی مزاج هستند. خوشه b شامل اختلال شخصیت مرزی، اختلال شخصیت خودشیفته،اختلال شخصیت نمایشی و اختلال شخصیت ضداجتماعی می‌باشد. وجه مشترک افراد این خوشه عدم کنترل تکانه و هیجان می‌باشد.

پیشنهاد ویژه ما:

دانلود مجموعه آموزشی و کاربردی اختلالات شخصیت 

  • اختلال شخصیت ضد‌اجتماعی: Antisocial personality disorder

این شخصیت دارای یک الگوی فراگیر با طیف متفاوت در عدم رعایت حقوق دیگران به همراه دشمنی و پرخاشگری می‌باشد. شکستن قانون و فریبکاری از ویژگی‌های مرکزی این اختلال شخصیت می‌باشد. این افراد ممکن است با رفتارهای مانند فریبکاری، پرخاشگری، ریسک‌پذیری و بی توجهی به ایمنی خود یا دیگران و عدم پشیمانی شناسایی شوند.

این شخصیت به خوبی همدلی می کند اما نه برای دیگران بلکه صرفا برای منفعت خودش چنین رفتاری را انجام می دهد. به راحتی می توانند دیگران را برانگیخته کنند و از آنان در جهت اهداف خویش سواستفاده نمایند.
اختلال شخصیت ضداجتماعی
بیماران دچار اختلال شخصیت ضد اجتماعی اغلب ظاهری طبیعی و حتی گرم و دوست داشتنی دارند. اما در سابقه آنها مختل بودن حوزه‌های بسیاری از کارکردهای زندگیشان دیده می‌شود. دروغگویی، فرار از مدرسه، فرار از خانه، دزدی، دعوا،سوء مصرف مواد، و اعمال غیر قانونی، تجاربی است که این گونه بیماران نوعاً از ابتدای کودکیشان داشته‌اند. بیماران دچار اختلال شخصیت ضد اجتماعی، بالینگران جنس مخالف خود را اغلب تحت تاثیر جنبه‌های مبالغه آمیز و اغواگرانه شخصیت خود قرار می‌دهند، اما به چشم بالینگران جنس موافقشان ممکن است افرادی فریبکار و پرتوقع جلوه کنند.

معیارهای DSM-5 برای اختلال شخصیت ضد اجتماعی:
الف) فرد تقریبا در همه جنبه‌های زندگی به حقوق دیگران احترام نمی‌گذارد و آنها را نقض می‌کند. این رفتار از ۱۵ سالگی شروع شده است، و سه مورد (یا بیشتر) از موارد زیر آن را نشان می‌دهند:

فرد با پیش نگرفتن رفتارهای قانونی، هنجارهای اجتماعی را رعایت نمی‌کند، و این موضوع را تکرار ارتکاب اعمال مجرمانه‌ای که به دستگیری او منجر می‌شوند نشان می‌دهد.
مکار و فریبکار است، و این موضوع را دروغگویی‌های مکرر، استفاده از نام‌های مستعار، یا کلاهبرداری از دیگران به منظور سودجویی شخصی یا لذت بردن نشان می‌دهند.
فرد بدون فکر و بلافاصله بر اساس امیال ناگهانی خود عمل می‌کند یا نمی‌تواند از پیش برنامه ریزی کند.
زود رنج، زودخشم، و تحریک پذیر، یا پرخاشگر است، و این موضوع را تکرار دعواها یا تهاجم‌های فیزیکی نشان می‌دهند.
با کارهای خطرناکی که انجام می‌دهد، ایمنی خود یا دیگران را رعایت نمی‌کند.
تقریبا در همه امور بی مسئولیت است، و این موضوع را تکرار قانون شکنی‌ها در محل کار یا رعایت نکردن مسئولیت‌های مالی نشان می‌دهند.
پشیمانی و عذاب وجدان ندارد، و این موضوع را بی تفاوتی او نسبت به ناراحت کردن دیگران، بدرفتاری با آنها، یا دزدیدن اموال آنها، یا تلاش برای توجیه این اعمال، نشان می‌دهند.
ب) فرد حداقل ۱۸ سال سن دارد.

پ) شواهد موجود نشان می‌دهند که فرد اختلال سلوک دارد و شروع آن قبل از ۱۵ سالگی بوده است.

ت) رفتار ضد اجتماعی صرفاً در طول اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی روی نمی‌دهند.

  • اختلال شخصیت نمایشی: Histrionic personality disorder

تحريك پذير و هيجانی‌اند و رفتاری پررنگ و لعاب، نمايشی و برونگرايانه دارند. اما علی‌رغم رفتار متظاهرانه و پر زرق و برقی كه دارند، اغلب نمی‌توانند دلبستگی عميقی را به مدت طولانی حفظ كنند.[۱] این بیماران، خود را همتای برترین ستاره‌های سینما می‌دانند و همواره ستاره متظاهر مجلس بوده، و با دلربایی، جذابیت‌های ظاهری، و اغواگری و عشوه‌گری می‌کوشند در کانون توجه باشند.

آنان با فخر فروشی درباره داشتن سهام سازمان‌های بزرگ یا مهارت‌های ورزشی، می‌کوشند توجه دیگران را به خود جلب کنند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی اغلب دمدمی و بی ثبات به نظر می رسند. وقتی در مرکز توجه نباشند افسردگی بر آنان غلبه می‌کند.

ملاک‌های تشخیصی DSM-5 برای اختلال شخصیت نمایشی:

احساساتی بودن و توجه طلبی مفرط به صورت الگویی نافذ و فراگیر که از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه های مختلف تظاهر یابد،‌ که علامت اش وجود لااقل پنج تا از موارد زیر است:

در موقعیت هایی که مرکز توجه نیست ،‌ناراحت باشد و در رنج و مشقت به سر برد.
مشخصه تعاملش با دیگران،‌رفتار نامتناسب به صورت اغواگری جنسی یا تحریک کنندگی جنسی باشد.
ابراز احساساتش به سرعت تغییر کند و سطحی باشد.
همواره از ظاهر جسمی خود برای جلب توجه دیگران استفاده کند.
سبک تکلمش به نحوه افراطی مبتنی بر حدس و گمان و فاقد جزئیات باشد.
خود نما و نمایشی باشد و در ابراز احساسات مبالغه کند.
القا پذیر باشد،‌ یعنی به راحتی تحت تأثیر افراد یا موقعیت ها قرار گیرد.
روابط را خودمانی تر از آنچه واقعاً هستند، بپندارد.
اختلال شخصیت نمایشی
– بيماران مبتلا به اختلال شخصيت نمايشی، رفتار توجه طلبانه بسيار زيادی از خود نشان می‌دهند. آنها در افكار و احساسات خود اغلب مبالغه می‌كنند و هر چيز ساده‌ای را مهم‌تر از آنچه در واقع هست، جلوه می‌دهند. اگر كانون توجه واقع نشوند يا تحسين و تاييد نشوند، تندخو می‌شوند، می‌زنند زير گريه، و ديگران را ملامت می‌كنند و به آنها افتراهای ناروا می‌زنند.

  • اختلال شخصیت خودشیفته: Narcissistic personality disorder

در این اختلال شخصیت، فرد خود را بزرگ و مهم می‌پندارد و به گونه‌ای غلوّآمیز احساس توانایی و لیاقت می‌کند. این بیماران مرکز دنیای خود بوده، از هر جهت ویژه هستند، افاده‌ای و اسم‌پران بوده و در ذهن خود شخص مشهوری هستند. حس خودپسندی و سزاوار بودن، هرگونه نگرانی درباره نیازها، مشکلات و احساسات دیگران را از ذهن آنان خارج می سازد.
آنان متکبر و تحکم آمیز بوده، خود را برتر از دیگران می دانند و از دیگران انتظار احترام و تحسین دارند. هنگامی که خود آنان و جهان اطراف‌شان نمی‌توانند انتظارات غیر‌واقع گرایانه و ناممکن آنان را برآورده سازند، به طور شایع دچار ناامیدی می‌شوند.

ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR‌ در مورد اختلال شخصیت خود شیفته:

خودبزرگ بینی (در خیال یا رفتار)، نیاز به مقبولیت،‌ و فقدان حس همدلی به صورت الگویی نافذ و فراگیر که از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه‌های گوناگون به چشم آید،‌ که علامت‌اش وجود لااقل پنج تا از موارد زیر است:

احساس خودبزرگ بینانه‌ای به صورت مهم پنداشتن خود داشته باشد (مثلا در موفقیت‌ها و استعدادهای خود اغراق کند یا بدون آنکه به موفقیت شایسته‌ای دست یافته باشد،‌ انتظار داشته باشد که او را آدم بزرگ و مهمی بدانند).
مشغولیت ذهنیش خیالاتی از قبیل موفقیت، قدرت،‌استادی و ذکاوت، زیبایی یا محبوب و دوست داشتنی بودن در حد نامحدود باشد.
معتقد باشد که «استثنایی» است و تنها سایر افراد (یا موسسات) استثنایی یا رده بالا می‌توانند او را درک کنند یا او باید تنها با این افراد رابطه داشته باشد.
احتیاج داشته باشد که به شکلی افراطی تحسین شود.
احساس محق بودن (entitlement) بکند، یعنی به شکل نامعقولی انتظار داشته باشد برخوردی رضایت بخش و اختصاصی با او صورت گیرد یا افراد خود به خود تسلیم خواسته هایش شوند.
در روابط بین فردی استثمارگر باشد،‌ یعنی از امتیازات دیگران برای رسیدن به مقاصد خود استفاده کند.
فاقد حس همدلی باشد،‌ یعنی تمایلی به درک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نداشته باشد.
اغلب به دیگران حسودی کند یا معتقد باشد که دیگران به او حسادت می‌کنند.
رفتارها و نگرش‌هایش پرافاده و تکبر آمیز باشند.
اختلال شخصیت خودشیفته
روابط بین‌فردی که این افراد برقرار می‌کنند اغلب سطحی و بدور از صمیمیت واقعی و همدلی است.

  • اختلال شخصیت مرزی: Borderline personality disorder

یکی از اختلالات شخصیت که به صورت گسترده مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است و حتی درمان‌های اختصاصی برای اون تعریف شده، اختلال شخصیت مرزی یا بردرلاین می‌باشد.
افراد دارای اختلال شخصیت مرزی در مرز بین روان‌رنجوری یعنی اختلالات اضطرابی/ خلقی و روان‌پریشی یعنی طیف اسکیزوفرنی گیر کرده‌اند.

