خانه / شاخه های روانشناسی / روانشناسان بزرگ / بهداشت روانی و نظریه ها

دانلود کارگاه های یک فراکاو:

++ کارگاه آموزشی درمان مشکلات جنسی (سکس تراپی)

++ دانلود کارگاه مشاوره ازدواج و خانواده

++ دانلود کارگاه طرحواره درمانی دکتر حمیدپور

++ دانلود دوره کاربردی درمان اختلالات اضطرابی

++ دوره تکمیلی درمان شناختی رفتاری اختلالات روانی

++ دانلود دوره درمان اختلالات روانی با رویکرد شناختی رفتاری – CBT :

++ دانلود دوره کاملا کاربردی درمان مشکلات جنسی زوجین و زوج درمانی

++ دانلود کارگاه بازی درمانی play therapy

===========================================

بهداشت روانی و نظریه ها

بهداشت رواني و نظريه ها

افتخار حميدي  روان شناس

بهداشت رواني يكي از مباحث بسيار جالبي است كه مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفته است و از آن تعاريف متفاوتي ارائه شده است.

علامت  بهداشت رواني و شخصيت سالم :

1ـ توان برقراري رابطه با ديگران

2ـ توان ارزيابي درست از خود

3ـ داشتن عواطف و احساسات متعادل

4ـ توان بهره‌گيري از امكانات

5ـ داشتن اعتماد به نفس و احساس كفايت

 6ـ احساس امنيت و آرامش خاطر

7ـ احترام به خود و ديگران

8 ـ مسئوليت پذير بودن

9ـ خود كنترلي

10ـ احساس رضايت و شادي

11-توان بهره گيري از منابع و مواهب طبيعي و الهي

بهداشت رواني را به معناي سلامت فكر تعريف كرده‌اند و در تعريفي ديگر بهداشت رواني را، رشته‌اي تخصصي از بهداشت عمومي كه در زمينه بيماري‌هاي رواني و پيشگيري از اين بيماري‌ها فعاليت مي‌نمايد مي‌دانند. بهداشت رواني به عنوان يكي از رشته‌هاي اساسي، مورد توجه سازمان بهداشت جهاني و يك قسمت مستقل را در اين سازمان جهاني به خود اختصاص مي‌دهد كه نقش آن ايجاد تحرك و هماهنگي در تحقيقات بهداشت رواني در سطح جهاني است. در هر دو مفهوم بالا بهداشت رواني، نقش فرهنگ، آداب و رسوم خانوادگي و اجتماعي و شرايط محيطي را مورد تأكيد قرار مي‌دهد.

تاريخچه بهداشت رواني

تاريخچه بهداشت رواني با توجه به وجود بيماري‌هاي رواني از زماني كه بشر وجود داشته و مخصوصا زندگي اجتماعي را شروع كرده همراه بوده است، در حقيقت روان پزشكي را مي‌توان قديمي‌ترين حرفه و تازه‌ترين علم به شمار آورد. قديمي‌ترين، چون بيماري‌هاي رواني از قديم وجود داشته و بقراط در377 تا460سال قبل از ميلاد عقيده داشته كه بيماران رواني را مانند بيماران جسمي بايد درمان كرد، علل سرشتي و فرضيه مزاجها از همان زمان بقراط و جالينوس وجود داشته و اهميت تاريخي دارد. تازه‌ترين علم ، زيرا  از1930به بعد از تشكيل اولين كنگره بين‌المللي بهداشت رواني بود كه روان‌پزشكي به صورت جزئي از علوم پزشكي شد و سازمان‌هاي روان‌پزشكي و مراكز پيشگيري در كشورهاي مترقي يكي بعد از ديگري فعاليت خود را شروع كرد. از اين فعاليت در سازمان‌ها در جريان جنگ جهاني دوم كاسته شد و بدين ترتيب مي‌توان روان‌پزشكي را به صورت تازه‌ترين علم بعد از جنگ جهاني دوم به حساب آورد.از اسناد و مدارك موجود چنين استنباط مي‌شود كه تا اواخر قرن هيجدهم و همزمان با انقلاب كبير فرانسه از تاريخچه بهداشت رواني اطلاعات كافي در دست نيست. به علت جهل و بيسوادي از بروز بيماري‌هاي رواني، اختلالات رفتاري و بيماري‌هاي رواني را به دخالت ارواح خبيثه و شياطين، قدرت‌هاي ماوراي انساني و نفوذ عوامل طبيعي مانند، خورشيد، ماه، رعد و برق در بدن مي‌دانستند و عقيده داشتند كه بايد اين بيماري‌ها با نيروهاي ماوراءالطبيعه، وساطت افراد مقدس در نزد خدا بهبود يابند و اين شفاعت موقعي اتفاق مي‌افتد كه بيمار در خواب باشد.

