تازه ترین فعالیت یک فراکاو

دوره مجازی و کاربردی درمان شناختی رفتاری

اینجا کلیک نمایید.

فروشگاه یک فراکاو
شما اینجا هستید: خانه / اختلالات روانشناسی / رشد و تفاوتهاي فردي

رشد و تفاوتهاي فردي

بحث اين بخش در مورد رشد و تفاوتهاي فردي است . ما در اين قسمت ، تعريف رشد، دلايل مطالعه و اصول رشد را مطرح مي کنيم .
رشد

به نظر روانشناسان، رشد از مجموعه تغيير و تحولاتي در ابعاد مختلف جسماني، رواني، اخلاقي، عاطفي و اجتماعي است که از لحظه تشکيل نطفه تا پايان مرگ در انسان رخ مي دهد .
از آنجا که اکثر تغيير و تحولات فرد در دوران کودکي و نوجواني صورت مي گيرد، لذا روانشناسان رشد نيز در مطالعه رشد ، به اين دو دوره توجه بيشتري دارند .
دلايل مطالعه رشد

روانشناسان رشد به منظور مطالعه اين مقوله و انجام تحقيقات، از افراد طبيعي و بيشتر از کودکان استفاده مي کنند .
در مطالعه رشد، يکسري دلايل علمي و غير علمي وجود دارد. دلايل علمي مطالعه کودکان عبارتند از :

-افزايش دانش و آگاهي انسان از فرآيند رشد .
-مطالعه کودکان راحت تر از مطالعه بزرگسالان است. براي مثال ، براي مطالعه دروغگويي، به دليل مخفي نگه داشتن رفتار بزرگسالان ، بيشتر از کودکان استفاده مي شود .
-مطالعه کودکان ، اطلاعات بسياري را در مورد بزرگسالان در اختيار ما مي گذارد .
دلايل علمي مطالعه رشد :

با استفاده از يافته هاي روانشناسي رشد، مي توان در تربيت فرزندان نيز از شيوه هاي تربيتي مختلف بهره جست .

با مطالعه رشد، مي توان خدمات روانشناختي را به افراد ارائه داد ، براي مثال، کسي جهت مشاوره نزد ما مي آيد و او را راهنمايي مي کنيم ؛ هدف اصلي ما اين است که در صورت انحراف رشد از مسير يا الگوي اصلي، خيلي سريع تشخيص داده و اقدامات لازم را انجام بدهيم.
اصول رشد :

رشد اصولي دارد که آن را تحت تأثير قرار مي دهند. اين اصول عبارتند از :

1-رشد يک جريان پيوسته ، مداوم و مرحله اي است. رشد هيچگاه متوقف نمي شود ، بلکه از لحظه تشکيل نطفه تا مرگ در انسان ادامه دارد و به مراحل مختلفي تقسيم مي شود .

2-رشد ، الگوي خاصي دارد و مراحل آن قابل پيش بيني هستند. رشد از دو قانون تبعيت مي کند که عبارتند از :

الف ) قانون ” سري – پايي ” : هر تغييري از ناحيه سر شروع شده و سپس به نواحي پايين گسترش مي يابد .

ب ) قانون ” مرکزي – پيراموني ” : هر گونه تغيير و تحولي ابتدا از ناحيه مرکز بدن شروع شده و سپس به نواحي ديگر انتنقال مي يابد .

در رشد حالات کلي و جزئي نيز مشاهده مي شود ؛ براي مثال در اوايل رشد ، سر ۱/۳ بدن را تشکيل مي دهد ، با افزايش رشد ، اندامها به اشکال مختلفي رشد مي کنند ، در نتيجه از رشد سر کاسته شده و به رشد ساير اعضاء افزوده مي شود

3-در رشد ، تفاوتهاي فردي وجود دارد .

4-در رشد ، دوره هاي حساسي مشاهده مي شود .