یک لحظه ممکن است نزاع‌طلب باشند، لحظهٔ بعد افسرده و لحظه‌ای دیگر شاکی از این که هیچ احساسی ندارند. بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی چون احساس وابستگی و خصومت را همزمان دارند، روابط بین فردیشان آشفته و به هم ریخته است. ممکن است به کسی که احساس نزدیکی با او می‌کنند، وابسته شوند، و از طرف دیگر نسبت به دوستان صمیمی خود هم اگر احساس سرخوردگی پیدا کنند، خشمی بسیار زیاد ابراز می‌کنند. نوشیدن مشروبات الکلی، مصرف مواد مخدر، خودزنی‌های متعدد و روابط جنسی بدون قاعده در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی زیاد دیده می شود.

ملاک‌های تشخیصی DSM برای اختلال شخصیت مرزی:

بی ثباتی در روابط بین فردی، خودانگاره، و حالت عاطفی، و نیز آشکارا تکانشی بودن، به صورت الگویی نافذ و فراگیر که از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه‌های مختلف به چشم آید، که علامتش وجود حداقل پنج عدد از موارد زیر است:
اختلال شخصیت مرزی
انجام تلاش‌های مضطربانه توأم با سراسیمگی برای اجتناب از ترک شدن واقعی یا تصوری. نکته: شامل رفتارهایی نظیر خودکشی یا خودزنی نمی‌شود، این‌ها را جزء ملاک ۵ باید برشمرد.
بی‌ثبات و شدید بودن روابط فردی به صورت الگویی که مشخصه‌اش تناوب میان دو قطب افراطی است: آرمانی‌نمایی و بی‌ارزش‌نمایی.
اختلال و اشکال در هویت؛ بی‌ثبات بودن واضح و دائم خودانگاره یا احساس فرد در مورد خودش.
تکانشی بودن لااقل در دو حوزه از حوزه‌هایی که بالقوه به فرد صدمه می‌زنند. (مثلاً خرج کردن پول، روابط جنسی، سوء مصرف مواد، بی‌ملاحظه رانندگی کردن، شکمبارگی). نکته: شامل رفتارهایی نظیر خودکشی یا خودزنی نمی‌شود؛ اینها را جزء ملاک ۵ باید برشمرد.
رفتار، ژست، یا تهدید به خودکشی به صورت مکرر، یا خود زنی‌های مکرر.
بی‌ثباتی در حالت عاطفی به صورت واکنش‌پذیری آشکار خلق (مثل ملال، تحریک‌پذیری، یا اضطراب شدید و حمله‌ای [اپیزودیک] که چند ساعتی طول بکشد و خیلی به ندرت هم بیش از چند روزی).
احساس پوچی مزمن.
نامتناسب و شدید بودن خشم یا دشواری در تسلط بر خشم (مثلاً تندخو شدن‌های پیاپی، خشمگین بودن دائمی، نزاع کردن‌های مکرر).
بروز افکار بدگمانانه (پارانویید) یا علایم شدید تجزیه‌ای به صورت گذرا و در مواقع فشار روانی (استرس).

هشدار:
از آنجا که سیستم های تشخیصی در حال حاضر برای اختلالات شخصیت حتی برای روانشناسان دشوار است، ما از شما می‌خواهیم تا از تلاش برای تشخیص خودتان یا شخص دیگری خودداری کنید. اگر درباره خودتان یا اطرافیان در این مورد نگرانی دارید برای کاهش این نگرانی‌ها با یک متخصص رواندرمانی مشورت کنید. روانشناسان به صورت علمی و حرفه‌ای به شما کمک خواهند کرد.

::: در بخش بعدی از این مقاله، ما درباره کلاستر C به تفصیل صحبت خواهیم کرد:::

این نوشته ادامه مطلب قبلی ما درباره اختلال شخصیت در DSM5 می باشد.

خوشه A: اختلالات شخصیتی پارانوئید، اسکیزوئید، اسکیزوتایپی

کلاستر A خوشه عجیب و غریب نامیده می شود. این کلاستر شامل اختلال شخصیت پارانوئید ، اختلال شخصیت اسکیزوئید، و اختلالات شخصیت اسکیزوتایپی است. ویژگی مشترک اختلالات شخصیت در این خوشه می توان به برداشت‌ها نادرست از اجتماع اشاره کرد. این اختلالات تحت سلطه تفکر تحریف شده  است.

اختلال شخصیت پارانوئید:
با یک بی اعتمادی فراگیر و همیشه مشکوک از دیگران مشخص می شود. افراد مبتلا به این اختلال شخصیت فرض می‌کنند که دیگران به آنها آسیب می‌رسانند،  از آنها سو استفاده می کنند، و یا به شکل‌های مختلف وی را تحقیر می‌کنند. آنها به تلاش زیادی برای دفاع از خود و حفظ فاصله خود از دیگران می‌پردازنند. حتی برای پیشگیری از این موارد ممکن است به دیگران حمله کنند.

[divider style=”solid” top=”20″ bottom=”20″]

[button color=”green” size=”big” link=”https://1farakav.com/downloads/personality-disorders-workshop/” icon=”download” target=”true”]دانلود مجموعه آموزشی و کاربری اختلالات شخصیت[/button]

[divider style=”solid” top=”20″ bottom=”20″]

به نظر میٰ‌رسد آنها کینه‌ای، اهل دعوا و خیلی حسود هستند. تفکر به طور آشکار تحریف شده است. درک آنها از محیط اطراف شامل کشف نیات بدخواهانه و رفتارهای تحقیرآمیز دیگران است. به این دلایل، آنها به دیگران اعتماد ندارند و از روابط نزدیک با دیگران دوری می‌کنند. زندگی عاطفی آنان تحت سلطه تمایل به بی اعتمادی و خصومت است.
اختلال شخصیت

برای اطلاعات بیشتر درباره این اختلال اینجا کلیک نمایید. – هم چنین این نوشته
ویدئو زیر اطلاعات بیشتری را در اختیار شما قرار می دهد.

برای مبتلایان به اختلال شخصیت پارانوئید پشت هر اظهار نظر خنثایی یک معنی پنهان تحقیرکننده یا تهدیدکننده وجود دارد. آنها همیشه ناخشنود و کینه ای اند. اما چیزی که آنها را به روان درمانی می کشاند، شک مزمنی است که به همسرشان دارند.

اختلال شخصیت اسکیزوئید:
این اختلال شخصیت یک الگوی فراگیر جدا شدن از اجتماع و طیف محدود بیان و عاطفه مشخص می شود. به این دلایل، افراد مبتلا به این اختلال تمایلی به اجتماعی شدن ندارند. به نظر نمی رسد که ایجاد روابط نزدیک لذت ببرند. آنها تقریبا همیشه فعالیت های انفرادی را انتخاب می‌کنند، و به نظر می رسد لذت کمی از زندگی می‌برند. آنها خیلی واضح از تعامل های انسانی ناراحت می شوند، برای همین ترجیح می دهند شغل هایی را انتخاب کنند که در آن کمترین تعامل با انسان ها وجود داشته باشد. بعضی از آنها به همین خاطر شب کار می شوند. آنها نه میلی به رابطه صمیمانه دارند، و نه از رابطه صمیمانه لذت می برند.

نه لبخندی، نه اخمی و نه هیچ تغییر آب و هوایی دیگر در سرزمین چهره شان دیده نمی شود؛ بی تفاوت بی تفاوت البته کنار همه اینها، کافی است که یک مسیر انفرادی بدون نیاز به تعامل به آنها نشان دهید. مثلا سرمایه گذاری برای دانش ریاضی، نجوم، یا سبک زندگی گیاه خواری آنها تا تهش می روند!
اختلال شخصیت

اختلال شخصیت اسکیزوتایپی:
اگر انزوا کلید واژه فهم اسکیزوئیدها باشد، اسکیزوتایپال ها را با «عجیب و غریب بودن» باید شناخت، عجیب و غریب بودن همه چیزشان. آنها به شدت خرافاتی، معتقد به غیب بینی و تله پاتی و حس ششم هستند.
وقتی با آنها حرف می زنید معمولا چیز زیادی سر در نمی آورید از بس که مبهم، استعاری یا با شرح و تفصیل حرف می زنند، یا بیش از حد حاشیه می روند. آنها یک دفعه در مراسم خشم می‌خندند یا در مراسم شادی گریه می‌کنند؛ یعنی به اصطلاح روانشناسان، عاطفه شان نابه‌جا است.
همه اینها یک طرف؛ ظاهر و پوشش عجیب و غریب و نامتعارف شان یک طرف دیگر. جالب این جاست این آدم ها در جمع اضطراب دارند، نه به خاطر اینکه اعتماد به نفس ندارند، بلکه به این خاطر که به جمع بدگمانند و از جمع می‌ترسند.

هشدار:
از آنجا که سیستم های تشخیصی در حال حاضر برای اختلالات شخصیت حتی برای روانشناسان دشوار است، ما از شما می‌خواهیم تا از تلاش برای تشخیص خودتان یا شخص دیگری خودداری کنید. اگر درباره خودتان یا اطرافیان در این مورد نگرانی دارید برای کاهش این نگرانی‌ها با یک متخصص رواندرمانی مشورت کنید. روانشناسان به صورت علمی و حرفه‌ای به شما کمک خواهند کرد.

::: در بخش بعدی از این مقاله، ما درباره کلاستر B به تفصیل صحبت خواهیم کرد:::

راهنمای تشخیصی و آماری انجمن روانپزشکی آمریکا، (به صورت مختصر، DSM-5)، فهرست بسیار کاملی از تفاوت‌های بین شخصیت سالم و ناسالم را ارائه می‌دهد. با توجه به تعریف اختلالات شخصیت در (DMS-5 APA 2013)، عناصر کلیدی اختلال شخصیت عبارتند از:

۱. اختلال شخصیت الگوی پایدار از تجربه و رفتار درونی است. این الگوی آشکار در دو یا بیشتر از زمینه های زیر است:

الف. تفکر
ب. احساس
ج. روابط بین فردی
د. کنترل تکانه

۲. این الگو به طور قابل توجهی از هنجارها و انتظارات فرهنگی جامعه انحراف دارد.

