تازه ترین فعالیت یک فراکاو

دوره مجازی و کاربردی درمان شناختی رفتاری

اینجا کلیک نمایید.

فروشگاه یک فراکاو
شما اینجا هستید: خانه / شاخه های روانشناسی / روانشناسان بزرگ / مکانیسم‌های دفاعی و کاربرد آنها

مکانیسم‌های دفاعی و کاربرد آنها

مكانيسم‌هاي دفاعي و كاربرد آنها

افتخار حميدي روان شناس

انسان براي كنترل عاقلانه نياز ها تحت تاثير( خود)از مكانيسم هاي دفاعي بهره مي جويد .

اگر احتياجات و اميال بشري به سهولت ارضا مي‌شد، زندگي آسان بود ، اما چنانكه مي‌دانيم موانع و مشكلات گوناگون آداب و رسوم و سنن، رسوم اجتماعي، عرف و قوانين مدون از ارضاي بسياري از احتياجات انساني جلوگيري كرده و ناكامي به بار مي‌آورد. برطرف كردن بعضي از اين موانع، آسان و مواجه با برخي از آنها مشكل است و منازعه رواني ايجاد مي‌كند. از اين رو، زندگي انسان يك مبارزه هميشگي است و اين مبارزه هم، اصولا بر سرتعارض يا كشمكش بين تمايلات مشخص فرد و امور دنياي خارج كه به شدت فرد را تحت نفوذ و تأثير قرار مي‌دهند، در مي‌گيرد. يكي از مهمترين دستاوردهاي روان شناسي شخصيت مكانيسم‌هاي دفاعي(سازشي) است كه باعث سازگاري و تطبيق شخص با مشكلات محيطي و اجتماعي مي‌شوند و بايد اذعان داشت كه مكانيسمهاي دفاعي بلوغ يافته و سالم شامل: پيوند جويي، والايش، شوخ طبعي، فرونشاني، نوع دوستي، پيش بيني رفتار ميباشند. استفاده از مكانيسمهاي گسستگي ،يا واپس راني، خيالپردازي، اجتناب يا رويگرداني، همانند سازي، جبران، جابجايي، انزوا و واپس راني در حد معتدل و سالم جايز است اما استفاده اغراق آميز، مفرط و تكرار شونده، بسيار آسيب زا خواهند بود .

مهمترين مكانيسم هاي دفاعي عبارتند از :

سركوبي

شايد بتوان سركوبي را مهمترين و اساسي‌ترين مكانيسم دفاعي ناميد؛ زيرا بخشي از آن در بسياري از مكانيسم‌هاي دفاعي ديگر نيز وجود دارد. سركوبي، عبارتست ازبيرون راندن ناخود آگاهانه تجارب و تمايلات خطرناك نسبت به (خود) از خود آگاه. بدين وسيله فرد مي‌تواند تمام تجارب تلخي را كه سركوب شده‌اند، كاملا فراموش كند و فقط تحت شرايط و روش‌هاي خاصي مانند روان‌كاوي و هيپنوتيزم و استفاده از برخي داروها مي‌توان خاطرات سركوب شده را به ياد آورد. چون مقررات و قوانين اجتماعي، ارضاي بسياري از اميال و خواسته‌هاي انسان را مانع مي‌شوند و فرد لزوما براي هماهنگي با جامعه و حفظ اخلاق و سنن و احترام به قانون اميال وآرزوهاي خود را واپس مي‌زند چون انگيزه‌ها و خواسته‌هاي واپس زده محو نمي‌شوند مي‌تواند از راه استفاده از مكانيسم‌هاي ديگر دفاعي به لباس ديگري درآيند و در خودآگاه به جلوه‌گري بپردازند. در افرادي كه تمايلات بيش از حد سركوب تمايلات وجود دارد اين گونه افراد غيرقابل  انعطاف‌پذيري هستند و آرزوهاي خود را تحت كنترل در آورده به آنها اجازه ارضا شدن نمي‌دهند.

واپس راني يا گسستگي

تفكيك گروهي از افكار و فعاليتها از بخش اصلي سطح هشياري و گريز رواني از شرايط آسيب زا. جدا كردن خود از واقعيت. تغيير عمده و موقتي در شخصيت ويا هويت. وجود

دو يا چند روند ذهني در آن واحد بدون يكپارچه شدن آنها. فرد روندهاي رفتاري و هيجاني خود را از الگوي رفتاري هشيار و يا هويت معمول خود جدا ميسازد. قطع به هم پيوستگي خاطرات، هيجان و خوداگاهي. قطع ارتباط با خود و يا محيط. مانند واپس راني بوده و معمولا در پي يك ضربه روحي سهمگين عارض ميگردد. مثال: خيال پروري در طي روز. مثال: شما پس از تصادف سهمگين به گونه اي رفتار ميكنيد كه انگار شما در اين تصادف حضور نداشته ايد. مثال: نياوردن مشكلات كاري به خانه (يك گسستگي سالم).