5-رشد انسان در ابعاد مختلفي صورت مي گيرد .
رشد و تفاوتهاي فردي (2)

در بخش گذشته، برخي از اصول رشد اشاره کرديم ؛ لذا در اين مبحث، ادامه آنها را بيان مي کنيم.
اصول رشد کودکان عبارتند از :

1- وجود تفاوتهاي فردي بين کودکان : با وجود اينکه رشد کودکان در ابعاد مختلفي صورت مي گيرد ، اما همه آنها به يک طريق رشد نمي کنند .

روانشناسان در اين خصوص معتقدند که مسير رشد و تحول کودکان يکسان است ، اما ميزان رشد اشخاص با يکديگر متفاوت مي باشد . روانشناسان ، رشد را به جاده اي تشبيه نموده اند که همه بايد مسير آنرا طي نمايند ، اما هر کس با سرعت و آهنگ خاص خود اين جاره را طي مي کند . جاده رشد ، همان الگوي واحد و قابل پيش بيني رشد است ، اما طي کردن جاده بر اساس سرعتهاي متفاوت ، بيانگر اصل وجود تفاوتهاي فردي بين کودکان است .

2-رشد در تمامي ابعاد صورت مي گيرد : روانشناسان بر اين باور هستن که کودکان از نظر جسماني ، رواني ، اجتماعي ، عاطفي ، تکلمي و … رشد مي کنند. رشد رواني در بر گيرنده ابعاد شناختي ، عاطفي ، اجتماعي و اخلاقي نيز مي باشد ؛ بنابراين ، تنها به دليل سهولت در امر مطالعه ، ما آنها را به طور مستقل بررسي مي کنيم ، ولي در عمل ، همه بر يکديگر تأثير متقابل مي گذارند ؛ براي مثال رشد جسماني کودک بر ساير ابعاد رشد او تأثير مي گذارد و رشد ساير ابعاد هم در رشد جسماني کودک موثر مي باشد .

3-وجود دوره هاي حساس در رشد : اول اينکه سرعت رشد در تمامي سنين يکسان نيست. دوم اينکه مراحل رشد به دو دوره متعادل و نامتعادل تقسيم مي شود .به عبارت ديگر ، در طول رشد ، دوره هايي وجود دارد که رفتار کودک دچار بي تعادلي مي شود ، ولي اين بي تعادلي ، دال بر ناهنجاري و اختلال رفتاري غير عادي کودک نيست و خود بخود برطرف مي گردد ، مثل لکنت زبان در حدود سه سالگي که ” لکنت طبيعي ” ناميده مي شود .

بنابراين ، دوره هايي که رفتار کودکان به صورت آرام يا ناآرام ديده مي شود ، به دو دوره متعادل و نامتعادل تقسيم مي شوند .

4-در طول دوران رشد ، فرايند رشد در برخي از دوره ها بسيار سريع است : رشد سريع در طول دوران زندگي ، در دو مرحله صورت مي گيرد :

الف) رشد ناگهاني کودک در نه ماهه درون رحمي و شش ماه پس از تولد که از آن به عنوان ” جهش نيمه راه رشد ” ياد شده است .

ب) رشد کودک در شش ماه تا يکسال پيش از بلوغ و يک تا دو سال پس از بلوغ ، ” جهش دوران بلوغ ” ناميده مي شود .
مراحل رشد
رشد را به دو دوره قبل از تولد ( دوره درون رحمي که نه ماه است ) و پس از تولد تقسيم مي کنند . دوره رشد پس از تولد نيز به مراحلي تقسيم مي شود که عبارتند از :

1-دوره نوزادي يا شيرخوارگي : از تولد تا دو سالگي .

2-دوره پيش دبستاني يا کودکي اوليه : از دو تا هفت سالگي .

3-دوره دبستاني يا کودکي دوم : از هفت تا 11 سالگي .

4-دوره بلوغ و نوجواني : از 11 – 13 سالگي تا 20 سالگي . علت ارائه حدود سني براي شروع دوره بلوغ ، تفاوت دخترها و پسرها در رسيدن به سن بلوغ مي باشد. شايان ذکر است که دختران زودتر از پسران به سن بلوغ مي رسند .