۳. این الگو، فراگیر و انعطاف ناپذیر است.

۴. در طول زمان پایدار باشد.

۵. منجر به ناراحتی یا اختلال شده است.

اختلال شخصیت

چهار ویژگی های اصلی اختلالات شخصیتی :

(DSM-5 (APA، 2013  ده اختلال شخصیت خاص را شناسایی و توصیف می‌کند. این ده تشخیص نماینده ده الگوی پایدار خاص از افکار، احساسات و رفتار است. با این حال، هر یک از این ده الگو می‌تواند شامل چهار ویژگی اصلی اختلال شخصیت به شرح زیر است:

1. الگوهای تفکر سخت، شدید و تحریف شده (افکار)
2. الگوهای پاسخ عاطفی مشکل‌دار (احساسات)
3. مشکلات کنترل تکانه (رفتار)
4. مشکلات بین فردی قابل توجه

در واقع، به منظور تشخیص اختلال شخصیت یک فرد باید حداقل دو تا از این چهار ویژگی اصلی را نشان دهد.

[divider style=”solid” top=”20″ bottom=”20″]

[button color=”green” size=”big” link=”https://1farakav.com/downloads/personality-disorders-workshop/” icon=”download” target=”true”]دانلود مجموعه آموزشی و کاربری اختلالات شخصیت[/button]

[divider style=”solid” top=”20″ bottom=”20″]

در این نوشته ما هر یک از این چهار ویژگی اصلی که در تمام اختلالات شخصیت شایع است را بررسی می‌کنیم. سپس در بخش‌های بعدی، ما بحث در مورد ده اختلال شخصیت را که در DSM5 توصیف شده است را ادامه خواهیم داد. همانطور که شما در حال خواندن در مورد این اختلالات هستید، ممکن است که درباره خودتان یا دیگران با توجه به این نشانه ها تصوری داشته باشید. تا جای ممکن تلاش شده است یه تعریف دقیق از هر اختلال برای تشخیص درست‌تر ارائه شده است. شاید شما تصور کنید که تمایز بین اختلال شخصیت و شخصیت سالم خیلی آسان به نظر می‌رسد. اگر چنین افکاری در ذهن دارید، شما به تنها نیستید!

اختلال شخصیت

ده اختلال شخصیت با توجه به ویژگی‌های توصیفی در سه خوشه – کلاستر- دسته‌بندی می شود:

خوشه A – Cluster A –  :

در این دسته‌بندی افراد دارای شخصیت عجیب و غریب قرار می‌گیرند. این خوشه شامل اختلال شخصیت : اسکیزویید، اسکیزوتایپی، پارانویید هستند.

خوشه B – Cluster B –: بیماران دارای ویژگی‌های شخصیتی هیجانی، نمایشی ، نامتعادل و تحریک‌پذیر هستند. در این دسته‌بندی اختلالات شخصیت زیر قرار می‌گیرند:
اختلال شخصیت مرزی، اختلال شخصیت هیستریک، اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت خودشیفته

خوشه C – Cluster C  – : افرادی پر از ترس و اضطراب! ترس از نزدیک شدن، ترس از دست دادن دیگری. این افراد بالاترین سطح اضطراب را تجربه می کنند. اختلال شخصیت وسواسی – جبری، اختلال شخصیت اجتنابی و اختلال شخصیت وابسته در این مجموعه قرار می‌گیرند.

هشدار:
از آنجا که سیستم های تشخیصی در حال حاضر برای اختلالات شخصیت حتی برای روانشناسان دشوار است، ما از شما می‌خواهیم تا از تلاش برای تشخیص خودتان یا شخص دیگری خودداری کنید. اگر درباره خودتان یا اطرافیان در این مورد نگرانی دارید برای کاهش این نگرانی‌ها با یک متخصص رواندرمانی مشورت کنید. روانشناسان به صورت علمی و حرفه‌ای به شما کمک خواهند کرد.

::: در بخش بعدی از این مقاله، ما درباره هر کلاستر به تفصیل صحبت خواهیم کرد:::

پیشنهاد ما:

دانلود مجموعه آموزشی و کاربری اختلالات شخصیت


– با کمترین تحقیر یا سرزنش از طرف دیگران، کینه آنها را برای همیشه بر دل دارد!

– بیشتر اوقات از همسر یا اطرافیان درباره روابط با دیگران بازجویی می کند!

– به صورت همیشه در این فکر است که نکند به وی خیانت کنید!

– خشم و پرخاشگری نامتناسب با موقعیت از خود بروز می دهد!

– این باور را دارد که شما روزی بر علیه او اقدام خواهید کرد!

– تفسیر خوبی از رفتارها و تحسین ها شما ندارد!

– مسئول هر گونه مشکلی، دیگران هستند!

ویژگی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت بدگمان ( پارانوئید به انگلیسی:(Paranoid personality disorder (PPD)، شکاکیت و بی اعتمادی دیرپا به همه افراد است. مسئولیت این احساسات از نظر آنها نه به عهده خود آنها، که بر دوش دیگران است. این بیماران اغلب کینه ای، تحریک پذیر و خشمگین اند. افراد متعصب و جزم اندیش، کسانی که مدارکی دال بر تخلف دیگران از قانون جمع می کنند، افرادی که به همسر خود سوء ظن دارند، و اشخاص بدعنقی که اهل دعوا و مرافعه اند، اغلب دچار اختلال شخصیت پارانوئید هستند.

شعار یک فرد پارانوئید به احتمال زیاد چنین است: به کسی اعتماد نداشته باش.

اختلال شخصیت پارانویید

به مرور زمان فرد پارانوئید غیرقابل تحمل شده و از سوی دیگران طرد می شود و همین سبب می شود بیشتر نسبت به دشمنی دیگران به خودش اطمینان یابد و بدین ترتیب او وارد یک حلقه معیوب می شود. یعنی اینکه فرد  با دیگران به عنوان دشمن درگیر می شود و دیگران نیز واکنش منفی به او نشان می دهند و در بازخورد، فرد پارانوئید از واکنش منفی دیگران به عنوان شواهدی برای تایید افکار ببینانه اش استفاده می کند.

———————————————

ویدئو آموزشی درباره اختلال شخصیت پارانویید:

لینک دانلود ویدئو:

———————————————-

ملاک های DSM-IV-TR در مورد اختلال شخصیت پارانوئید:

الف) بی اعتمادی و شکاکیتی نافذ و فراگیر نسبت به دیگران به طوری که انگیزه های افراد را شرارت آمیز تلقی کند. این حالت باید از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه های مختلف به چشم بخورد، که علامت اش وجود حداقل چهار تا از موارد زیر است:

1- بدون دلیل کافی، شک داشته باشد که دیگران دارند ان را استثمار می کنند، به وی ضرر می رسانند، یا سرش کلاه می گذارند.
2- مشغولیت دائم ذهنیش شکی اثبات نشده در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیانش باشد.
3- به دلیل ترسی ناموجه از اینکه اطلاعاتی را به دیگران می دهد مغرضانه بر ضد خودش بکار ببرند، از اطمینان کردن به دیگران اکراه داشته باشد.
4- در پس اظهار نظرهای بی غرضانه یا اتفاقهای بی خطر، معانی تحقیر کننده یا تهدید کننده پنهانی بیابد.
5- همیشه دلخور و ناخشنود باشد، یعنی اگر کسی توهین کرده باشد، صدمه ای رسانده باشد، یا بی احترامی کرده باشد هیچ وقت او را نبخشد.
6- با کوچکترین چیزی احساس کند به شخصیت یا اعتبارش لطمه وارد شده است، حال آنکه دیگران چنین معنایی را در آن چیزها به طور آشکار نیابند؛ فوراً واکنشی خشمگینانه نشان دهد یا به مقابله بپردازد.
7- مکرراً و بدون هیچ دلیل به وفاداری همسر یا شریک جنسیش شک کند.
ب) حالت مذکور منحصراً در سیر اسکیزوفرنی، اختلال خلقی با خصایص روانپریشانه، یا یک اختلال روانپریشانه دیگر پیدا نشده باشد، و نیز ناشی از اثرات جسمی مستقیم یک بیماری طبی عمومی نباشد.

—————————————————————

درمان اختلال شخصیت پارانوییدی:

درمان انتخابی، رواندرمانی است.

درمانگر در تمام برخوردهایی که با این گونه بیماران دارد، باید کاملاً صریح و روراست باشد. اگر به دلیل تناقض یا اشتباهی _مثلاً دیر کردن در جلسه رواندرمانی_ قصوری متوجه درمانگر شد، بهتر است صادقانه عذرخواهی کند، نه که در دفاع از خود به توجیه بپردازد. درمانگر باید همواره به خاطر داشته باشد که اعتماد و تحمل روابط صمیمانه برای بیماران مبتلا به این اختلال مشکل است.

لذا در رواندرمانی فردی، درمانگر باید رفتاری جدی در پیش بگیرد و زیادی با بیمار گرم نگیرد. اگر روان درمانگر به خاطر اشتیاق مفرطی که خود دارد، از تفسیر _به ویژه در مورد احساس وابستگی شدید بیمار، مسائل جنسیش و آرزویش برای داشتن روابط صمیمانه_ بیش از حد استفاده کند، بی اعتمادی او را به نحو چشمگیری افزایش خواهد داد.

بیماران پارانوئید معمولاً در گروه درمانی خوب عمل نمی‌کنند، با این حال رواندرمانی گروهی برای ارتقای مهارتهای اجتماعی و کاهش شکاکیت آنها از طریق ایفای نقش می تواند مفید باشد. بسیاری از این بیماران رفتاردرمانی را هم که برای پرورش مهارتهای اجتماعی به کار می رود، ممکن است مزاحم و مداخله گر بیابند و تحمل نکنند. گاه رفتار بیماران مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید به قدری خطرناک و تهدید کننده است که لازم می شود درمانگر آن را مهار کند یا محدودیت هایی برایش وضع کند. با تهمت زدنهای هذیانی بیمار باید واقع بینانه، اما آرام و به نحوی غیر تحقیر آمیز برخورد کرد.

بیماران پارانوئید اگر کسی که می خواهد به آنها کمک کند، ضعیف و درمانده است، عمیقاً وحشت زده می شوند، لذا درمانگر هیچ وقت نباید کاری کند که بیمار خیال کند او می خواهد بر وی مسلط شود، مگر آنکه هر دو طرف بر سر آن به توافق رسیده باشند و قادر به انجام آن باشند.