فرونشاني

واپس راني اي كه بطور ارادي و خودآگاه صورت ميگرد فرونشاني ناميده ميگردد. بازداري ارادي و هشيار از ورود افكار، احساسات، تجارب و خاطرات خاص به سطح هشيار. احتراز از انديشيدن به مواد اضطراب زا و آزاردهنده و منحرف كردن هشياري به موضوعات ديگر. مثال: دانش آموزي كه به تعطيلات رفته، نگران است كه نتواند از پس امتحانات بر آيد، اما وي تصميم ميگيرد براي اينكه تعطيلاتش خراب نشود مدرسه و امتحاناتش را فرو نشانده و به آنها فكر نكند

 جبران

جبران عبارتست از : اغراق در يكي از مشخصات‌ يا رفتارهاي شخصي به منظور كاستن از احساس حقارت و نقايص و كمبودهاي خود. مكانيسم جبران مي‌تواند هم به صورت مثبت و هم به صورت منفي ظاهر شود. صورت مثبت آن اين است كه وقتي فرد مي‌بيند در يك موضوع نمي‌تواند موفق شود يا اينكه با شكست مواجه مي‌شود، با تلاش در جنبه‌اي ديگر موفقيت‌هايي بدست مي‌آورد. اما جنبه منفي آن چنين است كه وقتي فرد در جايي با عدم موفقيت روبرو مي‌شود براي جبران دست به كارهاي تخريبي مي‌زند.

جابه جايي

مكانيسم جا به جائي عبارتست از : سوق دادن جهت يك احساس به يك موضوع امن يا قابل قبول به جاي يك موضوع خطرناك يا غيرقابل قبول. به طور كلي وقتي در بين امكاناتي كه در فعاليت‌هاي شخصي براي هم زيستي و سازگاري وجود دارد، نتوان با تهاجم يا پرهيز يا فرار، موانع را بر طرف كرد، راه ثانوي پذيرفتن هدف ديگري است كه جانشين هدف اولي شود. اين استعداد پيوسته در فرد وجود دارد كه در قبال هدفي كه نتواند بدان برسد، هدف ديگري انتخاب كرده و جانشين هدف نخستين نمايد. اين كيفيت مبين آن است كه انرژي رواني يا حالت عاطفي انسان قابل جا به جا شدن است و از موضوعي به موضوع ديگر منتقل مي‌شود.ممكن است فردي از رئيس خود ناراضي باشد و نتواند بروز دهد در منزل با افراد درگير مي شود .

تصعيد يا والايش

گاهي براي ارضاي خواسته‌هاي محروم شده، مي‌توان از راه‌هاي اجتماع پسندانه وارد شد اين امر به وسيله مكانيسم تصعيد صورت مي‌گيرد. در بين مكانيسم‌ها، مكانيسم تصعيد سالم‌ترين آنهاست. شخص به مدد تصعيد مي‌تواند احساسات هيجان انگيز و كنش‌هاي ابتدايي خود را از حالت اوليه به سوي هدف‌هاي عالي‌تر و بهتر سوق دهد، به گونه‌اي كه هم رضايت خاطر خودش تأمين شوØ

¯ و هم نفعي عايد اجتماع كند. والايش زيان قابل توجهي براي فرد در برندارد. چون واقعيت امر را مكتوم و افكار ننموده، بلكه فرد را با شرايط و مقتضيات موجود و ارزش‌هاي و خواسته‌هاي جامعه روبرو مي‌كند. در واقع والايش، نوعي جا به جايي است كه در آن هدف جا به جايي جنبه سازندگي و خلاقيت دارد؛ از اين راه، انرژي بسياري از تمايلات تهاجمي و جنبي و آزار دوستي غيرقابل قبول جامعه، تحت كنترل در راه ابداعات و آفرينش‌هاي آثار ادبي به طور كلي هنري به كار گرفته مي‌شوند.

همانند سازي

در اين مكانيسم فرد به طور ناخود آگاه از رفتار، گفتار، كردار، حركات شخصي و يا اشخاص ديگر پيروي مي‌كند و حتي خود را شبيه شخصي كه مورد احترام او است، قرار مي‌دهد و بدين ترتيب، مزايا، كاميابي، برتري و ارزش‌هاي او را از آن خود تلقي مي‌كند به اين نحو ارضا مي‌شود.

درون فكني

درون فكني يعني نسبت دادن امور برون ذاتي و خارجي به درون ذات. از اين رو درون فكني را مي‌توان مرحله مقدماتي همانندسازي تلقي كرد زيرا فرد به اين وسيله پاره‌اي از جنبه‌هاي موقعيت‌هاي مختلف را به درون خود برده و به تملك خود در مي‌آورد، درون فكني وقتي پديد مي‌آيد كه ما چيزي را كه دوست داريم از دست مي‌دهيم. در اين مورد، ما صورت ذهني چيز از دست داده را جذب روان خود مي‌كنيم و آن را به عنوان جزئي از خود مي‌پذيريم.