1-دوره جواني : از 20 سالگي تا 45-40 سالگي

2-دوره ميانسالي : از 45 سالگي تا 65 سالگي

3-دوره پيري يا سالمندي : از 65 سالگي به بالا

هر يک از مراحل زندگي، با توجه به تواناييها و نيازهاي افراد، داراي صفات و ويژگيهاي خاصي مي باشد.
جنسيت و تفاوتهاي فردي (1)

موضوع اين بخش، جنسيت و تفاوتهاي فردي است ما در اين مبحث مطالبي را پيرامون عوامل موثر در تفاوتهاي دو جنس ، وضعيت زيست شناختي جنين هاي پسر و دختر و نقش کرموزومها در ايجاد تفاوتهاي جنسي ارائه مي دهيم. به راستي، چه عاملي موجب تفاوتهاي که بين زن و مرد در ابعاد مختلف مي شود ؟

محيط و وراثت، دو عامل موثر در ايجاد تفاوتهاي موجود بين زنان و مردان مي باشند ؛ بنابراين، يکي از عوامل موثر در ايجاد تفاوتها ، وراثت است و وضعيت کرموزومي يا زيست شناختي زنان و مردان مربوط به اين عامل مي باشد .

هر سلول انساني از ۲۳ جفت کرموزوم يا ۴۶ عدد تشکيل شده که ۲۲ جفت آن، غير جنسي و يکسان مي باشد . جفت بيست و سوم که کرموزوم جنسي ناميده مي شود، جنسيت جنين را مشخص مي کند و بيضي شکل است .

زن و مرد در تمام کرموزومها با هم متفاوتند . بخصوص در کرموزوم هاي جنسي که در زنان به صورت XX و در مردان به صورت XY مي باشد ؛ يعني کرموزومهاي جنسي زنان از يک نوع و مردان از دو نوع است. به دليل متفاوت بودن کرموزوم جنسي مردان و نقش مهم کرموزومهاي جنسي در تعيين جنسيت جنين، دخالت مردان در تعيين جنسيت نطفه بسيار تعيين کننده مي باشد.

کرموزومهاي جنسي زنان و مردان در ايجاد تفاوتهاي آنان موثرند. به عبارت ديگر، هر کدام از کرموزومها واجد ويژگيهايي هستند که موجب تفاوت زن و مرد مي گردد. اين ويژگيها اصطلاحاً ” خصوصيات وابسته به جنس ” ناميده مي شود. جنس مذکر معمولاً به لحاظ داشتن کرموزوم Y آسيب پذيرتر از زنان مي باشد، زيرا در صورت اختلال در کرموزوم X دختران صورت بگيرد، کرموزوم X ديگري آن را مي پوشاند، اما در صورت بروز اختلال در کرموزوم x پسران، کرموزوم y قادر به پوشاندن آن نيست؛ به همين دليل، بيماري هاي از قبيل کوررنگي و هموفيلي در پسران بيشتر است. در برابر هر 106 کودک پسر ، 100 مد کودک دختر متولد مي شود، اما در مراحل بعدي، به دليل مرگ و مير بيشتر در پسران ، تعداد دختر و پسران مساوي است ؛ حتي پسران کمتر هم هستند .

از آنجا که کرموزوم y بسيار آسيب پذيرتر از کرموزوم x است، تعداد سقط جنين هاي پسر، مرده زايي ، مرگ و مير نوزادان پسر بسيار بيشتر از نوزادان دختر است.

براي مثال سندرم” ترنر ” مختص زنان بوده و نمايش کرموزومي آنها به صورت 44xo مي باشد، يعني يک x ندارند و 45 کرموزومي مي باشند. اين دسته از زنان با افراد طبيعي متفاوت هستند، زيرا معمولاً باردار نمي شوند ، صفات ثانويه جنسي و گردن پرده اي شکل دارند و قد کوتاه هستند. در مقابل، سندرمي به نام سندرم ” کلاين فلتر ” داريم که بيشتر در مردان ديده مي شود، در اينجا نيز مشکل ناشي از کرموزوم x است، هنگامي که مردان يک کرموزوم x اضافه دارند، نمايش کرموزومي آنها به صورت 44xxy است و آنها ۴۷ کرموزوم دارند

سندرم ترپيل x يا مافوق زن بودن نيز مربوط به کرموزومهاي x است. در اين گروه از زنان، به جاي دو کرموزوم x سه کورموزوم x وجود دارد و خصوصيات زنانه آنها بيشتر از حد معمول است. نمايش کرموزوم آنها به صورت 45xxx است ، يعني 47 کرموزوم دارند.