دارودرمانی:
برای مقابله با سراسیمگی و اضطراب این بیماران، دارودرمانی مفید است. در اکثر موارد داروی ضداضطرابی مثل دیازپام کافی است. اما گاه نیز ممکن است لازم باشد از داروی ضدّ روانپریشی مثل هالوپریدول به مقدار کم و به مدتی کوتاه استفاده شود تا سراسیمگی شدید یا افکار نیمه هذیانی آنها قابل تدبیر باشد. پیموزاید در برخی از بیماران برای کاهش افکار بدگمانانه آنها به کار برده اند که موفق هم بوده است.

دانلود کارگاه تخصصی پیشگیری و مداخله در خودکشی +ویژه روان درمان‌گران

اختلالات شخصیت عبارت است از تجارب درون ذهني و رفتاري با دوامي كه بر معيارهاي فرهنگي منطبق نيست، نفوذي غيرقابل انعطاف دارد، از نوجواني يا جواني شروع مي شود، در طول زمان تغيير نمي كند و موجب ناخشنودي فرد و مختل شدن كاركردهايش مي شود. هر گاه صفات شخصيتي، غيرقابل انعطاف و غيرانطباقي باشد و كاركردهاي فرد را مختل سازد يا رنج و عذاب درون ذهني برايش ايجاد كند، تشخيص اختلال شخصيت را مي توان مطرح كرد.
درDSM-IV-TR اختلالات شخصيت به سه دسته (كلاستر) تقسيم مي شود.

دسته الف- cluster A عبارت است از سه اختلال شخصيت پارانوئيد، اسكيزوييد و اسكيزوتايپال. افراد مبتلا به اين اختلالات اغلب غريب و نامتعارف به نظر مي رسند.
دسته ب- cluster B عبارت است از چهار اختلال شخصيت ضداجتماعيantisocial، مرزيborderline، نمايشيhistrionic و خودشيفته narcissistic. افراد مبتلا به اين اختلالات اغلب نمايشي، نامتعادل و هيجاني اند.
دسته پ- cluster C عبارت است از اختلالات شخصيت مردم گريزavoidant، وابستهdependent، وسواسي- اجباري.

الف )- پارانوئيد

مشخصه بيماران مبتلا به اختلال شخصيت پارانوئيد، شكاكيت و بي اعتمادي ديرپا به همه افراد است. مسئوليت اين احساسات از نظر آنها نه به عهده خودشان، بلكه به دوش ديگران است. اين بيماران اغلب متخاصم، تحريك پذير و خشمگين اند. افراد متعصب و جزم انديش، كساني كه مداركي دال بر تخلف ديگران از قانون جمع مي كنند، افرادي كه به همسر خود سوءظن مرضي دارند و اشخاص بدعنقي كه اهل دعوا و مرافعه اند، اغلب دچار اختلال شخصيت پارانوئيد هستند. افراد مبتلا به اين اختلال تقريباً هميشه منتظرند كه ديگران به طريقي آنها را استثمار كنند يا به آنها ضرر برسانند. آنها در بسياري از اوقات بي هيچ توجيهي در وفاداري يا صداقت دوستان و همكاران خود ترديد مي كنند. آنان اغلب حسادت مرضي دارند و در وفاداري همسر يا شريك جنسي خود بي دليل شك مي كنند.
بيماران مبتلا به اين اختلال، حالت عاطفي محدودي دارند و به نظر مي رسد فاقد هرگونه احساس و هيجاني باشند. آنها از اينكه مستدل و عيني مي انديشند، به خود مي بالند حال آنكه چنين نيست. اينها آدمهاي گرمي نيستند و قدرت و منزلت افراد آنها را تحت تأثير قرار مي دهد و به آن دقيقاً توجه دارند و اگر كسي را ضعيف بيابند يا ببينند كه اختلال يا نقصي در وضع و حالش وجود دارد، به وي با ديده تحقير مي نگرند. افراد مبتلا به اختلال شخصيت پارانوئيد ممكن است در موقعيت هاي اجتماعي، آدمهايي فعال و كارا به نظر برسند، حال آنكه اغلب ديگران را فقط مي ترسانند يا افراد را به جان هم مي اندازند. همانند ساير اختلالات شخصيت، بايد نقش عوامل وراثتي، زيستي (ناقلين عصبي يا نوروترنسميترها)، عوامل رواني و محيطي را درنظر گرفت. از ديدگاه روان تحليل گري و نقش مكانيسم هاي دفاعي، افراد دچار اختلال شخصيت پارانوئيد، از برون فكني (Projection) استفاده مي كنند. يعني تكانه ها و افكاري را كه خود دارند و برايشان غيرقابل قبول است به ديگران نسبت مي دهند.

روشهای درمان بیماری

روان درماني
درمان انتخابي، روان درماني است. بيماران پارانوئيد معمولاً در گروه درماني خوب عمل نمي كنند، با اين حال روان درماني گروهي براي ارتقاي مهارت هاي اجتماعي و كاهش شكاكيت آنها از طريق ايفاي نقش مي تواند مفيد باشد. بسياري از اين بيماران رفتار درماني را هم كه براي پرورش مهارت هاي اجتماعي به كار مي رود، ممكن است مزاحم و مداخله گر بيابند و تحمل نكنند.

دارو درماني
دارو درماني براي مقابله با سراسيمگي (Agitation) و اضطراب اين بيماران مفيد است. در اكثر موارد داروي ضداضطرابي مثل ديازپام (Valium) كافي است اما گاه نيز ممكن است لازم باشد از داروي آنتي سايكوتيك مثل هالوپريدول (haldol) به مقدار كم و به مدتي كوتاه استفاده شود تا سراسيمگي شديد يا افكار نيمه هذياني آنها قابل تدبير باشد. پيموزايد(orap) را كه داروي آنتي سايكوتيك است، در برخي از بيماران براي كاهش افكار بدگماني آنها به كار برده اند كه موفق هم بوده است.

ب )- خود شيفتگي narcissistic

مشخصه افراد مبتلا به اختلال شخصيت خودشيفته اين است كه خودبزرگ بينانه احساس مي كنند آدم بسيار مهمي هستند و از جهتي نظير ندارند.
مبتلايان به اين اختلال احساس خودبزرگ بيني مي كنند و خود را آدم مهمي مي پندارند. فكر مي كنند شخص منحصر به فردي هستند و بايد ديگران به طرز خاصي با آنها تاكنند. احساس استحقاق و برتري آنها كاملاً چشمگير است. تاب تحمل انتقاد را ندارند و از اينكه هر كسي به خود اجازه انتقاد كردن از آنها را مي دهد، عصباني مي شوند يا ممكن است بي اعتنايي كامل به انتقادها از خود نشان دهند. آنها فقط نظر خود را قبول دارند و اغلب در طمع كسب شهرت و ثروت بادآورده اند. روابط آنها شكننده است و چون به قواعد مرسوم رفتار تن در نمي دهند، ممكن است خون ديگران را به جوش آورند. رفتار استثمارگرانه در روابط بين فردي آنها چيز كاملاً پيش پا افتاده و رايجي است. اينها نمي توانند همدلي از خود نشان دهند و تنها براي دستيابي به اهداف خودخواهانه خودشان تظاهر به همدردي مي كنند. اعتماد به نفس اين بيماران شكننده است و آنها مستعد افسردگي اند. مشكلات بين فردي، مشكلات شغلي، طرد و از دست دادن محبت ديگران از جمله فشارهاي رواني شايعي است كه خودشيفته ها با رفتارشان براي خود ايجاد مي كنند و همين فشارها نيز همانهايي است كه اينها هيچ نمي توانند از پسشان برآيند.

روشهای درمان بیماری

روان درماني
درمان اختلال خودشيفتگي دشوار است چون اگر قرار است پيشرفتي در كار حاصل شود، بيمار بايد از خودشيفتگي دست بردارد. روان پزشكاني مثل اتوكرنبرگ و هاينتس كوهوت رهيافت هاي روانكاوانه را براي اصلاح اين بيماران پيشنهاد مي كنند، اما براي آنكه معلوم شود اصلاً چنين تشخيصي معتبر است يا نه و اگر معتبر است بهترين درمانش كدام است، هنوز پژوهش هاي بيشتري بايد صورت گيرد. برخي بالينگران گروه درماني را براي بيماران خود توصيه مي كنند تا آنها بتوانند چگونگي مشاركت با ديگران را ياد گرفته و تحت شرايط ايده آل، واكنشي توأم با همدلي نسبت به ديگران نشان دهند.

دارو درماني
براي بيماراني كه يكي از علايم بالينيشان، چرخش هاي سريع خلق است ليتيوم را به كار برده اند. از آنجاكه بيماران مبتلا به خودشيفتگي نمي توانند طرد را تحمل كنند و مستعد افسردگي هستند، داروهاي ضدافسردگي به ويژه داروهاي سروتونرژيك مي تواند مفيد واقع شود.