برون فكني

مكانيسم برون فكني عبارتست از انكار بعضي خصوصيات، حالات، صفات و يا تمايلي كه در فرد وجود دارد و نسبت دادن آن به ديگران. فرا فكني يكي از مكانيسم‌هاي متداولي است كه از طريق آن، شخص انديشه‌ها و افكار غيرقابل پذيرش و تمايلات دروني و ناخودآگاه خويش و همچنين تقصيرها و اشتباهات و بدكاري‌هاي خود را به ديگر نسبت مي‌دهد، بسياري از تحقيقات روان شناسي اجتماعي نشان داده است كه يكي از عوامل اساسي تعصب‌هاي نژادي – مذهبي و طبقاتي به خصوص عليه اقليت‌ها، از مكانيسم دفاعي برون فكني نشأت مي‌گيرد.

دليل تراشي

به وسيله مكانيسم دليل تراشي احساس ارزش خود را با ارائه منطق‌نمايي به جاي رفتار منطقي توجيه مي نماييم. اين يكي از رفتارهاي متداول انسان است و غالبا هنگامي ظاهر مي‌شود كه سعي داريم رفتار خود را به ديگران بقبولانيم و نشان دهيم كه آنها در اشتباهند.دزد ادعا مي كند كه صاحب فروشگاه مستحق آن بوده است .

 

واكنش سازي يا واكنش معكوس

بر اساس اين واكنش  يا مكانيسم شخص سعي مي‌كند برداشت‌ها، حالات، طرز فكر و رفتاري كاملا نقطه مقابل انگيزه‌هاي ايجاد كننده آنها را از خودشان نشان دهد. واكنش سازي، در واقع رفتار معكوس و آگاهانه نسبت به تمايل ناخود آگاه است بدون اينكه فرد بداند كه چنين عملي را انجام مي‌دهد.مثلا فردي دكه ناخواسته ازدواج كرده سعي مي كند از همسرش بي اندازه مراقبت كند .

 باز

گشت ـ عقب‌نشيني ـ واپس روي

وقتي كه خواسته‌ها و آرزوهاي افراد با امكانات موجود سازش نداشته باشد و فرد در ارضاي تمايلات دروني خود با شكست مواجه گردد دچار ناكامي شد، و اين ناكامي باعث مي‌شود فرد به عادت قبلي و رفتارهاي بدوي خود برگردد، بنابراين بازگشت عبارتست از:عقب نشيني از مشكلات زندگي به وسيله متوسل شدن به رفتارهايي كه شخص در گذشته انجام مي‌داه است يعني بازگشت به مراحل اوليه و ساده رفتار.مثلا فرد بزرگسال در هنگام عصبانيت وسايل را مي شكند يا در را مثل دوران كودكي خود به هم مي كوبد .

انكار

انكار مكانيسمي است كه به وسيله آن عقايد، آرزوها، حقايق و اعمالي كه براي خود آگاه غيرقابل تحمل است، به طور ناخود آگاه وجود آنها انكار مي‌گردد. به كمك انكار شخص خود را در مقابل مسائلي كه آگاهي بر آنها برايش غيرقابل تحمل است حفاظت مي‌كند.كسي كه فرزندش را از دست داده باز هم براي او بشقاب روي ميز مي گذارد .

 خيالبافي يا رؤياي روز

رؤياي روز عبارتست از ارضاي احتياجات و آرزوها، به وسيله تخيل در بيداري، اين مكانيسم وسيله‌اي است و براي فرار از مشكلات زندگي و پناه بردن به عالم تخيل كه در آن ناكامي‌ها حتي الامكان تقليل يافته يا وجود ندارند از نظر بهداشت رواني خيالبافي هنگامي مضر و خطرناك محسوب مي‌شود كه ارتباط آن با واقعيت قطع شود و طي آن فرد بكوشد با استفاده از قوه تخيل خود آرزوهايي را بپروراند كه انجام آنها امكان‌پذير نيست. در اين حالت به تدريج خيالبافي جانشين واقعيت‌ها مي‌گردد و مانع سازگاري عملي فرد مي‌شود.

مقاومت

ايستادگي شديد در برابر ورود داده هاي سركوب شده(ناهشيار) به سطح هشيار.