اختلال ديگري نيز وجود دارد که در آن ، مردان به جاي يک کرموزوم y ، دو کرموزوم y دارند. در نتيجه، اين موارد به صورت ” اَبر مرد ” مطرح مي شوند . صفاتي مانند پرخاشگري، خيانت، قتل و آتش سوزي در اين مردان که داراي قد بسيار بلندي هم مي باشند، به مراتب بيشتر از مردان معمولي است.
جنسيت و تفاوتهاي فردي (2)

در بحث گذشته مطالبي پيرامون جنسيت و تفاوتهاي فردي ارائه شد و سه موضوع اساسي را بيان کرديم . در اين مبحث ، ادامه درس قبل ، يعني رشد متفاوت زن و مرد را در مراحل مختلف بررسي نموده و تفاوتهاي هوشي آن دو را به طور جداگانه توضيح مي دهيم .

نتايج پژوهشهاي مختلف نشان داده که از لحظه تشکيل نطفه تا پايان مرگ ، رشد و تحول در زن و مرد متفاوت است . در دوره درون رحمي ، جنين پسر خيلي سريع تر از جنين دختر رشد مي کند . قد و وزن جنينهاي پسر نيز از جنينهاي دختر بيشتر است ، اما ميزان چربي بدن دختران از همان دوره جنيني بيشتر از پسران است .

پس از تولد نيز تفاوتهايي بين دو جنس مشاهده مي شود . براي مثال ، از تولد تا ٢ سالگي ، از نظر قد ، وزن و دور سر ، تفاوتهايي ميان دختر و پسر وجود دارد . تشکيل دندان در دخترها زودتر از پسرها صورت مي گيرد . رشد حرکتي دو جنس نيز متفاوت است . دختر بچه ها زودتر از پسر بچه ها مي نشينند ، مي خزند و راه مي روند . رشد تکلمي دخترها سريع تر از پسرهاست و زودتر سخن مي گويند .

تفاوت هاي پسران و دختران در سنين بالاتر بيشتر مي شود . براي مثال ، ميانگين قد دختران از شش سالگي تا دوره بلوغ ، معمولاً کمتر از پسران است ، اما در سن بلوغ ، دختران جلوتر از پسران هستند و پس از بلوغ ، مجدداً پسران از اين نظر بر دختران برتري دارند .

از نظر وزن نيز در دوران مختلف تفاوتهايي بين دو جنس وجود دارد . از سنين پايين تا دوره بلوغ، پسران برتري دارند ، اما در سنين بلوغ ، به دليل زودرسي بلوغ در دختران ، وزن آنها بيشتر مي شود و پس از بلوغ دوباره پسران برتري دارند .

دختران از نظر ويژگيهايي مثل توجه به بازيها و ميزان همکاري ، در تمام مراحل بالاتر از پسران هستند . نوع بازيهاي دو جنس نيز متفاوت است . دختر بچه ها تمايل به بازي با دختر بچه هاي کوچکتر از خود را دارند ، اما پسر بچه ها تمايل به بازي با اسباب بازي دارند ؛ حتي نحوه شروع بازي نيز در آنها متفاوت است . دختر بچه ها معمولاً بازي را با محبت و دوستي و پسر بچه ها با پرخاشگري شروع مي کنند .

در سنين بالا نيز بين دو جنس تفاوتهايي ديده مي شود . حتي ميزان مرگ و مير نيز بين دو جنس متفاوت است . ميزان مرگ و مير در بين مردان از زنان بيشتر است ، زيرا جنس نر آسيب پذيرتر از جنس ماده مي باشد . به همين دليل ، تعداد بيوه زنان بيشتر از تعداد بيوه مردان است .