ج)- شخصيت مرزي

مشخصه اين اختلال، ناپايداري حالت عاطفي، خلق، رفتار، رابطه با عينيت و خودانگاره فرد است. اين اختلال همچنين اختلال شخصيت داراي بي ثباتي هيجاني نيز ناميده شده است.
بيماران دچار اختلال شخصيت مرزي تقريباً هميشه به نظر مي رسد كه در بحران به سر مي برند. چرخشهاي سريع خلق ( mood swing ) در اينها شايع است: يك لحظه ممكن است نزاع طلب باشد، لحظه بعد افسرده و لحظه اي ديگر شاكي از اين كه هيچ احساسي ندارند. اين گونه بيماران ممكن است حملات سايكوتيك با عمر كوتاه داشته باشند كه اصطلاحاً حملات ميكروسايكوتيك خوانده مي شود اما حملات شديد و تمام عيار سايكوز در اينها ديده نمي شود؛ در واقع علايم سايكوتيك اي كه بيماران دچار اختلال شخصيت مرزي پيدا مي كنند، تقريباً هميشه محدود، گذرا و مشكوك است. رفتار اين گونه بيماران بسيار غيرقابل پيش بيني است و از همين رو آنها تقريباً هيچ وقت به آن مقدار كارايي كه در توانشان هست، دست نمي يابند. دردناك بودن ذاتي زندگي آنها در خودزنيهاي مكرر آنها مشهود است. اين گونه بيماران براي براي جلب كمك ديگران، ابراز خشم يا براي كرخت كردن خود در برابر حالت عاطفي فلج كننده اي كه دارند، ممكن است رگ دست خود را بزنند يا به اشكال ديگري خودزني كنند.
بيماران دچار اختلال شخصيت مرزي چون احساس وابستگي و خصومت ( hostile ) را همزمان دارند، روابط بين فرديشان آشفته و به هم ريخته است. ممكن است به كسي كه احساس نزديكي با او مي كنند، وابسته شوند و از طرف ديگر نسبت به دوستان صميمي خود هم اگر احساس سرخوردگي پيدا كنند، خشمي بسيار زياد ابراز مي كنند. بيماران دچار اختلال شخصيت مرزي نمي توانند تنهايي را تحمل كنند و براي تشفي خود حتي به نحوي ديوانه وار به جست و جوي ايجاد رابطه برمي آيند ولو اين رابطه براي خودشان ارضا كننده نباشد.
آنها براي رفع تنهايي خود حتي اگر ديري هم نپاييده باشد، با غريبه ها دوست مي شوند يا به لاابالي گري مي افتند. آنان اغلب از احساس مزمن پوچي و بي حوصلگي و فقدان احساس هويتي يكدست ( ابهام در هويت ) شاكي هستند. وقتي تحت فشار قرار مي گيرند، از اين شكايت مي كنند كه اكثر اوقات علي رغم ابراز شديد حالات عاطفي ديگر، بسيار افسرده اند.
كاركرد بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي نيز به گونه اي است كه روابط آنها مختل مي شود چون همه افراد را يا خوب مطلق (all-good) مي پندارند يا بد مطلق (all-bad) يعني افراد به نظر آنها يا حامي آنهايند و لذا بايد به آنها دل بست، يا منفور و دگرآزار (ساديست) اند و احساس امنيت آنها را مختل مي كنند، چون همين كه ببينند بيمار به آنها وابسته شده، او را ترك مي كنند و از اين رو تهديدي براي او محسوب مي شوند. در نتيجه اين دو نيم سازي (pliting) است كه بيمار افراد خوب را آرماني مي بيند و افراد بد را به كلي فاقد ارزش. به همين دليل است كه اين بيماران هر زمان از فرد يا گروه متفاوتي حمايت مي كنند. هراس عام ( panphobia – همه چيز هراسي )، اضطراب عام ( ananxiety – از همه چيز مضطرب شدن )، دودلي عام ( anambivalence – در همه كار دودل بودن ) و رفتار جنسي آشوبناك ( chaotic sexuality )

روشهای درمان بیماری

روان درماني
روان درماني و به ويژه روان تحليل گري براي بيمار و درمانگر به يك اندازه دشوار است. دو نيم سازي ( spliting ) به عنوان ساز و كاري دفاعي باعث مي شود، بيمار نسبت به درمانگر و ساير افراد دور وبرش زماني احساس عشق و محبت و زماني ديگر احساس نفرت پيدا كند. رهيافتي معطوف به واقعيت ( reality-oriented ) موثرتر از تفسير عميق ناخودآگاه بيمار است. روان درماني فشرده- هم فردي و هم گروهي – در محيط هاي بيمارستاني در درمان اين بيماران نتايج خوبي داشته است. اين درمان خصوصاً زماني مفيد واقع مي شود كه محيط خانه بيمار به دليل تعارض هاي درون خانوادگي يا فشارهاي رواني ديگر مثل بدرفتاري والدين به توانبخشي بيمار ضرر برساند. در محيط حفاظت شده بيمارستان مي توان براي بيمار مبتلا به اختلال شخصيت مرزي كه بسيار تكانشي ( impulsive ) است و خودزنيهاي فراوان مي كند، محدوديت وضع كرد و او را تحت نظر قرار داد. مطلوب آن است كه بيمار آن قدر در بيمارستان بماند كه بهبود قابل توجهي در وي ديده شود و اين در برخي موارد تا يك سال هم طول مي كشد.

رفتار درماني
درمانگران از رفتار درماني براي مهار تكانه ها و فورانهاي خشم و كم كردن حساسيت بيمار به انتقاد و طرد استفاده كرده اند. پرورش مهارت هاي اجتماعي به ويژه با استفاده از تماشاي مجدد فيلم ويديويي رفتارهاي خود، مفيد است و باعث مي شود كه بيمار بتواند اثر اعمالش را بر ديگران ببيند و از اين طريق رفتار بين فردي خود را بهتر كند. رفتار درماني ديالكتيك ( DBT ) براي درمان اختلال شخصيت مرزي در بيماراني كه رفتارهاي شبه خودكشي نظير رگ زني هاي مكرر دارند، به كار رفته است.

دارو درماني
داروهاي ضد سايكوز براي مهار خشم، خصومت و حملات گذراي سايكوز به كار مي رود. داروهاي ضد افسردگي، خلق افسرده را كه در اين بيماران شايع است، بهبود مي بخشد. مهار كننده منوآمين اكسيداز ( MAOIها ) در برخي از بيماران براي ميزان كردن رفتار تكانشي آنها موثر بوده است. بنزوديازپين ها به ويژه آلپرازولام ( xanax ) براي رفع اضطراب و افسردگي مفيد است، منتها در برخي بيماران با مصرف اين دسته از داروها مهارگسيختگي ( disinhibition ) ديده شده است. داروهاي ضد صرع مثل كاربامازپين ممكن است كاركرد كلي برخي از بيماران را بهتر كند. داروهاي سروتونرژيك مثل مهاركننده هاي انتخابي بازجذب سروتونين ( SSRLS ) نيز در برخي از بيماران مفيد بوده است.

د) – وسواسي- اجباري

مشخصه هاي اختلال شخصيت وسواسي- اجباري، محدود بودن هيجانات، منظم و مرتب بودن، مداومت و پافشاري، سرسختي و يكدندگي و بلاتصميمي است.
خصيصه محوري اين اختلال عبارت است از، كمال طلبي و انعطاف ناپذيري به گونه الگويي نافذ و فراگير.
مشغوليت ذهني افراد مبتلا به اختلال شخصيت وسواسي- اجباري به قواعد، مقررات، نظم و ترتيب، تر و تميزي و شسته رفتگي، جزئيات و دستيابي به كمال است. همين صفات باعث مي شود كليت شخصيت آنها در مجموع، محدود و بسته باشد. آنها مصرانه معتقدند كه از قواعد بايد به دقت پيروي كرد و قادر نيستند آنچه را به نظرشان تخطي مي آيد، تحمل كنند. به همين دليل انعطاف ناپذير نيستند و سعه صدر ندارند. آنها مي توانند مدتها كار كنند و اصلاً از كار طولاني، امري روزمره براي آنهاست و لازم نيست براي آن تغييري در زندگي خود ايجاد كنند كه در نتيجه نتوانند به آن انطباق يابند.
بيماران مبتلا به اختلال شخصيت وسواسي- اجباري، مهارت هاي بين فردي چنداني ندارد. رسمي، جدي و فاقد شوخ طبعي اند. آنها مردم را از خود فراري مي دهند، نمي توانند حد وسط را بگيرند و به اصرار مي خواهند ديگران را تحت سلطه خواسته هاي خود درآورند. اما اگر كسي به نظرشان مقتدرتر از خود آنها بيايد، خواسته هاي او را به نحوي آمرانه برآورده مي سازند. آنها چون از اشتباه كردن مي ترسند، نمي توانند به تصميم قاطعي برسند و دايم درباره تصميمي كه مي خواهند بگيرند، فكر مي كنند. گرچه بيماران مبتلا به اختلال شخصيت وسواسي- اجباري اكثر اوقات وضع زناشويي پايداري دارند و در كار خود نيز كفايت و شايستگي از خود نشان مي دهند، اما دوستان زيادي ندارند. هر چيزي كه روال زندگي اينها را يا آنچه را از خود وضعي با ثبات براي خود مي پندارند، بخواهد به هم بزند، ممكن است به اضطراب فراوان و يك سلسله اعمال آييني منجر شود كه آنها بر زندگي خود تحميل مي كنند و مي خواهند به ديگران هم تحميل كنند.

روشهای درمان بیماری

روان درماني
بيماران مبتلا به اختلال شخصيت وسواسي- اجباري برخلاف مبتلايان به ساير اختلالات شخصيت، اغلب خود مي دانند كه بيمارند و لذا به جست و جوي درمان برمي آيند. اين بيماران كه از تحصيلات خيلي بالايي برخوردارند و خيلي هم معاشرتي اند، تداعي آزاد و درمان غير هدايتگرانه را خيلي ارج مي نهند. اما اين درمان ها اغلب طولاني و پيچيده است. از گروه درماني و رفتار درماني هم گاه نتايج خوبي به دست مي آيد. اين مانع شدن از بيمار براي انجام كامل رفتار عادتيش باعث افزايش اضطراب او مي شود.

ه) – نمايشي histrionic personality disorder

بيماران مبتلا به اختلال شخصيت نمايشي، تحريك پذير و هيجاني اند و رفتاري پررنگ و لعاب، نمايشي و برونگرايانه دارند. اما علي رغم رفتار متظاهرانه و پر زرق و برقي كه دارند، اغلب نمي توانند دلبستگي عميقي را به مدت طولاني حفظ كنند. اين تشخيص در زنها بيشتر از مردها مطرح شده است.
مبتلايان رفتار توجه طلبانه بسيار زيادي از خود نشان مي دهند. آنها در افكار و احساسات خود اغلب مبالغه مي كنند و هر چيز ساده اي را مهمتر از آنچه در واقع هست، جلوه مي دهند. اگر كانون توجه واقع نشوند يا تحسين و تأييد نشوند، تندخو مي شوند، مي زنند زير گريه و ديگران را ملامت مي كنند و به آنها افتراهاي ناروا مي بندند.
رفتار اغواگرانه در اين بيماران، از هر جنسي كه باشند، شايع است. پرداختن به تخيلات جنسي در مورد افرادي كه با آنها رابطه دارند، در اينها شايع است منتها اين تخيلات را هميشه بر زبان نمي آورند و به عوض اين كه از نظر جنسي پرخاشگر باشند، عشوه گر و اهل لاس زدن هستند. اين بيماران ممكن است به كژكاري رواني- جنسي مبتلا باشند: زنهاي نمايشي ممكن است آنورگاسمي داشته باشند و مردهاي نمايشي هم ممكن است دچار ناتواني جنسي باشند. براي آنكه مطمئن شوند كه نزد جنس مخالف جاذبه دارند، ممكن است تكانه هاي جنسي خود را هم به عمل درآورند. نياز آنها به مطمئن ساختن خود تمامي ندارد، با اين حال روابط آنها اغلب سطحي است و ممكن است افرادي مغرور، غرق در خود و دمدمي مزاج باشند. نيازهاي بسيار شديد آنها به وابستگي باعث مي شود كه زود به هر كس اعتماد كنند و خيلي راحت بشود فريبشان داد.