نخستين بار بقراط فيلسوف مشهور يوناني بود كه خرافات را دربارة بيماري‌هاي رواني كنار گذاشت و اختلالات رواني را به طرف پزشكي كشانيد، دربارة ماليخوليا و جنون زايماني تعريف و توصيف كرد و مغز را مركز اصلي روان دانست. جالينوس علت بيماري‌هاي رواني را اختلال عمل مغز و عدم تعادل اخلاط بدن مي‌دانست. در اوايل قرن13و اوايل رنسانس ارتباط جسم و روان و يكپارچگي واكنش آنها مورد بحث قرار گرفت و بعدا فرضيه ابوعلي‌سينا مسئله را به اسپانيا و كشورهاي ديگر كشاند واين زمينه‌اي براي فرضيه جديد براي بيماري‌هاي روان تني شد. در سال1563 اولين روان‌پزشك هلندي به نام جان‌وي‌ير كتابي درباره رفتار انساني و بيماري‌هاي رواني در سوئيس نوشت.

بيمارستانهاي رواني

درقرن چهاردهم مكان‌هايي براي مواظبت و نگهداري بيماران رواني در مونت‌كاسينو ايتاليا و بيمارستاني در ليون فرانسه و در پاريس و بنا شدند بيمارستان بتلم در لندن در نزديك كليساي سنت بارتولومو وجود داشته است. در اسپانيا اولين بيمارستان رواني در سال1409در شهر والانسيا به وسيله يك كشيش اسپانيايي ايجاد شد و علت آن رفتار استهزاآميز آزاردهندة افراد نسبت به بيماران رواني در ملاءعام و خيابان‌هاي آن زمان بوده است. در اثر اقدام اين كشيش از سال 1412تا 1489 پنج بيمارستان ديگر در نقاط مختلف اسپانيا ساخته شد ودر سال 1567به علت نفوذ اسپانياييها اولين بيمارستان رواني در شهر مكزيكو بنا نهاده شد. روي اين اصل نقش اسپانياييها در بنا نهادن بيمارستان‌هاي رواني و مواظبت از بيماران رواني هم در قديم و هم امروز از اهميت قابل توجهي برخوردار بوده و هست.نحوة درمان در بيمارستان‌هاي آن زمان چه بوده و آيا بيماران بهبود مي‌يافتند يا نه اطلاعات درستي در دست نيست آنچه مسلم است اين است كه اگر اين بيماران در منازل با خانواده‌ها مي‌ماندند به طناب و زنجير بسته مي‌شدند به طوري كه بعضي از آنها زنجيرها را پاره، از خانواد فرار، در غار، جنگل‌ها زندگي مي‌كردند از پوست و برگ درختان تغذيه مي‌كردند، به صورت ديو، اجنه، مزاحم رهگذران مي‌شدند و هركس آنها را مي‌كشت مسئوليتي نداشت.

در قرن17 ارتباط جسم و روان و محل اين ارتباط در سلسله اعصاب مورد بحث قرار گرفت و دكارت و مالپكي‌ويليس و سايرين مراكزي براي ارتباط تعيين كردند. در همين قرن در سال 1602 اولين كتاب پزشكي دربارة بيماري‌هاي رواني به نام پراكسيس مديا توسط پزشك سوئيسي نوشته شد كه در آن طبقه‌بندي بيماري‌هاي رواني مورد توجه قرار گرفته و براي بيماري‌هاي رواني علل ارگانيك قائل شدند. دو نفر از روان پزشكان معروف آن زمان يكي زاكيا كه پدر پزشكي قانوني لقب گرفته كتابي درباره روان پزشكي قضايي نوشته و گزارشات او مطالب زيادي وجود دارد از جمله اينكه فقط پزشك است كه مي‌تواند دربارة ناراحتي و شرايط رواني افراد اظهارنظر نمايد. و ديگري توماس سيدنهام معتقد بود كه واكنش‌هاي هيستريك در همه افراد ديده مي‌شود و در آن زمان به ناراحتي‌هاي نوروتيك اشاره كرد.

در قرن18 مسئله به همان طريق قرن17 ادامه يافت و مؤسسات خيريه در كشورهاي كاتوليك بنا به پيشنهاد كشيش‌ها تأسيس شد. در قرن18 ژرژ سوم پادشاه انگلستان كه دچار حملات بيماري مانياك شده بود توجه پزشكان را به خود معطوف داشت و توجه نه تنها به درمان ژرژ سوم بلكه به مسائل پزشكي و روان پزشكي و پرستاري بيماران رواني بيشتر شد. در اواخر قرن 18و اوايل قرن19 نام سه نفر بايد در سرلوحه پيشتازان و رهبران درمان اخلاقي و انساني كه عبارتند از فليپ پنيل از فرانسه، ويليام تيوك از انگلستان و ون سنزوكيا روكي از ايتاليا قرار گيرد. در سال1895 انستيتوي روان پزشكي در بيمارستان نيويورك تحقيقات درباره مسائل روان پزشكي را شروع كرد و در سال 1902 آدولف‌ماير روان پزشك جوان سوئيسي(1950ـ‌1866) جزء پزشكان اين انستيتو شد و بعدها مكتب سايكوبيولوژي را بنيان گذاري كرد. در سال1908 كميته وابسته به بهداشت رواني كه پس از يك سال تبديل به انجمن ملي بهداشت رواني شد باعث شد كه بهداشت رواني نهضتي جهانگير شود. پيشرفت روان پزشكي در فرانسه باعث شد روان پزشكان و پزشكاني در سوئيس پيدا شوند، كوچكي، بيطرفي از نظر سياسي، محل جغرافيايي، نفوذ زبان و عقايد محلي كمك زيادي به پيشرفت روان پزشكي در سوئيس نمود و اوژن بلولر لغت اسكيزوفرني(جدايي و انفكاك مغز) را بنا نهاد.هرمن رورشاخ در سوئيس تحت نظر يونك روان كاو سوئيسس مشغول كار شد و بالاخره نوبت روان كاواني چون فرويد، بروئر، ادلر و رانك رسيد كه همگي اهل اتريش بودند. نهضت روان‌كاوي توسط ژوزف بروئر اتريشي شروع شد.

تاريخچه بهداشت رواني در ايران

به علت اعقادات مذهبي، سنتي و عملي آن زمان در كشورهاي ايران و عربي مي‌توان قبول كرد كه رفتار با بيماران رواني به نحو مطلوب انجام مي‌شده و از زمان‌هايي كه قديم محل‌هايي براي نگهداري بيماران رواني وجود داشته است.

در قرن6و7 مدارس پزشكي در ايران وجود داشته و از كتاب‌هاي يوناني حتي به صورت ترجمه در اين مدارس استفاده مي‌شد. تاخت و تاز اعراب در قرن7 به كشورهاي آسيايي از جمله ايران باعث شد كه آثار موجود از بين برود. از زمان ساسانيان در جندي شاپور اهواز براي بيماران رواني مكاني مخصوص ترتيب يافته بود.

در سال1297 نگهداري و سرپرستي بيماران رواني و جلوگيري از حوادث ناگوار به شهرباني واگذار شد و باغي در اكبرآباد تهران خيابان سيناي فعلي به صورت دارالمجانين يا اولين بيمارستان رواني در تهران ايجاد شد. امور پرستاري و اداري اين بيمارستان را يك افسر و سه پاسبان انجام مي‌دادند و از پزشك، پرستار و دارو خبري نبود. در سال1300 در زمان صدارت سيدضياءالدين طباطبايي مديريت و اداره دارالمجانين از شهرباني به شهرداري منتقل شد و در سال1310 اولين متخصص اعصاب و روان در بيمارستان مشغول به كار گرديد و سپس بيمارستاني در امين‌آباد شهرري جهت بيماران رواني اختصاص يافت و بيماران تيمارستان خيابان سينا به امين‌آباد شهرري منتقل شدند. و به پاس زحمات رازي اين تيمارستان به نام رازي نام‌گذاري شده است.

 بهداشت رواني از ديدگاه مكاتب مختلف روان شناسي و روان كاوي

پاولوف

او اساس مكتب خود را براساس واكنش‌هاي تحريكي و وقفه‌اي كه مبناي مجازات و پاداش ايجاد مي‌گردد قرار مي‌دهد و معتقد است رفتار عادي رفتاري است متعادل كه بنحوي مي‌تواند در مقابل استرس‌ها مقاومت كند.

نظريه مزلو

به عقيده مزلوافراد برخوردار از سلامت روان، نيازهاي سطوح پايين را برآورده كرده‌اند و اختلال روان شناختي ندارند، مي‌دانند كي هستند، چي هستند و به كجا مي‌روند. ادراك افراد سالم از واقعيت صحيح است. آنها جهان را به صورت عيني ادراك مي‌كنند اين افراد خود انگيخته، سالم و طبيعي هستند، عواطف خود را صادقانه و بدون رنجش ديگران نشان مي‌دهند. افراد سالم نياز به خلوت و استقلال دارند، كنش آنها مستقل است، اين افراد تجارب عارفانه يا اوج دارند و همين تجارب موجب اعتلا و احساس قدرت و قاطعيت آنها مي‌شود.

نظريه اسكينر

سلامت رواني و انسان سالم به عقيده اسكينرمعادل با رفتار منطبق با قوانين و ضوابط جامعه است و چنين انساني وقتي با مشكل روبرو مي‌شود از طريق شيوة اصلاح رفتار، براي بهبودي و بهنجار كردن رفتار خود و اطرافيانش استفاده مي‌جويد، اين كار را تا وقتي ادامه مي‌دهد كه به سطح هنجار مورد پذيرش جامعه برسد. انسان سالم كسي است كه تأييدات اجتماعي بيشتري را به خاطر رفتارهاي مناسبش، از محيط و اطرافيان دريافت كند .

 

نظريه فرويد

به عقيده فرويد اكثر مردم به درجات مختلف، روان نژند هستند و سلامت رواني يك آرمان است نه يك هنجار آماري.و ويژگي‌هاي خاصي براي سلامت رواني ضرورت دارد. نخستين ويژگي خود آگاهي است، يعني هر آنچه كه ممكن است در ناخودآگاه موجب مشكل شود، بايستي خودآگاه شود و خودآگاهي حقيقي ممكن نيست مگر اينكه كنترل غير واقعي و غير ضروري يا زياد از حد من برتر در هم شكسته شود به نظر فرويد، خودآگاهي عنصر اصلي اولي نه عنصر كافي، سلامت رواني است. فرويد يگانگي منطقي از علاقه‌مندي‌ها و اشتياق‌هاي عمومي را معيار نهايي سلامت رواني مي‌داند.

 

نظريه يونگ

به عقيده يونگ فرايند تفرد يكي از عوامل مؤثر سلامت روان است. تفرد در ساده‌ترين شكل آن عبارتست از تميز تدريجي من يا خودآگاهي از ناخودآگاهي، طوري كه فرد به تدريج بيشتر و بيشتر از افكار و انگيزه‌هاي منشعب شده از ناخودآگاه جمعي، هشيار و آگاه مي‌شود. البته تشخيص تميز ناخودآگاهي تنها نيمي از داستان تفرد است. همزمان با اين تميز، بايستي نسبت‌هاي خودآگاه و ناخودآگاه روان، دوباره يكپارچه شوند. اين يكپارچه‌سازي مجدد ضروري است، زيرا منبع ناراحتي و بيماري بشر ميل به ناديده‌گرفتن ناخودآگاه است. يونگ افزايش بيش از حد خودآگاهي را به همان اندازه اندك بودن آن آسيب گونه مي‌داند. بنا به نظريه يونگ بالاترين و نهايي‌ترين اهداف انسان، رسيدن به خود و تحقق خويشتن است و تنها از طريق مشاركت بي‌قيد و شرط در هر مذهب يا نمادي از اين نوع مي‌توان به تحقق خويشتن دست يافت.

نظريه موري

به عقيده موري فرد سالم از ساختار رواني خودش آگاهي لازم را دارد. همچنين ولي در عين اينكه بين نيازهاي مختلفي تعارضي ندارد، از انواع نيازها نيز به نحو مقتضي استفاده مي‌كند. در انسان سالم بهنجار بين من برترو من آرماني فاصله زيادي وجود ندارد. موري عقيده دارد كه انسان سالم ابتدا نهاد سپس من برتر و آنگاه من به ترتيب نقش عمده را در كنترل رفتار ايفا مي‌كنند و با نظارت خردمندانه من و مواظبت من برتر تكانه‌هاي نهاد به صورت قابل قبول ارضاء مي‌شوند.به عقيده موري تمام انسانها با شدت و ضعف متفاوت دچار عقده هستند اما فقط عقده‌هاي افراطي و شديد، موجب نا بهنجاري و بيماري مي‌شوند. موري معتقد است كه تخيل و خلاقيت قوي‌ترين ويژگي سلامت رواني است.

آدلر:

آلفرد آدلر معتقد است كه مسأله اساسي در انسان احساس حقارت مي‌باشد و تمام فعاليتهاي فرد به قصد قدرتمند شدن انجام مي‌شود با اين ترتيب فعاليت‌هاي هر فرد نوعي جبران به منظور رفع احساس حقارت و بدست آوردن حس مهمتري مي‌باشد. آدلر سلامت روان را چنين تعريف مي‌كند كه فرد سالم روش زندگي خود را با واقع بيني كامل،طرح مي‌كند تا به منجر به بروز احساس حقارت غيرقابل جبران نگردد.او معتقد است كه يك فرد در حال تكامل به كمك نيروهاي ذاتي و امكانات محيطي به مبارزه با مشكلات خويش برمي‌خيزد و فعاليت رواني به وسيله هدفهاي فرد ايجاد مي‌گردد و يك روش يا سبك زندگي براساس همين اهداف ايجاد مي‌گردد.سلامت روان به عقيده آدلر يعني داشتن اهداف مشخصي در زندگي، داشتن فلسفه‌اي استوار و مستحكم براي زيستن، داشتن روابط خانوادگي و اجتماعي مطلوب و پايدار، مفيد بودن براي همنوعان، داشتن جرأت و شهامت و قاطعيت در عمل كردن براي نيل به اهداف خود، كنترل داشتن بر روي عواطف و احساسات، داشتن هدف نهايي كمال و تحقق نفس، پذيرفتن اشكالات و كوشيدن در حد توان براي حل آنها.

نظريه فروم

فروم معتقد است انسان داراي سلامت روان كسي است كه عميقا عشق مي‌ورزد. آفرينشگر است، قدرت فرد و تعقل را در خودش كاملا پرورانيده است خودش وجهان را به شكل عميقي ادراك مي‌كند. احساس درست پايدار دارد، با جهان در پيوند است و در آن ريشه و اصالت دارد و حاكم بر سرنوشت خويش است. فروم، انسان سالم را داراي جهت ‌گيري بارور مي‌داند يعني آن نوع جهت‌گيري كه در آن فرد قادر است تمام قدرت‌ها و استعدادهاي بالقوه خويش را به كار گيرد.-

نظريه اريكسون

به عقيده اريكسون سلامت روان شناختي هر فرد همان اندازه است كه توانسته است توانايي مناسب با هر كدام از مراحل زندگي را كسب كرده باشد. اريكسون صفات متمايز كننده سلامت روان شناختي را چنين ارائه كرده است : فردي كه در جامعه زندگي مي‌كند بايستي از تعارض عادي باشد، همچنين از استعداد و توانايي بارزي استفاده كند، در كارش ماهر و استاد باشد و ابتكار نامحدود داشته باشد. از انجام لحظه به لحظه حرفه‌اش پسخوراند بگيرد و در نهايت در مورد فرايند زندگي نظريه روشن و قابل دركي داشته باشد.

نظريه هري استاك ساليوان

1. شخصيت برخوردار از سلامت روان انعطاف پذيراست و با توجه به موقعيت‌هاي بين فردي نوين در روابطش با ديگران به صورت متناسب تغيير پذير است.

2. فرد سالم قادر به تمايزگذاري بين افزايش و كاهش تنش است و رفتار او در جهت كاهش تنش معطوف مي‌شود.

3. به گفته ساليوان شخصيت سالم بايستي بنا به گفته ريچارد لزاپيرمن درحال آموزش و فراگيري روابط و ارتباطات باشد.

4. زندگي شخصي برخوردار از سلامت روان، داراي جهت يافتگي است. بدين معني كه اميالش را به نحوي يكپارچه مي‌سازد كه منجر به رضايت شود، يا اضطراب او را نسبتا كم كند يا از بين ببرد؛ بنابراين شخصيت سالم كسي است كه دستگاه رواني او حداقل تنش را داشته باشد و چنين فردي معمولا روابط اجتماعي انعطاف پذير و اعتمادآميز دارد.

نظريه گوردون آلپورت

به نظر آلپورت روان نژندي پيامد نقصان و كمبود سلامت رواني است. رفتار افراد سالم جهت‌گيري خودآگاهانه دارد و با بينش و بصيرت و خودمختاري همراه است و انگيزش اين افراد بيشتر در آينده ريشه دارد.

نخستين معيار سلامت روان، توانايي گسترش خويشتن است. كودكان به نوعي خود محور هستند، اما افراد بالغ علايقي دارند كه در خارج از خودشان ريشه دارد و از جمله علايق آنها مي‌توان علاقه به سلامتي و بهزيستي ديگران اشاره كرد.

دومين معيار سلامت به چگونگي ارتباط و تعامل با ديگران مربوط است. ارتباط فرد سالم و بالغ با ديگران ارتباطي صادقانه و صميمي است، به ويژه با خانواده و دوستانش.

سومين معيار سلامت رواني امنيت عاطفي است. شخصي بالغ مي‌تواند محروميت‌ها و تحريكات غيرقابل اجتناب زندگي را بدون از دست دادن وقار و متانت تحمل كند. چنين افرادي هر مشكلي را فاجعه نمي‌دانند و هر بي‌محبتي را نشانه طرح كامل نمي‌پندارند.

چهارمين معيار سلامت رواني عقل سليم است افكار و ادراك فرد بالغ به طور كلي كارآمد و درست است.

معيار پنجم سلامت رواني، بصيرت نسبت به خويشتن است هركس فكر مي‌كند نسبت به خودش بصيرت دارد اما در واقع چنين نيست. آلپورت بصيرت برخويشتن را چنين تعريف مي‌كند : رابطه آنچه كه فرد فكري مي‌كند هست و آنچه كه ديگران در مورد او فكر مي‌كنند بخصوص روان شناسي كه فرد را مطالعه و بررسي مي‌كند. افراد بينش‌دار از ويژگي‌هاي مقبول خودشان آگاه هستند و اين ويژگي‌ها را فرافكني نمي‌كنند اين افراد هوش بالاي متوسط دارند و نسبت به افراد ديگر قضاوت بهتري دارند.

ششمين و آخرين معيار سلامت رواني از نظر آلپورت جهت‌مندي است. جهت‌مندي يعني اينكه زندگي فرد بالغ به سوي هدف يا اهداف انتخاب شده‌اي در حركت باشد. به نظر آلپورت جهت‌مندي نتيجه فلسفه يكپارچه ساز در زندگي است كه تحت نظارت اين فلسفه ارزشها، اهداف و ايده‌هاي فرد سازمان‌دهي مي‌شوند.

نظريه جورج كلي

به نظر كلي افراد سالم خواهان ارزيابي سازه‌هاي شخصي خود هستند و درستي نوع تعامل فرد را با ديگران آزمايش مي‌كنند اين افراد پيش‌بيني‌هاي نشأت گرفته از سازه‌هاي خود را آزمايش مي‌كنند. افراد سالم قادر به تغيير سازه‌هاي شخصي خود هستند و در صورت نامعتبر بودن سازه‌هاي شخصي به بازسازي و اصلاح اين سازه‌ها مي‌پردازند. به عقيده كلي سازه‌هاي شخصي افراد داراي سلامت رواني نفوذ ناپذيرند و به زبان عاميانه اين افراد توانايي پذيرش اشتباه خود را دارند؛ ويژگي ديگر اين افراد ميل به گسترش وسعت ديد و حيطه نظارت تحت پوشش نظام سازه‌اي سازمان شخصي است و ويژگي آخر سلامت رواني توسعه و رشد مطلوب گنجينه نقش است و فردي سلامت رواني دارد كه بتواند نقش‌هاي اجتماعي را به خوبي ايفا كند و ديدگاه بازيگران(مردم) رويارويش را نيز ادراك كند.

نظريه آلبرت اليس

اليس از نظر گرايش‌هاي انساني تا حدود زيادي با ابراهام مازلو شباهت دارد به نظر وي عدم سلامت رواني انسان از تمايلات ذاتي و نامطلوب هر انسان براي نياز مفرط به برتري از ديگران و همه فن حريف شدن، توسل به عقايد احمقانه و بدبينانه، پرداختن به تفكرات آرزومندانه و توقع خوش رفتاري، خوبي مداوم از ديگران، محكوميت خويشتن و تمايلات عميق به زود رنجي و آشفتگي ناشي مي‌شود. اليس معتقد است كه افكار منطقي و عقلاني به عواقب و پيامدهاي منطقي منتهي مي‌شود و در نتيجه به سلامت رواني فرد ختم مي‌شود برخي از ويژگي‌هاي افراد سالم از نظر آليس به شرح زير است :

ـ عشق ورزيدن به ديگران ـ جوياي محبت ديگران شدن در حد اعتدال.

ـ نسبت دادن شكست‌ها به عوامل بيروني چون موانع بيروني به خودي خود موجب اختلال و نا سلامتي نمي‌شوند مگر اينكه فرد تلقين به نفس نمايد.

ـ تلاش در جهت بدست آوردن استقلال فردي و مسئوليت اجتماعي.

ـ انجام وظيفه محوله و حل مشكلات با تفكر منطقي و احساس لذت ناشي از آن.

ـ كمك به ديگران و نگراني در مورد مشكلات ديگران.

ـ انجام دادن كار به خاطر نفس كار نه به خاطر ديگران.

ـ حل مشكل از طريق مختلف، به عبارتي براي حل هر مسئله راه‌حلهاي مختلفي را از جنبه‌هاي متفاوت در نظر مي‌گيرد.

بهداشت رواني در اسلام :

بهداشت رواني در اسلام عبارت از اصول و روش‌هاي مشروعي است كه در وهله اول باعث تأمين ايجاد، حفظ و در وهله دوم تقويت و تكامل سلامت نفس، و در وهله سوم به درمان بيماري‌هاي رواني انسان مسلمان مي‌پردازد، هدف از اين علم هموار كردن راه تكامل و حركت انسان مسلمان تا رسيدن به مرتبه كمال مطلق است؛ از اين تعريف چند نكته مهم لحاظ مي‌شود:

الف. مراد از اصول و روشهاي مشروع، شيوه‌هاي علمي و عملي است كه دستورات اسلام آمده و بكاربستن آنها باعث سلامت روان انسان مي‌گردد، قيد مشروع از اين جهت است كه نشان دهيم همه اصول روان شناسي جديد، بر فرض عقلاني بودن و در برداشتن آثار مطلوب، تا زماني كه اذن شارع در آن متقين نباشد، قابليت و صلاحيت اجرا ندارد.

ب. قيد تأمين بيشتر به جنبه بهداشتي و پيشگيري قضيه مربوط مي‌گردد. در اسلام پيشگيري مقدم بر درمان است. قيد تقويت و تكامل اشاره به اين دارد كه اصول مذكور، نه تنها باعث تعادل و آرامش رواني مي‌گردد بلكه سبب مي‌شود تا انسان مسلمان به واسطه اين اصول در يك حركت تكاملي قرار گيرد. قيد درمان، اشاره به اين دارد كه جامعيت دستورات و برنامه‌ها و اصول اسلامي به نحوي استكه اين اصول هم در مرحله پيشگيري و هم در مرحله درمان قابل استفاده هستند.               

ج. قيد نفس در عبارت سلامت نفس : از اين جهت است كه توجه شود بهداشت رواني در اسلام با لذات به معناي بهداشت روحي و قلبي نيست.

د. در تعريف فوق هدف از بهداشت رواني همان حركت به سوي كمال و رسيدن به كمال و انسان كامل شدن است؛ بنابراين يكي از مميزات اصلي مكتب بهداشت رواني در اسلام، علاوه بر تأمين و تعادل رواني، به تكامل رساندن و به كامل شدن اوست.

دو قيد وهله اول و وهله دوم از آن جهت است كه نشان داده شود انسان سالم با انسان كامل تفاوت دارد.

انسان سالم كسي است كه داراي سلامت رواني است و نقطه مقابل انسان سالم، انسان بيمار و معيوب است در حاليكه انسان كامل، شخصي است كه لزوما انسان سالم است و علاوه بر سلامت رواني داراي حد كمالي از وجود نيز هست لذا انسان كامل نقطه مقابل انسان ناتمام و معيوب قرار نمي‌گيرد.

مفهوم بهداشت رواني

مفهوم بهداشت روان در واقع جنبه‌اي از مفهوم كلي سلامتي است. سازمان بهداشت جهاني سلامتي را چنين تعريف مي‌كند : حالت سلامتي كامل فيزيكي، رواني و اجتماعي نه فقط فقدان بيماري يا ناتواني. برخي چنين تصور كرده‌اند كه نقطه مقابل سلامتي رواني، بيماري رواني است در حالي كه اين چنين نيست و مفهوم سلامتي رواني بسيار گسترده‌تر از اين است.

عوامل موثردر اختلال  بهداشت رواني و درمان

عوامل زيستي

تعدادي عوامل زيستي وجود دارند، كه از طريق ژن‌ها به نسل بعد منتقل مي‌شوند، مثلا افسردگي مادران قابل انتقال به فرزندانشان مي‌باشد. تعدادي عوامل زيستي نيز مي‌باشند كه بر كاربرد سيستم عصبي مركزي اثر گذاشته و سلامت رواني فرد را بر هم مي‌زنند مثلا اختلال در ترشح غده تيروئيد، بر مغز اثر مي‌كند وموجب كم طاقتي و عصبانيت فرد مي‌شود.د بنابراين بهتر است در موارد فوق آزمايشاتي انجام گيرد .

 عوامل عاطفي و رواني

انتظارات و ذهنيات منفي ما، عوامل اصلي مشكلات رواني ما مي‌باشند. عواملي مانند فشار رواني مستمر، فضاهاي عاطفي سرد، جدايي، تبعيض و بي‌محبتي موجب افسردگي، وسواس، بي خوابي، بيقراري، و اضطراب در افراد مي‌شود.كه بايد براي برطرف نمودن آنها به صورت جدي اقدام نمود تا از اثرات سوء بر دستگاه ايمني جلوگيري شود.

 عوامل اجتماعي :

خانواده و اجتماع در تأمين سلامت رواني افراد، نقش مؤثري دارند. كمبودهايي در زمينه‌هاي تأمين مسكن، شغل، تغذيه و برخورداري از رفاهي نسبي، همه و همه برسلامت رواني انسان‌ها اثر دارند.

نويسنده : افتخار حميدي

 

دانلود کارگاه های یک فراکاو:

++ کارگاه آموزشی درمان مشکلات جنسی (سکس تراپی)

++ دانلود کارگاه مشاوره ازدواج و خانواده

++ دانلود کارگاه طرحواره درمانی دکتر حمیدپور

++ دانلود دوره کاربردی درمان اختلالات اضطرابی

++ دوره تکمیلی درمان شناختی رفتاری اختلالات روانی

++ دانلود دوره درمان اختلالات روانی با رویکرد شناختی رفتاری – CBT :

++ دانلود دوره کاملا کاربردی درمان مشکلات جنسی زوجین و زوج درمانی

++ دانلود کارگاه بازی درمانی play therapy

===========================================

درباره‌ sardabir

11 نظر

  1. واقعا جالب بود
    ممنون
    یک فراکاو:
    سپاس فراوان

  2. افتخار حميدي

    سلام فرزانه
    خيلي خوشحالم كه مطلب مورد علاقه ات بود . موفق و پيروز باشي

  3. اگر برایتان ممکن است منبع متن فوق را برایم ایمیل کنید ، لطف بزرگی به من کرده اید
    با تشکر

  4. لطفا منبع متن را برایم ایمیل کنید

  5. سلام لطفا منبع را برایم میل بزنید خیلی ممنون

  6. سلام
    لطفا منبعتون رو برام ایمیل کنید………اگه مطلب یا پروژه ای با موضوعات زیر دارید برام بفرستسد………دستتون درد نکنه

  7. ببخشد موضوعات رو یادم رفت بنویسن …
    1-تاثیر جنسیت بر سلامت و روان
    2-سلامت روان وتاریخجه بهداشت روانی

  8. سلام، ممنون از اطلاعات کاملی که قرار دادید
    لطفاً منابع رو ارسال کنید

  9. متشکر از مطلب ارائه شده . لطفا منابع استفاده شده برای تهیه متن را برایم ارسال فرمایید. قبلا متشکرم.

  10. سلام عالی بود میشه منبع رو برام میل کنید با تشکر

  11. سلام.مطلبتون جالب بود. اگر امکان دارد منبع را برایم ایمیل کنید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


− 7 = دو

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

موسسه محک

به سایت یک فراکاو خوش آمدید. لطفا از فروشگاه ما بازدید نمایید!

تحلیل آمار سایت و وبلاگ