همانطور که در مباحث پيش گفته شد ، هوش به دو نوع کلامي و غير کلامي يا عملي تقسيم بندي مي شود . زنان در هوش کلامي و مردان در هوش عملي برتري دارند . در توزيع پراکندگي نيز تفاوتهايي بين آنها وجود دارد ؛ يعني نمرات دخترها بيشتر حول و حوش ميانگين متمرکز مي شود ، اما امتيازات و نمرات پسرها پراکندگي بسيار زيادي را نشان مي دهد . به عبارت ديگر ، بيشتر دختران در حد وسط قرار دارند ، اما به طور معمول ، بدترين و بهترين نمرات متعلق به پسرهاست . ميزان عقب ماندگان ذهني و افراد باهوش هم در ميان پسران و مردان به مراتب بيشتر از دختران و زنان است .
جنسيت و تفاوتهاي فردي (3)

در اينجا آخرين قسمت بحث جنسيت و تفاوتهاي فردي را در مورد تفاوت حواس – علائق و پرخاشگري دو جنس ادامه مي دهيم .
تفاوت حواس دو جنس

به طور کلي ، زنان و مردان از نظر حواس پنجگانه با يکديگر تفاوتهايي دارند. حس شنوايي زنان در همه دوران زندگي بهتر از مردان است و شايد به همين دليل، زنان بيشتر از مردان صحبت مي کنند ، يعني زنان به محرکهاي شنوايي بهتر و بيشتر از زنان واکنش نشان مي دهند.
تفاوت علائق و رغبتهاي دو جنس

نوع دوستي، توجه به ديگران، صميميت و اعتماد از خصوصيات دخترهاست. علائق زيبايي شناسي، ديني و احتماعي دخترها بيشتر از پسرهاست. پسران بيشتر به جنبه هاي سياسي و تئوري علاقه دارند، اما دختران بيشتر از پسران به مسائل اخلاقي تمايل دارند و به بي عدالتي اعتراض مي کنند. دختر بچه ها وقتي مي خواهند، بازي کنند، تمايل دارند که با ديگران باشند، اما پسر بچه ها تمايل به بازي با اسباب بازي و تنهايي دارند. دختران به معاشرت با ديگران و ايجاد روابط اجتماعي علاقه زيادي دارند، حال آنکه پسران خود را بيشتر به فعاليتهاي بدني مشغول مي کنند . تعداد هنرمندان زن، بخصوص در هنرهايي که به ظرافت نياز دارد، از تعداد مردان بيشتر است، اما در مسائل علمي، برتري با مردان بوده و بيشتر نظريه پردازان ، مردها مي باشند.
تفاوت در پرخاشگري

مشاهدات نشان مي دهد که از زمان خردسالي تا سنين بالا، پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. در نوع پرخاشگري نيز بين دو جنس تفاوتهايي وجود دارد. دخترها زماني که عصباني مي شوند، به منظور نمايش پرخاشگري خود، بيشتر به فحاشي و دشنام دادن مي پردازند، به عبارتي، پرخاشگري زنان بيشتر به شکل کلامي است ؛ حال آنکه پرخاشگري پسرها، به صورت عملي و درگيري است. پسرها، در هنگام پرخاشگري به مشت زني و لگدپراني متوسل مي شوند . اين تفاوت در پرخاشگري، علائق و حواس موجب تفاوتهاي کلي در زن و مرد مي شود .

به طور کلي، زنان را به سُرب و مردان را به الماس تشبيه مي کنند. الماس جزء سخت ترين اجسام است، يعني بر همه اجسام موجود روي زمين خط مي اندازد، ولي شکننده و ترد است، به طوري که با يک ضربه چکش خُرد مي شود، حال آنکه سرب حتي با ناخن هم خط بر مي دارد و زياد محکم نيست، اما ضربه چکش را به خوبي تحمل مي کند، شکلهاي متفاوتي به خود مي گيرد و از هم نمي پاشد. با اين مثال ، ابهام تفاوت زن و مرد از بين مي رود .

درباره sardabir

یک نظر

  1. سپاس فراوان از زحمات شما.

یک نظری بگذارید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*


+ 4 = یازده

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

موسسه محک
رفتن به بالا
تحلیل آمار سایت و وبلاگ