روشهای درمان بیماری

روان درماني
بيماران مبتلا اغلب از احساسات واقعي خود بي خبرند، لذا تبيين احساسات دروني آنها فرايند درماني مهمي است. روان درماني مبتني بر روانكاوي، چه به صورت گروهي و چه به صورت فردي، مي تواند درمان انتخابي اختلال شخصيت نمايشي باشد.

دارو درماني
دارو درماني جهت درمان علايم بيماري، به صورت كمكي استفاده مي شود. استفاده از داروهاي ضد افسردگي براي افسردگي و علايم جسمي، داروهاي ضداضطراب و داروهاي ضد سايكوز براي واقعيت زدودگي و خطاهاي ادراكي.

و) – شخصيت وابسته ( dependent )

بيماران مبتلا به اختلال شخصيت وابسته نيازهاي خود را تحت الشعاع نيازهاي ديگران قرار مي دهند. مسئوليتهاي مهم زندگي خود را به گردن ديگران مي اندازند. به خود مطمئن نيستند. اگر براي مدتي تنها بمانند، احساس ناراحتي بسياري مي كنند، به اين اختلال عنوان شخصيت وابسته منفعل passive-dependent هم داده اند.
مشخصه اختلال شخصيت وابسته، رفتاري حاكي از وابستگي و سلطه پذيري به صورت الگويي نافذ و فراگير است. مبتلايان از تصميم گيري عاجزند، مگر درصورتي كه با ديگران مشورت كرده و كاملاً مطمئن شده باشند. از موقعيتهاي مسئوليت آور پرهيز مي كنند. اگر از آنها خواسته شود كه نقش رهبر را به عهده گيرند، مضطرب مي شوند و ترجيح مي دهند تحت سلطه باشند. پافشاري در انجام دادن تكاليفي كه به خودشان مربوط است برايشان دشوار اما اگر آن تكاليف را براي ديگري انجام دهند، مداومت در آنها كاري برايشان ندارد.
اين بيماران دوست ندارند تنها باشند و دلشان مي خواهد كسي را پيدا كنند كه بتوانند به او وابسته شوند. همين نياز آنها به دلبستگي به فرد ديگر است كه روابط آنها را خدشه دار ساخته است. در جنون دونفره ( Folie a deux ) يا اختلال سايكوتيك مشترك، معمولاً يكي از دونفر به اختلال شخصيت وابسته مبتلاست كه عضو سلطه پذير آن مي شود و نظام هذياني عضو ديگر را كه پرخاشگري و جرئتمندي بيشتري دارد و فرد به او وابسته شده است، در خود مي پذيرد.
بدبيني، بي اطميناني به خود، انفعال و ترس از ابراز احساسات جنسي و پرخاشگرانه، مشخصه هاي رفتار بيمار مبتلا به اختلال شخصيت وابسته است. اين گونه افراد ممكن است همسري بدرفتار، بي وفا يا الكلي را مدتها تحمل كنند، براي آنكه احساس دلبستگيشان به او خدشه دار نگردد.

روشهای درمان بیماری

دارو درماني
دارو درماني براي مقابله با اضطراب و افسردگي كه از علايم شايع اختلال شخصيت وابسته است، به كار برده مي شود.

رفتار درماني
رفتاردرماني، جرأت آموزي، خانواده درماني و گروه درماني، همگي در درمان اين اختلال به كار رفته و در بسياري از بيماران پيامدهاي موفقيت آميزي هم داشته است.

س) – اسكيزوتايپال

مبتلايان به اختلال شخصيت اسكيزوتايپال حتي به نظر افراد غير متخصص نيز، بسيار عجيب و غريب مي آيند. تفكر جادويي، عقايد منحصربه فرد، افكار انتساب به خود، خطاهاي ادراكي و واقعيت زدودگي، همگي جزو زندگي روزمره فرد اسكيزوتايپال است.
در اختلال اسكيزوتايپال، تفكر و نحوه ارتباط برقراركردن، مختل شده است. مبتلايان گرچه اختلال فكر واضحي ندارند اما تكلمشان متمايز يا ويژه است، ممكن است معنايش را فقط خودشان بفهمند و اغلب نيازمند تفسير است. بيماران اسكيزوتايپال مثل اسكيزوفرن ها ممكن است از احساسات خود باخبر نباشند اما به كشف احساسات ديگران بويژه حالات عاطفي منفي اي مثل خشم، بسيار حساس اند. آنها ممكن است افكاري خرافي داشته باشند يا مدعي غيب بيني و داشتن ساير قدرتهاي فكري و بصيرتهاي ويژه باشند. جهان دروني آنها ممكن است پر از ترسها و تخيلات كودكانه و نيز رابطه با افرادي خيالي و تصوري باشد كه آنها را به وضوح مي بينند. ممكن است اعتراف كنند كه خطاي ادراك يا درشت بيني (مايكروپسي) دارند و افراد را مثل آدمهاي چوبي يا چيزي شبيه آن مي بينند.
آنها روابط بين فردي مخدوشي دارند و ممكن است اعمال نامناسبي از آنها سربزند درنتيجه آدمهايي منزوي اند و دوستي ندارند يا بسيار كم دارند. اين بيماران ممكن است برخي از خصايص اختلال شخصيت مرزي را هم از خود نشان دهند و در واقع مي شود اين دو تشخيص را همزمان نيز در كسي مطرح كرد. افراد مبتلا اگر تحت فشار رواني واقع شوند، ممكن است از حال عادي خارج شوند و علايم سايكوتيك پيدا كنند، اما مدت اين علايم معمولاً كوتاه است. در حالات شديد بي لذتي و افسردگي شديد هم ممكن است وجود داشته باشد.

روشهای درمان بیماری

دارو درماني
داروهاي آنتي سايكوتيك براي مقابله با افكار انتساب به خود، خطاهاي ادراكي و ديگر علايم اين اختلال مفيد مي باشد و استفاده از اين داروها توام با روان درماني در درمان بيماران موثر مي باشد.

ش) – اسكيزوئيد

تشخيص اختلال شخصيت اسكيزوئيد در بيماراني مطرح مي شود كه الگوي هميشگي زندگيشان انزواي اجتماعي است. آنها از تعاملهاي انساني ناراحت مي شوند. درونگرايند و حالت عاطفيشان كند و محدود است. ديگران آنها را آدمهايي نامتعارف، منزوي و تكرو مي دانند.
آنها جذب مشاغل انفراديي مي شوند كه مستلزم حداقل تماس با ديگران است. شب كاري را بر كار روز ترجيح مي دهند تا با افراد زيادي برخورد نداشته باشند. در مشاغل يكنفره و غيررقابتي كه براي ديگران غيرقابل تحمل است، با موفقت به كار مي پردازند
آنان به ندرت تماس چشمي را تحمل مي كنند. حالت عاطفي شان محدود، سرد يا به نحو نابجايي جدي است. شاد و شنگول بودن براي بيماران سخت است. گاه سعي مي كنند به زور خود را اهل شوخي نشان دهند اما بي فايده است. بيشتر جوابهاي كوتاه به سوالها مي دهند. در صحبت كردن پيشدستي نمي كنند. صنايع ادبي غيرمعمول مثل استعاره هاي غريب به كار مي برند. گاه شيفته اشياي بي جان يا مفاهيم ماوراي طبيعي مي شوند. گاه در ذهنشان احساس صميميت ناموجهي نسبت به كساني كه خوب نمي شناسند يا مدت زيادي نديده اند، ايجاد مي شود. حساسيت sensorium آنها سالم است. حافظه اشان خوب كار مي كند و از ضرب المثل ها تفسيري انتزاعي ارائه مي دهند.
مبتلايان افرادي سرد و نجوش به نظر مي رسند كه خويشتن دار و گوشه گير هستند. توجهي به اتفاقات روزمره و علايق سايرين نشان نمي دهند. ظاهري آرام، منزوي و غيرمعاشرتي دارند. سرشان در لاك خودشان است. نياز يا اشتياقي به داشتن پيوندهاي عاطفي با ديگران نشان نمي دهند. ديرتر از همه به تغييرات مد در جامعه تن مي دهند.
آنها به امور انفرادي علاقه دارند. زندگي جنسي شان ممكن است منحصراً در خيال طي شود و ايجاد روابط جنسي پخته را هربار به وقتي ديگر موكول كنند. مردان اسكيزوئيد ممكن است هيچ وقت ازدواج نكنند چون مي توانند با كسي صميمي شوند اما زنهاي مبتلا ممكن است منفعلانه به ازدواج با مردان پرخاشگر كه خواهان چنين زنهايي هستند تن دهند. مبتلايان هيچ وقت نمي توانند خشم خود را مستقماً ابراز كنند. اما مي توانند در امور فارغ از روابط انساني مثل رياضيات و نجوم سرمايه عاطفي قابل توجهي صرف كنند. همچنين ممكن است دلبستگي بسياري به حيوانات پيدا كنند. اينها اغلب مجذوب مدهاي غذايي و بهداشتي، نهضتهاي فلسفي و طرحهاي مربوط به بهبود وضعيت اجتماعي مي شوند، خاصه طرحهايي كه به هيچ وجه مستلزم دخالت و نقش فعال خود فرد نيست.
گرچه افراد مبتلا در لاك خود فرو رفته اند و روزها به افراط در رويا غرق مي شوند اما قابليت شناخت واقعيت را به هيچ وجه از دست نداده اند. از آنجا كه اعمال پرخاشگرانه جاي چنداني در مجموعه واكنشهاي معمول آنها ندارد، اگر با تهديد يا خطري رو به رو شوند غالباً يا غرق در خيالات همه كارتواني (omnipotence) مي شوند، يا به تسليم و رضا تن مي دهند. اين افراد اغلب سرد و تودار به نظر مي رسند اما گاه انديشه هايي خلاق و ابتكاري به ذهنشان خطور مي كند كه مي توانند آنها را بپرورانند و در اختيار ديگران بگذارند.