شكايت كردن و قبول نكردن كمك

فرد مدام از اطرافيان خود شكايت كرده و مكررا تقاضاي كمك ميكند اما زماني كه ديگران ميخواهند به وي كمك كنند و يا وي را راهنمايي كنند، پيØ
´Ù†Ù‡Ø§Ø¯Ø§ØªØŒ اندرزها و كمكهاي ديگران را رد ميكند. در واقع اين رفتار در استتار احساسات، خصومتها و يا سرزنش پنهان نسبت به ديگران، در فرد بروز مي يابد. 

توجيه عقلي

استفاده مفرط از تفكر و منطق انتزاعي-پرهيز از احساسات آزار دهنده با تمركز بر جنبه هاي عقلاني-انفصال هيجان از انديشه-ناديده گرفتن جنبه احساسي قضايا و پرداختن به تجزيه و تحليل شناختي آنها. مثال: تمركز بر جزئيات برگزاري مراسم ترحيم و خاك سپاري جاي عزاداري و سوگواري. مثال: زني كه مورد تعرض جنسي قرار گرفته شروع ميكند به تحقيق و جستجوي اطلاعات در زمينه ساير موارد تجاوزها و روانشناسي متجاوزان و قربانيان آن و يا در كلاسهاي دفاع شخصي شركت ميكند.

بازي هدف دار

هنگامي كه ما  با اهداف و آرزوهاي دست نيافتي  مواجه ميشويم، انتظارات خود را تقليل ميدهيم. نوعي جابجايي و دليل تراشي ميباشد. مثال: مردي كه به يك زن گرايش دارد اما به هر دليلي قادر نيست نياز اصلي خود را تامين كند (مثلا زن متاهل است) به زن ميگويد، تنها چيزي كه ما نياز داريم يك دوستي صميمانه است. مثال: فردي كه به حرفه پزشكي علاقه وافري دارد اما نميتواند در رشته مزبور ادامه تحصيل بدهد دستيارپزشك ميشود.

باطل سازي يا آرماني سازي

به خنثي كردن گفتار و اعمال پيشين اطلاق ميگردد. تلافي كردن رفتار وكردار ناپسند. مثال: مردي كه همسر خود را تحقير كرده است، براي همسر خود هديه ميخرد و يا بطور مبالغه آميزي از وي تعريف و تمجيد ميكند. مثال: فردي كه مرتكب قتل شده مكررا دستهاي خود رامي شويد. مثال: شما پشت سر دوست خود از وي بدگويي ميكنيد سپس از كرده خود پشيمان شده و وي را به منزل خود به شام دعوت ميكنيد.

پيش بيني

پيش بيني رويدادهاي احتمالي آينده و در نظر گرفتن واكنشها و راه حلهاي واقع گرايانه و جايگزين. برنامه ريزي براي آينده. ملاحظه پيامدهاي رفتار خود.

اجتناب يا روي گرداني

كنار آمدن با عوامل استرس زا ، عدم مواجهه با آنها. مثال: شما ازهمسايه خود خوشتان نمي ايد بنابراين سعي ميكنيد با وي برخورد نداشته باشيد و يا نزديك وي نرويد. مثال: فردي كه از ارتفاع هراس دارد سعي ميكند از مكانهاي مرتفع دوري كند. مثال: هنگامي كه در مورد  مسايلي كه از نظر شما ناخوشايند است سخن به ميان مي آيد سعي ميكنيد موضوع بحث را عوض كنيد.

نوعدوستي

خدمت رساني و ياري رساندن به ديگران بطور سازنده كه رضايت فردي را بدنبال دارد. فرد از واكنش مثبت ديگران خشنود شده واحساس خوبي پيدا ميكند.

جسماني كردن

تعارضات (مشكلات رواني) خود را به شكل نشانه هاي جسمي بروز ميدهند.دربخش هايي از بدن كه از اعصاب سمپاتيك وپاراسمپاتيك عصب گيري ميشوند. هدايت اضطراب به مشغوليت ذهني با شكايت از يك مشكل جسماني براي منحرف ساختن توجه از مسايل رواني آزار دهنده. فرد بطور اغراق آميزي نگرØ] ]>

درباره sardabir

2 نظر

  1. من دیروز توسط یک پزشک همیوپات با این مبحث آشنا شدم حالا می خوام راجع بهش بیشتر بدونم چون دیروز فهمیدم که منم گاهی اوقات اینکارو انجام می دم فقط اسمش رونمی دونستم گاهی اوقات به صورت کاملا موازی با زندگی واقعیم رویایی رو دنیال می کنم که در اون تمام کمبودهامو توش جبران می کنم و تمام حسرت هامو و تمام نداشته هامو . ولی می خوام ترکش کنم حتی باوجودیکه ازش لذت می برم ولی می دونم در دراز مدت بهم آسیب می زنه . ممنون از مطلبتون اگه کتابی میشناسید که در این رابطه باشه لطفا اعلام کنید

یک نظری بگذارید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*


نُه − 4 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

موسسه محک
رفتن به بالا
تحلیل آمار سایت و وبلاگ