روشهای درمان بیماری

روان درماني
گرچه بيماران با درمانگر رابطه اي صميمي برقرار نمي كنند اما در روان درماني فعالانه شركت مي كنند. در گروه درماني بيماران ممكن است تا مدتها ساكت بمانند اما بالاخره مشاركت مي كنند.

دارو درماني
درمان با مقادير كمي داروهاي آنتي سايكوتيك، ضدافسردگي و محرك رواني در برخي از بيماران مؤثر بوده است. داروهاي سروتونرژيك ممكن است، از حساسيت بيمار به طرد كم كند. بنزوديازپين ها مي توانند به كاهش اضطراب بين فردي كمك كنند.

ر) – ضد اجتماعي

اختلال شخصيت ضد اجتماعي عبارت است از: ناتواني از تن دادن به هنجارهاي اجتماعي به طوري كه جنبه هاي متعددي از رفتار فرد در نوجواني و بزرگسالي تحت تاثير اين ناتواني قرار گرفته باشد. مشخصه اين اختلال، اعمال مداوم ضد اجتماعي يا خلاف قانون است اما اين اختلال مترادف با بزهكاري نيست.
مبتلايان اغلب ظاهري طبيعي و حتي گرم و دوست داشتني دارند اما در سابقه آنها مختل بودن حوزه هاي بسياري از كاركردهاي زندگيشان ديده مي شود. دروغگويي، مكتب گريزي، فرار از خانه، دزدي، دعوا، سوءمصرف مواد و اعمال غيرقانوني، تجاربي است كه اين گونه بيماران نوعاً از ابتداي كودكيشان داشته اند. اين بيماران، بالينگران جنس مخالف خود را اغلب تحت تاثير جنبه هاي مبالغه آميز و اغواگرانه شخصيت خود قرار مي دهند اما به چشم بالينگران جنس موافقشان ممكن است افرادي فريبكار و پرتوقع جلوه كنند. آنان هيچ گونه افسردگي يا اضطرابي از خود نشان نمي دهند و اين مغايرتي واضح با وضعيت آنها دارد، هرچند تهديد به خودكشي و اشتغال ذهني مربوط به مسايل جسمي در آنها شايع است. توضيحاتي كه آنها درمورد رفتار ضداجتماعيشان مي دهند، چنان است كه گويي رفتار مذكور از سر بي فكري و بي توجهي انجام شده است. با اين حال در محتواي ذهني بيمار هيچ گونه هذيان يا نشانه ديگري از تفكر غيرمنطقي ديده نمي شود. حتي آنها اكثر اوقات از حس واقعيت سنجي بسيار بالايي برخوردارند و اغلب ناظر را تحت تاثير هوش كلامي خوبي كه دارند، قرار مي دهند.
افراد معروف به كلاهبردار، نمونه خوبي از بيماران مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعي اند. آنها بسيار فريبكارند و اغلب با زباني چرب و نرم قاب ديگران را مي دزدند و آنها را به دام مشاركت در طرحهاي خود مي اندازند. طرحهايي كه شامل راههايي ساده براي پولدار شدن يا كسب شهرت يا بدنامي است و نهايتاً نيز ممكن است فرد را به ورطه فساد مالي، رسوايي اجتماعي، يا هردو بكشند. آنها هيچ وقت راست نمي گويند. هرگز نمي شود به آنها اعتماد كرد كه وظيفه اي را درست انجام دهند يا اساساً به هيچ يك از معيارهاي متعارف اخلاق پايبند باشند. لاابالي گري جنسي، همسرآزاري، كودك آزاري و رانندگي در حين مستي از اتفاقات شايع در زندگي اين بيماران مي باشد. چيزي كه خيلي مشهود است اين است كه آنها هيچ وقت از كارهاي خود پشيمان نمي شوند يعني انگار اصلاً وجدان ندارند.

روشهای درمان بیماری

دارو درماني
براي مقابله با علايم ناتوان كننده اي مثل اضطراب، خشم و افسردگي از درمان دارويي استفاده مي كنند اما از آنجاكه اين بيماران اغلب دچار سوءمصرف مواد نيز هستند، دارو را بايد حساب شده مصرف كرد. بيماران مبتلا اگر در جاي ثابتي نگهداري شوند مثلاً در بيمارستان بستري شوند، اغلب به روان درماني تن مي دهند و اگر خود را در ميان عده اي مثل خود بيابند، بي انگيزگي بيماران براي تغيير هم از بين مي رود، شايد از همين روست كه گروههاي خودياري در تخفيف اين اختلال مفيدتر از زندان بوده اند.

ز ) – مردم گريز avoidant

در بيماران داراي اختلال شخصيت مردم گريزي حساسيت مفرطي به طرد ديده مي شود كه ممكن است باعث گوشه گيري و انزواي آنها از جامعه گردد. هر چند اين افراد خجالتي هستند، غيرمعاشرتي نيستند و حتي تمايل فراواني به داشتن رابطه با ديگران دارند ولي دلشان مي خواهد كه ديگران تضمينهاي بسيار محكم و غيرمعمولي به آنها بدهند مبني براينكه بدون هيچ گونه خرده گيري و انتقادي آنها را مي پذيرند. حساسيت مفرط به طرد شدن از سوي ديگران، خصيصه باليني محوري اختلال شخصيت مردم گريز است و صفت شخصيتي عمده آنها كمرويي است. مبتلايان از گرمي و امنيت موجود در روابط انساني خوششان مي آيد، منتها پرهيز و گريز خود را از ايجاد رابطه با ديگران، با ترس از طرد شدن، توجيه مي كنند. وقتي با كسي صحبت مي كنند، قاطعيت و اعتماد به نفس در آنها ديده نمي شود و با تواضع و شكست نفسي حرف مي زنند. از سخنراني در جمع يا تقاضا كردن از ديگران مي ترسند، چون به طرد بسيار حساس اند. خيلي وقتها ممكن است اظهار نظرهاي ديگران را طوري تفسير كنند كه گويي تحقير يا توهيني به آنها بوده است. وقتي از كسي تقاضايي مي كنند و جواب رد مي شنوند، از ديگران كناره مي جويند و احساس رنجش و آزردگي به آنها دست مي دهد.
اين بيماران در محيط كار اغلب به مشاغل حاشيه اي روي مي آورند. پيشرفت چنداني در كار خود نمي كنند و به دنبال اقتدار بيشتري هم نمي روند. آدمهاي كمرويي به نظر مي رسند كه مي خواهند همه از دستشان راضي باشند. عموماً تمايلي به ايجاد رابطه با ديگران ندارند مگر آنكه تضمين بسيار مطمئن و غيرمعمولي به آنها داده شود كه بي هيچ خرده گيري و انتقادي پذيرفته مي شوند. درنتيجه اغلب هيچ دوست صميمي يا قابل اعتمادي ندارند.

روشهای درمان بیماری

رفتار درماني
درمانگر بيمار را تشويق مي كند كه از لاك خود بيرون آيد تا برآنچه از ديد او تحقير و طرد و شكست جلوه كرده، فايق شود. با كمك گروه درماني اين بيماران مي فهمند كه حساسيت آنها به طرد چه اثراتي بر خود آنها و بر ديگران مي نهد. جرأت آموزي هم يكي از اشكال رفتاردرماني است كه به بيمار مي آموزد كه نيازهاي خود را با صراحت بيان كند و اعتماد به نفس خود را ارتقا دهد.

دارو درماني
جهت درمان اضطراب و افسردگي كه گاه از خصايص همراه اين اختلال مي شوند، درمان دارويي را به كار برده اند. در برخي بيماران، داروهاي مسدود كننده بتابلوكرها مثل آتنولول براي تدبير پرفعاليتي دستگاه عصبي خودكار مفيد بوده است. به نظر مي رسد فعاليت اين دستگاه در بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مردم گريز بالا باشد، خاصه در هنگام روي آوردن به موقعيتي كه از آن مي ترسند. داروهاي سروتونرژيك هم مي توانند حساسيت به طرد را در بيمار كاهش دهند. داروهاي دوپامينرژيك به صورت نظري مي توانند رفتار جستجوي تازگي را در اين بيماران ايجاد كنند، با اين حال بايد بيمار را از لحاظ روان شناختي براي هرگونه تجربه جديدي كه ممكن است رخ دهد آماده كرد.

اختلال شخصیت
اختلال شخصيت شايع است و مشکل‌زا. مي‌گويند 10 تا 20 درصد از جمعيت به يکي از انواع اختلال شخصيت مبتلا هستند. روان‌پزشکان معتقدند اختلال شخصيت بيماري مزمني است و درمانش هم بسيار مشکل…

بيماران و خانواده‌هايشان هم تصورات مختلفي در مورد اختلال شخصيت دارند؛ آنها ممکن است فکر کنند ابتلا به يکي از انواع اختلال شخصيت به معني «بد ذات» و «بي‌شخصيت» بودن است، به همين دليل گاهي فرد مبتلا در خانواده و جامعه منزوي مي‌شود.

اختلال شخصيت چيست؟

طبق آنچه در آخرين ويرايش«راهنماي تشخيصي و آماري انجمن روانپزشکان آمريکا» آمده است، اختلال شخصيت عبارت است از: «يک الگوي با دوام و پايدار از رفتار و تجربه دروني که به‌طور قابل‌ملاحظه‌اي با انتظاراتي که از شرايط فرهنگي فرد وجود دارد، متفاوت و فراگير و غيرقابل انعطاف باشد، شروعش به دوران نوجواني يا اوايل بلوغ برگردد، در طول زمان پايدار باشد و به ناراحتي يا آسيب‌ديدگي رواني منجر شود.» به بيان ديگر، فرد مبتلا به اختلال شخصيت نمي‌تواند آنگونه که معمول و در جامعه پسنديده است، با ديگر افراد ارتباط برقرار کند.
اختلال شخصیت
اگر فردي در جزيره‌اي تنها باشد، تنها بيماري روان‌پزشکي‌اي که نمي‌تواند به آن مبتلا شود، اختلال شخصيت است زيرا اختلال شخصيت در ارتباط با ديگر افراد جامعه معني پيدا مي‌کند. فرد در اين موقعيت فرضي مي‌تواند افسرده شود، وسواس پيدا کند يا ارتباطش با واقعيت دگرگونه شود، اما از آنجا که اختلال شخصيت خود را در «ارتباط» با ديگر افراد جامعه نشان مي‌دهد، نمي‌توان او را مبتلا به اختلال شخصيت دانست.

انواع اختلا‌ل شخصيت

«اختلال شخصيت» يک عنوان کلي است ولي در مکاتب مختلف انواع مختلفي از آن تعريف شده است. در راهنماي تشخيصي و آماري که انجمن روان‌پزشکي آمريکا آن را تدوين كرده و در بيمارستان‌هاي روان‌پزشکي ايران نيز به کار مي‌رود،
10 نوع اختلال شخصيتي مختلف فهرست و در 3 خوشه جداگانه رده‌بندي شده‌اند:

خوشه الف

اختلال‌هاي نامتعارف و غيرعادي

اختلال شخصيت پارانوييد: اين افراد شک زياد و غيرمنطقي به ديگران و حساسيت زيادي نسبت به رفتار ديگران دارند. از ديد ديگران، آنها افراد بدبيني هستند که به سختي به ديگران اعتماد مي‌کنند. مي‌گويند فيلسوف معروف آلماني، نيچه، برخي خصوصيات اين نوع اختلال شخصيت را داشت.

اختلال شخصيت اسکيزوييد: گوشه‌گير، خرافاتي و از نظر اجتماعي منزوي هستند و تمايلي براي برقراري ارتباط با ديگران ندارند. ارتباط با ديگران براي آنها خوشايند نيست و دوست دارند ارتباط را در کمترين حد ممکن نگه‌دارند. شايد بتوان از شخصيت «لئون» در فيلمي به همين نام به عنوان نمونه‌اي از اين اختلال شخصيت ياد کرد.
____________________________________

زبان کودک دانستنفیلم های روانشناسیآموزش هیپنوتیزم

____________________________________
اختلال شخصيت اسکيزوتايپال: رفتارها و اعتقادهاي عجيب که خود را در نوع پوشش و افکار افراد مبتلا نشان مي‌دهد. شايد بتوان ريموند دومنک، سرمربي اسبق تيم ملي فرانسه را که معروف به داشتن اعتقادهاي خرافي و جادو بود، نمونه‌اي از افراد مبتلا دانست. در ميان رمال‌ها و فالگيرها و کساني که اعتقاد شديدي به آنها دارند، مي‌توان نمونه‌هايي از افرادي داراي اين خصوصيت را ديد.

خوشه ج

اختلال‌هاي اضطرابي يا ترسي
اختلال شخصیت
اختلال شخصيت اجتنابي: ترس و واكنش بيش از حد به طرد شدن و اعتماد به نفس پايين در مبتلايان به اين اختلال مشهود است. آنها از نظر اجتماعي گوشه‌گير و وابسته هستند و دوست دارند با ديگران رابطه برقرار کنند، اما از ترس‌پذيرفته نشدن، از افراد دوري مي‌كنند.

اختلال شخصيت وابسته: مبتلايان معمولا افرادي غيرفعال، بيش از حد‌پذيراي نظرهاي ديگران، ناتوان در تصميم‌گيري و بي‌اطمينان هستند. در آنها بي‌تفاوتي، تهاجم، سرسختي، بدخلقي و قهر، ترس از صاحب اختيار بودن و سهل‌انگاري نيز ديده مي‌شود.

اختلال شخصيت وسواسي جبري: اين اختلال با الگوي فراگير اشتغال ذهني به نظم و ترتيب، کمال‌گرايي و کنترل ذهني و ميان فردي به بهاي از دست دادن انعطاف‌پذيري، گشاده‌رويي و کارآمدي که از اوايل بزرگسالي آغاز و در زمينه‌هاي گوناگون ظاهر مي‌‌شود، خود را نشان مي‌دهد.

خوشه ب

اختلال‌هاي چشمگير، هيجاني يا عجيب
اختلال شخصیت
اختلال شخصيت ضداجتماعي: افراد مبتلا خودپسند، بي‌عاطفه، بي‌نظم و بي‌قاعده، تحريك‌پذير و بي‌پروا هستند. آنها نمي‌توانند طبق قاعده‌اي مشخص عمل کنند و شکستن پي در پي قوانين براي آنها مشکلات متعددي ايجاد مي‌کند. اين افراد از اينکه قانون را بشکنند يا موجبات ناراحتي ديگران را فراهم كنند، احساس گناه نمي‌کنند. آل پاچينو در فيلم‌هاي «صورت زخمي» و «پدر خوانده 2» به خوبي از پس ايفاي نقش يک شخصيت جامعه‌گريز برآمده است. همچنين در فيلم «پرتقال کوکي» تصوير بسيار درخشاني از چگونگي شکل‌گيري اختلال شخصيت ضداجتماعي در افراد خلق شده است. در جامعه اين اختلال بيشتر در ميان افرادي که به زندان رفته‌اند، ديده مي‌شود.

اختلال شخصيت مرزي: مبتلايان به آن شکننده‌اند، حساسيت مفرط به طرد شدن دارند و ممکن است واکنش‌هاي هيجاني‌شان بسيار نامتناسب با محيط باشد. براي اين اختلال چند ويژگي عمده برشمرده‌اند:

زودانگيختگي يا پيش‌بيني نا‌پذيري در مورد مسايلي از قبيل تکانه‌هاي جنسي، قمار، سوءمصرف دارو و الکل، دزدي از فروشگاه‌ها و پرخوري و آسيب رساندن به خود. الگوي ناپايدار در روابط فردي، ناتواني در کنترل خشم، مشکل هويتي، بي‌ثباتي هيجاني، کوشش‌هاي بي‌مورد براي اجتناب از ترک و رهاشدگي، خودزني جسمي، احساس مزمن پوچي و بي‌حوصلگي که به‌صورت احساس بي‌هدفي، خالي و بي‌‌ارزش بودن ظاهر مي‌شود، را در مبتلايان مي‌توان ديد. خواننده‌گروه پينك (pink) که هنگام اجراي زنده اقدام به خودزني کرد، نمونه‌اي از مبتلايان به اين اختلال است.

اختلال شخصيت نمايشي: هسته مرکزي علايم اين اختلال تلاش براي جلب تشويق و توجه ديگران است. افراد دچار اين اختلال با ظواهر يا رفتار خود توجه ديگران را جلب مي‌كنند. شايد شخصيت «اسکارلت اوهارا» در داستان «بر باد رفته» را بتوان به عنوان مثالي در اين حوزه ذکر کرد.
اختلال شخصیت
اختلال شخصيت خودشيفتگي: افراد خودشيفته حس خودباوري بيش از حدي دارند و ممکن‌است شيفته قدرت باشند. آنها معمولا به خواسته‌هاي ديگران بي‌علاقه و بي‌توجه و خواستار توجه ديگران هستند و احساس مي‌كنند كه سزاوار توجه ويژه‌اند. برخي از ديکتاتورهاي معروف در تاريخ همچون «هيتلر» و «استالين» را به احتمال زياد مي‌توان جزو مبتلايان به اين اختلال دانست.

چگونه اختلال شخصيت را تشخيص دهيم؟

تشخيص و درمان اختلال شخصيت، تخصصي و پيچيده است و فقط از روان‌پزشکان برمي‌آيد. در بيشتر موارد افراد مبتلا فقط علايم يک نوع اختلال شخصيت ندارند، بلکه علايم چند نوع اختلال شخصيت در آنها مشاهده مي‌شود. اختلال شخصيت تظاهر ساير بيماري‌هاي روان‌پزشکي را تغيير مي‌دهد و تشخيص آنها را سخت مي‌کند. ممکن است ابتلا به ساير بيماري‌هاي روان‌پزشکي يا مصرف مواد مخدر نيز تاثيراتي بر علايم اختلال شخصيت داشته باشد بنابراين تنها راه دقيق تشخيص اين اختلال، تست‌هاي معروف به تست شخصيت که در بعضي کتاب‌ها و مجله‌ها وجود دارند، نيست؛ بلکه انجام مصاحبه با روان‌پزشک است.

درمان چقدر طول مي کشد؟

اختلال شخصيت يک اختلال مزمن و ديرپا و درمان آن سخت است. اگرچه براي درمان اختلال‌هاي ديگري که همزمان با اختلال شخصيت رخ مي‌دهند، تجويز برخي داروها کمک‌کننده است، اما درمان اصلي اختلال شخصيت، روان‌درماني است. البته در اغلب موارد درمان به هر دو شيوه (دارودرماني و رواندرماني) لازم است. درمان اختلال شخصيت معمولا چند سال طول مي‌‌كشد.

سنجه‌ها

طرحواره درمانی

ما در نوشته در کدام تله‌ زندگی گیر کرده‌ام؟ – پرسشنامه طرحواره درمانی – قسمت دوم  به صورت دنباله‌دار درباره طرحواره‌های ناسازگار اولیه زندگی صحبت خواهیم کرد. این پرسشنامه در راستای نظریه طرحواره درمانی جفری یانگ  می‌باشد.

نتیجه این آزمون تنها برای شما قابل مشاهده می باشد و کسی مجوز دیدن آن را ندارد.

دستورالعمل: لطفاً هر جمله را با دقت بخوانید و ببینید تا چه حد توصیف درستی از شما به دست می دهد. اگر برای پاسخ دادن خاطر جمع نیستید بر پایه چیزی که احساس می کنید جواب دهید، نه بر اساس آنچه فکر می کنید درست است.

پرسشنامه طرحواره درمانی یانگ

لطفا اولین پاسخی که در ذهن شما نقش می‌بندد را انتخاب نمایید.

برای هر سوال یک طیف بین کاملا غلط تا کاملا درست وجود دارد:

۱-کاملاً غلط  ۲-تقریباً غلط  ۳-بیشتر درست است تا غلط  ۴-اندکی درست  ۵-تقریباً درست  ۶-کاملاً درست

کارگاه طرحواره درمانی

پرسشنامه طرحواره درمانی: