سرخط خبرها
خانه / اختلالات روانشناسی / با شکست عشقی چه جور کنار بیاییم؟

با شکست عشقی چه جور کنار بیاییم؟

دانلود کارگاه های یک فراکاو:

++ کارگاه آموزشی درمان مشکلات جنسی (سکس تراپی)

++ دانلود کارگاه مشاوره ازدواج و خانواده

++ دانلود کارگاه طرحواره درمانی دکتر حمیدپور

++ دانلود دوره کاربردی درمان اختلالات اضطرابی

++ دوره تکمیلی درمان شناختی رفتاری اختلالات روانی

++ دانلود دوره درمان اختلالات روانی با رویکرد شناختی رفتاری – CBT :

++ دانلود دوره کاملا کاربردی درمان مشکلات جنسی زوجین و زوج درمانی

++ دانلود کارگاه بازی درمانی play therapy

===========================================

پناهگاه روانی قدغن
شکست عشقی می تواند یک نفر را به یک معتاد یا الکلی تمام عیار تبدیل کند . خیلی ها اولین سیگار شان را بعد از شنیدن یک نه کشیده اند اما لطفا به خاطر خودتات هم که شده گریه ها و افسردگی بعد از شکست عشقی را به گیجی بعد از سیگار و الکل ترجیح دهید. لا اقل به خاطر انتقام از طرقتان هم که شده خودتان را تلف نکنید.
رسوایی قدغن
اصلا از همان اولش که عاشق شدید لازم نیست همه هم اتاقی ها و همکارها و همکلاسی هایتان بفهمند . اعتماد به نفس تان زیاد است که هست. برون گرا هستید که هستید. عوارض این رسوایی وقتی که نه شنیدید معلوم می شود وقتی که حتی اگر دیگران هم در موردتان حرف نزنند خودتان فکر می کنید که همه جا قصه عشق شما نقل مجالس است
یک سنگ صبور درست وحسابی و رازدار پیدا کنید و خوذتان را پیش او خالی کن کنید

بزرگترین مجموعه آموزشی هیپنوتیزم
بزرگترین مجموعه آموزشی هیپنوتیزم به زبان فارسی علمی و کاربردی این مجموعه برای علاقه مندان به آموزش هیپنوتیزم بسیار مفید است .(ادامه…)

169000 ریال

iconicon

از بالا به قضیه نگاه کنید
کمی از خودتان و زاویه دیدتان به قضیه فاصله بگیرید. بروید بالاتر و بالاتر. حالا خودتان را از بچگی تا پیری ببینید و ببینید که این شکست چقدر توی مسیر زندگیتان موثر بوده است. حالا آدم های دیگر را ببینید. می بینید؟ کافی است به دور و بری های خودتان فکر کنید تا بفهمید دنیا پر است از فلش های یک طرفه. پر است از نه هایی که دیگران شنیده اند و حتی نه هایی که خودتان گفته اید. شما تنها نیستید
به شکست به عنوان یک فرصت خودشناسی نگاه کنید
خیلی ها بعد از شکست عشقی ، آدم مثبت تری میشوند. برای این آدم ها دیگر نظر معشوق مهم نیست. آنها به خودشان برگشته اند و جدا از رویدادهای عاشقانه شروع کرده اندبه اصطلاح خودشان. شکست عشقی آدم را تمام عیار با خودش ، عواطفش و فکرهایش رو به رو میکند. شکست عشقی می تواند یک بار دیگر تمام شکست های عاطفی زندگی را بیاورد جلوی چشم آدم. این هم می تواند هم افسرده کننده باشد هم سازنده، یعنی اینکه آدم میتواند این مشکل های وجودی را لااقل با خودش حل کند و خود خواهی همیشگی اش را کنار بگذارد. در سطحی ترین حالتش آدم می تواند برود مهارت های بر قرار کردن رابطه را از این ور آن ور بیاموزد و در عمیق ترین حالتش هدف زندگی اش را عوض کند.
حرف بزنید
2 راه قبلی راه حل هایی بود که میشد به تنهایی هم انجامش داد ام آدمیزاد بعد از شکست عشقی ، از گیر کردن کلمه و بغض توی گلویش دارد خفه میشود. مشاور و روان شناس را برای همین موقع ها گذاشته اند. به جای اینکه بگذارید موقع خود کشی ناموفق ببندنتان به داروی ضد اقسردگی و شوک الکتریکی ، وقتی داغتان تازه است با یک متخصص حرف بزنید.

دریافت جدیدترین مطالب وبلاگ بوسیله ایمیل

درباره ی sardabir

همچنین ببینید

کارگاه تحلیل رفتار متقابل

دانلود مجموعه آموزشی تحلیل رفتار متقابل- قسمت اول -

مقدمه‌ای بر تحلیل رفتار متقابل: تحلیل رفتار متقابل یک نظریه روان‌شناسی است که توسط دکتر ...

574 دیدگاه

  1. من دوسش دارم. تا اخر ولی اون بهم دروغ گفت بهم گفت که دوسم داره.عاشمقه ولی دروغ گفت الکی دلخوشم کرد من به خاطرش جلو عالم و ادم وایسادم ولی اون دیشب بهم گفت که نمیتونه به جز پسر خاش به کس دیگه فک کنه.بعد از دوسال این حرفو بهم زد.بهش گفتم گوشی رو بردار حرف نزن من حرف میزنم.حرف زدم و گریه کردم وای اون انگار نه انگار انگار که اصلا نبودم.کاش بهم دروغ نمی گفت کاش دوسش نداشتم کاش میتونستم فراموشش کنم. کاش

  2. سلام. شکست عشقی من خیلی فجیع از بقیه هستش چون مثل دیگران دیگه فرصتی ندارم.یک زن متارکه کرده هستم با یه دختر 14 ساله باهوش و بسیار زیبا. همسر سابقم پزشک بود. دو سال بود که مردی دیوانه وار عاشقم بود طوری که غیر از ساعات کاریش یک ثانیه منو تنها نمیذاشت. ولی یه سوتفاهم یا شاید م یه نقشه از قبل طراحی شده که بسیار هم حساب شده و دقیق بود ( چون دشمن زیاد داشت ) باعث شد فکر کنه من بهش خیانت کردم منم نتونستم بیگناهیم رو ثابت کنم چون همه شواهد به ضرر من بود و من رو ترک کرد در حالیکه خودش هم داشت از شدت غصه و گریه دق میکرد. چی کار کنم دارم دق میکنم فقط با قرص آرامبخش یه کم آروم میگیرم. از ایران رفت . فقط توروخدا کمکم کنید فراموشش کنم.

    • من رسول هستم.نمی دانم قوانین سایت اجازه می دهدکه ای میل شما را داشته باشم .حاضرم با شما چت کنم .من هم دختری را دوست داشتم که هشت سال بپای من نشست و سرانجام با یک پزشک متخصص ازدواج کرد و خوشبخت است و فقط همین کمی از دردم می کاهد.بخدا من نمی دانستم اینقدر مرا دوست دارد.فقط فکر می کردم پیشنهاد ساده ی مادرم است. .بعد از بیست و سه سال هنوز هم بیادش گریه می کنم .شاید کمک به شما قدری از آلام مرا بکاهد.من 53 سال دارم.

  3. تو یه جمله میتونم بگم که زمان… فقط به خودت زمان بده تا کم کم بتونی بقبولونی که اتفاقیه که افتاده و باید دوباره بتونی با دخترت یه زندگی جدیدو شادیو شروع کنی…
    من عقیدم اینه تا وقتی که داریش نهایت سعیتو بکنی که بتونی تا آخرش داشته باشیش ولی اگه دیدی تمام تلاشت بی ثمر باید رها کرد دست سرنوشت و زمان…
    الهام عزیزم از این به بعد خوب مراقب دلت باش…

  4. سلام
    من توی یه چت با یه پسر آشنا شدم-بهد حدود 1 ماه با اصرار زیادش شمارمو گرفت-همیشه جملات عاشقانه به من می گفت به باورام احترام میزاره-اخه من چادریم-گفت دست دادن از نظر من اشکال نداره ولی اگه تو رعایت می کنی نظرت محترمه-ازم عکس خواست گفتم نمیدم-گفت باشه-ولی بعد 2ماه یهو گفت میرم سفر-من بهش چند بار اس دادم ولی جواب نداد بعد 5 روز گفتم کجایی؟گفتم تازه رسیدم-در صورتی که دروغ می گفتم-بار ها بهش گفتم احساساتیم نکن وابسته میشم-می گفت باشه فقط برای شناخت بیشتر همین-بعد 2 ماه زمانی که تازه باورش کردم -رفت.گفتم نمی بخشمت .گفت چرا؟گفتم با احساسم بازی کرد-گفت از باورام خوشش نمیاد.گفتم تو توی همون هفته اول هم باورام رو میدونستی چیه.گفت-می خواستم با یه دختر چادری ومذهبی دوست باشم-به همین راحتی بازیم داد ولی من بازم بخشیدمش.ولی هر کار یمیکنم نمی تونم فراموشش کنم.

  5. بعد گفت اگه باهات بخوام ادامه بدم باید باورات رو تغییر بدی گفتم مثلا چیکار کنم-گفت-عکس بدون حجابت رو برام بفرست-می خوام موقع قدم زدن دستت رو بگیرم-و………خشکم زد کسی که حتی عکس 3*4 منو نمی خواست حالا عکس بدون حجاب ……یه دختر ساد واحساساتی که گول یه پسر دختر باز رو خورده-واقعا نمی دونم چیکار کنم .ببخشیدمش .چون بخشش دل خودم رو آروم کرد والان هم فقط تنهایم رو با خدا هستم.

  6. البته من هیچ وقت نه عکس دادم نه باهاش دست دادم-ولی احساسم خورد شد-به همین راحتی—یعنی من برای نجابتم وپاکیم باید به یه پسر جواب پس بدم—– عجب دنیایی هست….

  7. تورو خدا اینقد نگین شکست عشقی
    آخه دوست شدن واسه رفع نیاز جنسی که عشق نیست.عزیزان به هر پیشنهاد به ظاهر عاشقانه نباید اعتماد کرد.
    اون کسی که عاشق باشه از راه درستش وارد میشه درستم به نتیجه میرسه.آخه شماره دادن تو خیابون و چت… که عشق نمیشه.اینم بگم اینقد سخت نگیرین که اگه ازم جدا شد چه اتفاقی میفته… درسته یه کم سخت هست ولی مطمئن باشین هیچی نمیشه گذر زمان همه چی رو حل میکنه…من 7ماهه که از نامزدم جدا شدم.اوایل خیلی سخته ولی یه مدت که میگذره آدم به خودش میاد.همیشه روزای بهترم هست زندگی که به آخر نرسیده…اینجوری فکر کنید که خوب شد زودتر ازش جدا شدم تا ضربه کمتری ازش بخورم…جبران کنید روزای از دست رفته رو
    خوش باشین دوستان
    به امیدفردای بهنر که قطعا خواهد بود
    روز بخیر

  8. کنکورم به خاطرش خراب شد…به خاطرش خوذکشی کردم…به خاطرش جلوی خانوادم آبروم رفت…به خاطرش شبا خوابم نمیبرد تا صبح…به خاطرش از باباش فحش خوردم…به خاطرش دارم قرص ضد افسردگی میخورم…به خاطرش یه روز 13 ساعت بدون این که تکون بخورم منتظرش نشستم…تشنم بود ولی به خاطر این که ترسیدم همون موقع بره قید حنی اب خوردنم زدم…به خاطرش رفتم حتی با مامانش صحبت کردم ولی آخرش چی؟؟؟ میگن وقتی خیانت میبینی بدون ارزشت خیلی بالاست..غصه نخور بالاخره یکی پیدا میشه که قدرت بدجوووورررری میدونه

  9. آقا این همه چیزای خوش مزه واسه خوردن ….آآآآآآآآخه چرا شکست عشقی می خورین شما؟ دلتنگیو قبول دارم دهن آدمم سرویس می کنه ولی شکست عشقی و قبول ندارم…

  10. سلام.
    تو رو به خدا؛ تو رو به پاکی فاطمه زهرا قسمتون میدم کمکم کنید.
    29 سالمه. یه معلم با سابقه هشت سال. الانم دانشجوی روزانه ارشد مترجی زبانم. امسال من یه دخترری رو تو دانشگاه دیدم و خیلی ازش خوشم امد. رفتم ازش خواستگاری کردم.قبول کرد ولی به شرط اینکه بزارم یه مدت بگدره تا همدیگه رو بشناسیم. زمان گدشت و من هر روز بیشتر از قبل بهش علاقه مند میشدم. بعد دو ماه برگشت گفت اخلاقت خوبه اما شرایطت خوب نیست. بهش گفتم برا تو که فقط اخلاق مهم بود پس چی شد. گفت خب به این نتیجه رسیدم دیگه. من که زیاد بهش وابسته شده بودم به هر صورتی که می شد با وعده ها و حرفایی که بهش زدم تونستم قانعش کنم. بعد یه مدت که هر دومون به تصمیم جدی ازدواج رسیده بودیم ؛ یه روز برگشت بهم گفت من با دومادمون؛ با دوستای شوهرم با دست می دم و حتی جلو دومادمون مو بازو راحت می گردم. بهش گفتم مگه اونا نامحرم نیستن؛ گفت من به دل ادما نگاه می کنم , محرمو نامحرم برام مهم نیست. پفتم خب دختر چرا از اول بهم نگفتی اینا رو؛ اخه چرا الان بعد چند ماه داری می گی؛ پفت اخه چیز مهمی نیست که. بهش گفتم خب دختر همین دست دادنا با ادمای نامحرم میتونه کار رو به جاهای باریک بکشونه دیگه. خندیدو گفت چرا مثل ادمای عقب افتاده فکر می کنی. این حرفش مثل یه پتکی بود که به سرم زده شدو منو گیجو مایوس کرد. حس بدی بهش پیدا کردم. تصمیم گرفتم یه درس خوبی بهش بدم. از فرداش بهش دست دادم و یواش یواش وارد بحث های سکسی شدم. نمی خام از خودم تعریف کنم ولی چهره و هیکل جدابی که به قول همه اطرافیانم داشتم کمکم کرد تا بتونم دختره رو شهوتی کنم. کار به حایی رسید که دختره بهم زنگ می زدو جایی رو پیشنهاد می داد که برم باهاش سکس کنم. ادعاش هم این بود که چون دوست دارم همه وجودم رو در اختیارت گداشتم. بعد چندین بار سکس باهاش؛ یه رو تصمیم گرفتم بهش بگم که قبلا یه همچین تصمیمی داشتم تا بهت بفهمونم من مثل عقب افتاده ها فکر نمیکردم. بعد از اینکه اینو بهش گفتم خیلی ناراحت شد اما نه اونقدری که به فکر جدایی باشه. حس بدی بهش داشتم؛ شروع کردم به گفتن یه سری حرفای ضدو نقیض: بهش به دروغ می گفتم که من ادم قرصی ام؛ من عصبی ام؛ و …. و باز بر میگشتم میگفتم نه من انطور که می گفتم نبودم. چندین بار این کار رو کردم تا اینکه پیش خودش یقین پیدا کرد که من ادم روانی ام؛ بهم گفت تو روانی هست؛ تو از عشق من برا لدت خودت سو استفاده کردیو……. . دیگه بهم جواب نداد و رابطشو قطع کرد. یه هفته گدشت و من داشتم به خودم میومدم؛ متوجه شدم این دختر همچنان تو دهن منه؛ هر کاری کردم دیدم تصویرش جلو چشامه؛ الان دو ماهه می گذر و هر رو بیشتر دارم بهش فکر میکنم. اره الان رسیدم به این نتیجه که من عاشقش بودم؛ وضعیتم طوری شده که روزی سه تا الپروزولام میخورمو فقط میخابم. موقع عایی هم که بیدارم حوصله هیچی رو ندارم. تو دلم اتیشه. همش دارم میزنم تو سر خودم که این من بودم که همه چی رو خراب کرد. راستشو بگو تو سرمه که این روزا خودمو بزنم به اخر خطو از این دنیا راحت شم. این روزا هنگه هنگم.

  11. عجب روزهاییست..می اید ولی نمیگذرد..خسته ام از اعتماد هایی شکسته…میبینی حتی حوصله سلام دادن هم ندارم..چقدر زیبا بود…حتی هنوز عاشششق اون لحظه هام که با هیجان برام چیزی را تعریف میکرد انقد میون تعریف کردن میخندید که من چیزی نمیفهمیدم…جز خنده های شیرینش…عجب عالمی دارد وابستگی…هنوز هم دوستت دارم میفهمی…

  12. سلام عرفان هستم .ترم یک هوشبری .
    من عاشق دختری شدم که به هیچکس نگاه نمیکرد با هیچکس حرف نمیزد .
    باور کنید واقعا دوسش داشتم هنوزم دارم وخواهم داشت .خلاصه مردونه رفتم بهش گفتم سه دفعه بهش گفتم بهم گفت تو پسر خوبی هستی ولی گفت که قرار با یکی نامزد بشه وقتی اینطور بهم گفت مثل اینکه دنیا رو سرم خراب شد .
    خلاصه لعنت به تو ای دل که جایی جا میمانی که تو را نمیخواهند .
    دردناک ترین جدایی ها ان هایی هستند که کسی نگفت چرا و کسی ندانست چرا.

  13. چکارکنم هرکاری کنم نمیتونم فراموشش کنم کمکم کنید

  14. اه…چقد ضعیفید شماها! برید خودتونو قوی کنید. اگرم به تنهایی نتونستید با یه روانشناس صحبت کنید.
    اونایی که می تونن تغییر می دن و اونایی که نمی تونن تغییر بدن، شکایت می کنن.!

  15. سلام..امیدوارم بهتر باشید همگی. خود من که اینجا جوابی نگرفتم… بعد گذشت اینهمه مدت هنوزم حالم خوب نیس و اون نارحتیه ته دلم ولی جریانم عوض شده چون طرفم برگشته و میگه دوباره باهم دوس باشیمو ولی از نظر ازدواج تو فشارم نزار باید یکم خودمو جمو جور کنم تا بعد. من عاشقانه دوسش دارم .هر جوری باشه می پذیرمش.الان گیر داده که ب مامانت بگو که ما با همیم کل جریانو براش تعریف کن.موندم چیکارکنم.اخه خانواده من رئ این مسائل خیلی حساسن.توکل کردم بخدا تا اینگه خدا برام چی بخواد .چون از دست بنده هاش واقعا خسته شدم.
    و اما آقا مسعود مشکل شما.
    میدونم خیلی سخته درکتون میکنم . ب نظر من اول باید تکلیفتونو با خودتون مشخص کنید که ایا با شرایطی که اون خانوم گفتن میتونید کنار بیاید یانه! اگه نه که هیچی باید ب کل قیدشو بزنید و فرصت بدید تا گذر زمان این دردو براتون عادی کنه. ولی اگه با این شرایط کنار اومدید و واقعا دوسش دارید برید و برای اخرین بار باهاش صحبت کنید و مطمعن باشد اون اگه واقعا شمارو دوس داشته باشه بخاطرشما این راحتی با اشناهارو میزاره کنار. فقط تلاشتونو بکنید برای بدست اوردنش که اگه فردا خدایی نکرده نشد بخودتون بگید که من تلاشمو کردم قسکت نبود یا خدا نخواست. فقط بدون تلاش دست از عشقتون نکشید همه ی ما یه بار زندگی میکنیم چ بهتره با کسی که دوسش داریم باشیم.

  16. اقا مسعود هیچوقت ب خودکشی حتی فکرم نکنید شما هر چ قد اون خانومو بخواید استغفرالله ایشون که خدا نیستن. ب خدا توکل کن برادر من خدا خیلی بزرگه اونقد که ما حتی نمیتونیم تصور کنیم بگو خدامن تلاشمو میکنم اگه صلاحه توام کارامو درست کن . من همیشه میگم مشکل ما بنده ها اینه که صبر نداریم….
    اقا عرفان شما.اینطوری که من فهمیدم شما هنو سنتون کمه و تجربتون خیلی کم.اگه بکل از هم جدا شدید بخودتون زمان بدید تا راحت تر با مشکل کنار بیاین من میدونم و قبول دارم سخته راحت نیس ولی خدا بزرگه .موفق باشید
    بی کس عزیز سخته و تا حدودی نشدنی ولی زمان بگذره حداقل عادی میشه برات .ب خدا نزدیکتر شو زیاد ذکر بگو دلت گرفت گریه کن و با خدا حرف بزن اروم میشی خدا بزرگه
    و اما سحر خانوم امید وارم این مشکل برای شما هیچوقت پیش نیاد هیچوقت چون خیلی سخته چون این درد اونقد بزرگه که هضم شدنش زمانبره ولی اینکه گفتید با روانشناس صحبت بشه موافقم راه حل خوبیه
    همگی موفق باشید بازم سر میزنم.

  17. ……………………………………………………………………سلام ……واقعا از همتون ممنون من نظراتونو خوندم ..منم
    یکی هستم مثل شما که بعد یه رابطه عاطفی خیلی شدید فهمیدم اینا همه مال تو قصه هاست و دل بستن تو این دوره ضمونه یه اشتباه مطلقه ……رابطه من با اشک تموم شد ..خیلی دوسش داشتم ..ولی رفت بعد یه سال که با نهایت وجود میگفت دوسم داره شاید تقدیر اینو میخاست سختیای زیادی برای فراموش کردنش کشیدم ولی نتونستم اون دیگه رفته بود به خاطر اون رنجایه زیادی رو تحمل کردم تا اینکه قران کوچیکی رو دیدم که یه بار اون بهم داده بود پناه اوردم به خدا من قبل این قضیه اصلا نماز نمیخوندم ولی واقعا فهمیدم ارامشی رو که خدا به ادم میده هیچ کس نمیتونه به ادم بده …هرشب بعد نمازم قرانی که اون بهم داده تا اخر میخونم ..احساس خیلی خوبی دارم …شما هم پناه ببرین به خدا مطمئن باشین ارامش واقعی پیش خداست

  18. من سعیدم 7 سال با دختری بودم که چند بار بم خیانت کرد اما ازونجایی که دوسش داشتم هیچوقت ازش قافل نبودم از نظر من آدما همه دچار مشکلای روحی ان تو بعضیا کم و تو بعضیا زیاد ، انگشت شمارن کسایی که از نظر روحی سالمن .
    من چیزی واسش کم نذاشتم ولی بعد مدتی خوب بودن با یه بهونه همه چی رو تموم میکردو فرداش میفهمیدم با یکی دیگه س . این آدم مریض بود دوست داشتم کمکش کنم واسه همین هر وقت برمیگشت قبولش میکردم ، ولی کار به جایی رسید که دیگه آبروم مغازم حتی اسبم رو بخاطرش از دست دادم . میدونید من بخاطر خدا کمکش میکردم وگرنه از نظر همه پسرا اسم من بی غیرته . حتی با دیدن فیلمش با اینکه قلبم وایستاد نذاشتم آبروش بره و کمکش کردم . اما خدا …………..
    نا امید نیستم چون خدا رو دارم الان با اینکه چند وقت بیشتر نیست همه چی تموم شده این خدا هر روز یه قشنگی واسم بوجود میاره
    ارشدم داره تموم میشه واسه دکتری میخوام بخونم مدیر عامل یه کارخونه شدم با اینکه همش 25 سالمه ، تازه محبت مادرمو میفهمم دارم آلبوم سولو میدم و هزارتا چیز دیگه
    اما اون خانم به چی رسید ؟ به عشق ؟ به خوشبختی ؟ به کسی که اندازه من دوسش داشت ؟ هرگز .
    از خودم تعریف نکردم فقط خواستم بگم این دنیا انقدر هم بی صاحب نیستش ، یکی اون بالاس که حواسش به همه چی هست ، حتی به دل تو ………….
    نمیگم رابطه دختر پسر درسته یا غلط اما خدا حواسش به هر دوتون هست به قصدی که داری به قولایی که دادید به عهدایی که بستید به دلایی که شکوندید و خیانتایی که کردید
    تجربه من تو این زندگی این بود که خدا جواب آدمو تو همین دنیا میده مطمن باشید
    آدمی که خیانت میکنه محکومه به بدبختی شک نکنید
    با اینکه من هزار بار بخشیدمشو واسش شادی و خنده میخوام ……..
    ببخش خودتو پیدا کن و بعد به کسی که لیاقت مهر تو رو داره دل ببند شک نکن بالایی حواسش هست و کمکت میکنه .

  19. سلام دوستان خوبم اینکه شکست عشقی سخته قبول دارم ولی یکی منو راهنمایی کنه که چکار کنم عاشق کسی شدم که اون خودش عاشق دیگریست حتی طرف زن داره ولی بازم عاشقشه بخدا خیلی عذاب میکشم نمیدونم چکار کنم

  20. خستهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااممممممممممممممممممم

    • همونطور که تو نمیتونی فراموشش کنی اونم نمیتونه فراموشش کنه ، بذار کمی زمان بگدره بعد یه محیط جدید واسه رفت و آمد پیدا کن بدون شک تو اون محیط دختری پیدا میشه که وابستت کنه هرچند نمیتونی عشق اول رو فراموش منی اما یه وابستگی جدید خیلی کمرنگش میکنه! وابسته شو بعد عمل کن رو هوا بری دنبال کسی فقط شرایط خودتو بدتر میکنی
      موفق باشی

  21. عشق عشق عشق من عاشق شدم عاشق دختر داییم 16سالمه واون 14سالشه خیلی دوسش دارم تاوقتی پسرداییم فهمیدبهش گفتم به کسی نگی گفت باشه تاهمه فهمیدن بگم خداچکارش کنه دخترداییم منو زیاددوست داره ومن اونوزیاد دوست دارم تاوقتی که همه فهمیدن بهش گفتم بمدت 1الا2ماه باهم حرف نزنیم الان باهاش رابطه ندارم عذاب وژدان گرفتم بداشب وروزندارم مردم لطفاراهنماییم کنیدچکارکنم خواهشان کمکم کنید

    • نگران نباش، تو هنوز خیلی فرصت داری واسه ساختن یه زندگی خوب تلاش کن، عذاب وجدان نداره که شما یه آدم رو دوست داری بزرگتر شو اگه باز همین حس رو داشتی با خونوادت مطرح کن اونا میتونن کمکت کنن.
      راستی یادمه منو عشقم تو همین سن شروع کردیم حالا که هشت سال گذشت و شرایط ازدواجو پیدا کردم اون عوض شد و
      همه چی تموم شد من موندمو کلی خاطره خوب ازش. اما زندگی ادامه داره عذاب وجدان ندارم هیچ وقتی به خاطره هام فک میکنم کلی ذوق میکنم. امیدوارم هرجا که هست با هرکی که هست خوشبخت باشه.
      موفق باشی

  22. من یک عشق ممنوع رو تجربه کردم الان یک ماه بدلیل فهمیدن دیگران این رابطه قطع شده خیلی میترسم چون اتفاقات که افتاده رو فراموش نمیکنم اونرو دوستش دارم ونمیتونم بدون اون به زندگیم ادامه بدم الان سردرگمم ازطرفی هم میترسم از ادامه دادن آخه ممنوع من واون مال هم نیستیم بایدچکارگنم ؟؟میخوام تمومش کنم توبه هم کردم اما فکرم همش درگیر اونوخاطراتش نمیدونم خدامنرو بخشیده یا نه !!!!شمابگیدچطور فراموشش کنم تاتوبم شکسته نشوسراغش نرم!!!

    • به جای حل سوال صورت مسله رو پاک نکن. خونواده بهترین کمک واسه شماست. باهاشون در میون بذار هر چند میدونم واست بعید به نظر میاد یا شاید از عکس العملشون بترسی اما نترس و به خدا توکل کن . کمکت میکنن اگه بدونن پسری که بش علاقه داری شخص معقولیه کمکت میکنن. در هر صورت واقعا صلاحتو میخوان. تجربه کردم که میگما هر چند خیلی دیر شده بود! موفق باشی

  23. Ba hamsayamoon dust budam 2 ruze k beham zadim yani un beham zad ! Sex mikhast vali man nemikhastam . Migif mikham ta abad baham bashim hata migof 3 sale dg ezdevaj konim (k be nazare man kheili maskhare bud ) besh migoftam k nmtunam b harfat etemad konam tahe rabetamooon dar hade boos kardano baghal kardan o ina bud . Zarfe 2 ruz hameye harfasho avaz kard o badesham gof k mikham zudtar male man shi o ina ma 18 salemoone . Man goftam k manam mikham vali aln sharayet khub nist . Gof chera nemiyay sex dashte bashim goftam man vase khodam hado marz daram nmitunam beshkanameshun . Fsrdash goft man vaghtamo ehsasamo vase kasi mizaram k hado marzaro bekhateram beshkane . Kolan bye . ! Man delam vasash tang shode rastesh kheili doosesh daram !

    • اگه واقعا همدیگه رو میخواید باید خونواده ها تو جریان باشن حتی اگه الان شرایط ازدواج رو ندارید. نترس و نگران نباش تو این دوره همه خونواده ها دیگه روشن فکر شدن. فقط اونا میتونن کمکتون کنن.

  24. سلام من با یه زنی که طلاق گرفته بود دوست شدم هردومون 28 سالمونه تو یه سال که باهم دوستیم خیلی بهم وابسته شدیم تااون حد که یه دیقه هم دوریه همونمیتونستیم تحمل کنیم..ولی اونیه دفه بهم گفت که میخام رابطه مون وقطع کنیم.خودش رازی نبود ولی به اجبارمیگفت اخه ازخونشون فهمیده بودن واسه اون میترسید ادامه بدیم ..الان سه روزه رابطمون وبه اجباربا دعوا قطع کردیم الان سه روزه داغونم میلی به زندگی ندارم .اونم توخونه از من بدتره..صب که پا میشم عینه مورده ها میشم جسمم زنده هست روحم مورده.خواهشن راهنماییم کنین چی کار کنم به زندگیه قبلیم برگردم.مرسی

    • سعی کن با خونوادش آشنا شی اگه واقعا میخوایش و فقط شرایط ازدواج رو نداری ! من قبلنا عشقمو داشتم و ترس فهمیدن پدرش آزارم میداد، الان یه اتفاقی افتاد که با پدرش دوست صمیمی شدم اما دیگه عشقمو ندارم. پنهون کاری همه چیو خراب میکنه موفق باشی

  25. سلام .. حرف برای گفتن که خیلی هست اما خب بزار شروع کنم…
    من عاشق پسرعمم بودم و هنوزم هستم و عشقش باهام میمونه…خستم ازین دنیا خیلی بهم نارو زد از همه لحاظ بعد سه سال بامن بودن بهم گفت تو وسیله ی من بودی…
    این حق مهربونیام نبود اصلا…مهدی تحت تاثیر قرار گرفته بود…
    بعد اون حرفش فهمیدم با من واقعا مثل آشغال رفتار کرد اما خداروشکر اتفاقی برام نیوفتاد…من خودمو میتونستم نگه دارم اما اون نه…واقعا پسم زد مثل آشغال…………………………………..
    نفرینش میکنم من واقعا دوسش داشتم این حقم نبود..

    • آدما تا وقتی چیزی رو دارن قدرشو نمیدونن، مطمین باش یه روز به قدری ضربه میخوره و پشیمون میشه که میشه جواب کاراش. تو بردی پس واقعیت رفتنشو قبول کن و چشاتو درست وا کن تا یه انتخاب به مراتب بهتر داشته باشی
      موفق باشی

  26. سلام..من فقط 17سالمه ..هنوز خیلی بچم که بگم من عاشق کسی شدم نه؟؟من نمیدونم اسمش چیه اما این مسله مربوط به دوسال پیش ….خوانوادم زیاد به من اهمیت نمیدن از نظر عاطفی…من ی مدتی با ی کسی دوست بودم دوست معمولی اون بزرگم کرد…بهم یاد داد رفتارام و کارام و فکرمو عوض کنم و ب خاطر من خیلی اذیت شد ولی همیشه پشتم بود و خیلی قابل اعتماد وکسایی ک میشناسنش بهم گفتن متاسفم ک از دستش دادی…حالا ک دوسال گذشته من هنوزم خیلی داغونم..احساس میکنم توی ی جایی بدون هیچ کس گیر کردم فقط دلم میخواد گریه کنم یا خاطراتو مرور کنم به علاوه از معاشرت با دیگرانم متنفر شدم..ب نظر شما من باید چ کار کنم؟ در ضمن اون توی ی تصادف کشته شد

    • خب عادیه که داغون بشه چون تو زندگیت خلا بزرگی بوجود اومده، اما خب هنوز اول راهی خیلی جوونی
      سعی کن انسان کاملی شی تک بعدی نباش سعی کن تواناییات رو افزایش بدی تا بتونی تو یه فرصت مناسب انسان مناسبی رو درخور شرایط خودت پیدا کنی تا با هم کامل شید.

  27. باسلام خدمت دوستای گلم منم مث همه شما دچار شکست عشقی شدم و خیلی روزای سختی رو پشت سرگذاشتم خیلی سخته می دونم ولی با توکل به خدا می تونیم به آرامش برسیم منم یه روزی مث شما بودم فک میکردم دنیا به آخر رسیده توی دبیرستان دچار افت تحصیلی شدیدی شدم و 1سال ترک تحصیل کردم اما با توکل بر خدا و امام رضا تونستم ادامه تحصیل بدم و به عنوان دانشجوی برتر وارد کارشناسی ارشد مشاوره بشم جالب اینجاست که کنار خود امام رضا هم قبول شدم پس مطمئن باشید اگه از ته دل بخوایم خدا کمکون میکنه شک نکید.امیدوارم که از این تجربه ها درس بگیریم تا بتونیم مسیر زندگیمون رو درست انتخاب کنیم

  28. سلام.خوشحالم جای هست ک بشه نوشت.بارها به خدا و خودم قول دادم ترکش کنم وبرای همیشه فراموشش کنم اما نشد.الان3سال میگذره.ازهمه چیز ناامید شدم.فک میکردم چون دوسش دارم هیچوقت ناراحتم نکنه.الان4روزه ازش جداشم.این مطالب اینجا می نویسم ک به همه بگم بدون شناخت عاشق کسی نشین.غرورم زیرپاهاش له کرد.فقط فقط علت تمام درد ورنجی ک الان میکشم فقط فقط فراموش کردن خدا بود.فک کردم بیادشم ولی نبودم و الان سالهاست خدا ازقلبم رفته.باتمام بدیهای ک درطول این مدت درحقم کرد هنوز دوسش دارم.وجز خدا هیچ بشری اینو نمیدونه.باید باکسی حرف میزدم ک اینجا پیداکردم.عشق بهترین احساسی هست ک خدا به انسان میده .انسان باعشق به مقام ادمیت میرسه.تنهاخواهشی ازشما دوستان عزیز دارم برام دعاکنید به خود و خدای خود م برگردم.التماس دعا…..

    • منم همچین احساسی رو دارم، با اینکه میدونم الان هم آغوش کسی شده اما همین که میدونم باش خوشه منم خوشم
      وقتی از دور میبینمش تمام تنم به لرزه میفته قلبم تندتر میزنه، این حسیه که با دیدن زیباترین دخترها هم تجربه نکردم
      عشق هیچوقت فراموش نمیشه اما هوس به سرعت فراموش میشه، عشق یعنی دوست داشتن و مرور خاطراتی که یه شخص توش نقش اصلی داره و با یادش اشکت درمیاد

  29. وقتی مادرم دختر همسایه رو بهم پیشنهاد کرد باور نداشتم بعد از بیست و سه سال هنوزهم برایش مثل ابر بهاری گریه کنم ولی او پزشک بود و من نتوانسته بودم درسم را تمام کنم.الان همسر یک پزشک متخصص است و من در سن 53 سالگی هیج نیستم. خوشحالم که تصمیم درست را گرفتم .بیست و دو ساله اونو ندیدم فقط چند روز پیش مادرش را دیدم.امروز برای او روزه گرفته ام و از صمیم قلب برایش آرزوی خوشبختی میکنم.سعی می کنم هیچوقت سر راهش نباشم چرا که با دیدنش اشک خواهم ریخت.و شاید شوهرش تغییر رفتار اورا حدس بزند .نمی خواهم به زندگی اش لطمه ای وارد شود

  30. سلام .من رسول هستم.یادم رفت بگم دختره هشت سال بپای من نشست و خدا می داند چند تا مورد خوب را از دست داد.
    دچار عذاب وجدان هستم که نکنه فکر کرده بخاطر فقیر بودنش ازش خواستگاری نگردم.نه بخدا.آخه اون پزشک بود و من جطور روم میشد اونو از پدرش خواستگاری کنم.شاید با چشم اشکبار و دلی رنجیده به خواستگار دومی اش جواب بله داد ولی خدا را هزار مرتبه شکر می کنم که زندگی موفقی داشت و خدا را شاهد می گیرم که نمی دانستم اینقدر مرا دوست دارد ما حتی سلام هم بهم نمی دادیم و هیچ رابطه ای بجز رابطه دو تا خانواده در بین نبود.از خدا میخواهم جانمرا صدقه سر بجه هایش کند شاید جان من هم به دردی خورد.کاش میشد در حضور شوهرش دلایلم را برایش توضیح می دادم و عذر تقصیر می خواستم.من خود را لایق پاک کردن کفش هایش هم نمی دانستم چه برسد باینگه خواستگاری اش بروم.حتی سالها پس از ازدواج ایشان پدرش همیشه از من پیش آقام تعریف می کرد و همین مرا بیشتر شرمنده می کند.از دوستان خواهش می کنم مرا راهنمائی کنند.آیا من تصمیم درست را گرفته ام؟آیا او مرا فراموش کرده است؟چطور بعد از بیست و سه سال دوباره بیادش افتاده ام؟آیا این وسوسه ی شیطان است؟چکار کنم که او مرا و من او را برای همیشه فراموش کنیم؟

  31. سلام رسول هستم.یه نفر بهم جواب بده دارم دیوونه میشم.آیا من دارم مکافات عشق مخفی اونو پس می دم.آخه از کجا میدونستم اینقدر منو دوست داره؟همه آرزو دارن به جای من باشن ولی من همیشه یه جای کارام لنگه و درست نمیشه.

    • سلام آقا رسول
      دم شما گرم که با گذشت این همه سال هنوز حرف از عشق پاکتون میزنید
      خاطرات جز جدایی ناپذیر زندگی ما هست، تو خاطرات ما آدما نقش اصلی رو بازی میکنن مثلا یادش بخیر با خونواده رفتیم سفر، یاد همکلاسیا بخیر…
      اما معشوقه…
      شاید مهمترین آدم زندگی یه عاشق باشه پس هیچوقت فراموش نمیشه
      من سنم خیلی کمترز اون حرفاس که بخوام نصیحتتون کنم اما حس خودموواسش قشنگیا رو میگم شاید واستون جالب باشه
      دختری رو دوست دارم هشت ساله ، اما اون علاقه ای بهم نداشت
      داشته ی من عشقه و داشته اون زیبایی
      به هر دلیلی باهم نیستیم اما افکار من:
      یه روز با اینکه کلی ناراحت بودم بخاطر نبودنش نشستم دودوتا چارتا کردم دیدم عشقمو میخواستم چیکار ؟ واسه اینکه از نگا کردن بش لذت ببرم لحظه هام پرشه از نفسش، لحظه هام خوش بگذرن و از همه مهمتر واسش قشنگیا رو خلق کنم تا احساس خوشبختی کنه. با تشخیص خودش نیست و رفته و میگه خوشبختم اینطوری.
      حالا منی که آرزوی خوشبختبش رو داشتم چرا باید ناراحت باشم !!!!
      عشق داشته ی بزرگیه بش فکر کنید و از دیدن خوشبختیش لذت ببرید
      مطمین باشید اون هم میشه گاهی به شما فکر کنه پس تلاشتون رو بکنید تا با دیدن خوشیتون احساس آرامش کنه.
      عشق گناه نیست موفق باشید

      • خیلی خوشحالم که دوستان مطلب منو خوندن و کامنت گذاشتن.
        مثل من شبیه محکوم باعدامی است که هیچ قتلی مرتکب نشده و فقط بخاطر اینکه در آن برهه ی سخت دیپلم گرفته بودم و پنج سال بعد بدانشگاه راه یافته بودم دیگر قادر به تمرکز و تحصیل نبودم.تعجب میکنم که چرا این عشق بعد از بیست سال دوباره سراغم آمده؟من که تقریبا موضوع را فراموش کرده بودم. آیا به خاطر تنهائی ام این افکارم سراغم می آید؟کاش میشد که بپایش می افتادم و عذر تقصیر می خواستم از اینکه هشت سال از بهترین سالهای عمرش را بخاطر همچو منی تباه کرده ولی اگر صدهزار بار هم به گذشته برمی گشتم همان تصمیم را می گرفتم.حداقل کاش می دانست که اینگارو بخاطر خودش کردم.کدام مرد است که بتواند تحمل کند معشوقه اش را مرد دیگری به حجله ببرد ولی من بیست سال تحمل کردم تا او خوشبخت شود.شایداگر اینکارو نمیکردم عشق فعلی میان ما تبدیل به نفرت می شد.دعا کنید خدا فرصتی دهد تا جبران کنم

  32. دوستان عزیز هیچکدوم وضیعتون از من بدتر نیست کسیکه سه سال تمام عاشقش بودم تموم زندگیم رویای داشتن او بود حالا داره عروسی میکنه و چون فامیل مونه مجبورم تو عروسیش شرکت کنم…چند بار خواستم قرص برنج بخورم اما گفتم ول کن زندگی ارزشش بیشتر از ایناس …خلاصه اینکه عید باید برم عروسیش حالا موندم اگه گریه ام گرفت اگه اشک تو چشمام حلقه زد …نکنه کسی منو ببینه و بفهمهه عاشقش بودم؟؟؟هعـــــــــــــــی روزگار

    • بچه شدی ؟!
      امشب آلبوم احسان خواجه امیری رو گرفتم تو پخش ماشین گذاشتم ماشینی که وقتی نداشتیمش با دیدنش کلی مسخره بازی در میاوردیم ! ام وی ام مشکی شده بود سوژمون، با ترک اولش داغون شدم نبود پیشم یه لحظه فک کردم الان کجاس ؟ با کیه ؟ به حرفای کی میخنده ؟ دستای کیو محکم گرفته ؟ به کی شب بخیر میگه ؟
      نیس خیلی وقته نیس اما وقتی دختری رو میبینم که میخنده یادش میفتم
      وقتی حرف ازدواج یکی میشه میرم تو رویا، اگه میموند ….
      این ناراحت شدنا بخشی از زندگیم شده ، گذاشتم به حساب تلخیه زندگی که نمیشه نباشه
      وقتی خواسته یا ناخواسته کسی رو وارد قلبمون میکنیم باید تحمل بی مهریاشم داشته باشیم
      شاید یه روزی یه جایی دوباره عاشق شی یه عشق جدید یه دنیای قشنگ که دلت میخوادش، سعی کن قهرمان زندگی خودت باشی نه قربونی زندگی عشقت ! دوسش داشته باش اما نه به عنوان شریک زندگیت به عنوان یه خاطره قشنگ
      شاید باورت نشه با اینکه خیلی چیزا ازش دیدم (قابل پخش نیس) اما هفته ای یه بار میرم سر کوچشون یه دل سیر گریه میکنم که چرا اینطور شد
      اینم قسمت دیگه!! موفق باشی

  33. خدا لعنت کند دختر و زنی را که فقط به خاطر مادیات پشت پا به عشق و عاشقی می زند و بی مرام و بی معرفت است ‏،‏ دختران و زنانی که ارزش مرد را فقط در ظاهر و مقدار دارایی او می بینند.

    • -عشقم هفت سال بام بود بخاطر دنیای قشنگی که واسش خلق کردم مادی نبود بیشتر عاطفی بود. بعد این همه سال وقتی دید آدم دنیای من نیس رفت
      واسه همیشه رفت. هنوزم گاهی اوقات بم زنگ میزنه با اینکه پیش کسه دیگه س، میگه گذشته بهشتی بود که قدرشو ندونستم. آقا عارف خیلی آدما سنگن تحمل و لیاقت یه دنیای فارغ از مادیات رو ندارن
      یادت باشه خدا تو این دنیا جواب کار آدما رو میده شک نکن
      اگه کسی دلتو شکست یه روزی یه جایی همین وضعیت واسه خودش پیش میاد
      موفق باشی

    • سلام اقاعارف شمادرست میگین اما تاحالا هم چین چیزی ندیدم من فقط بی معرفتی پسر دیدم

  34. سلام من یکی رو دوست دارم حاضرم براش بمیرم دوست پسر دختر خالم که پسر عموی اونه بهش گفته دوسش دارم اما الان نزدیک ده روزه میدونه دوسش دارم اما انگار نه انگار برای این مدرک هم دارم چون همسایه ایم لطفا یه راه حل به من بگین دارم میمیرم

    • سلام
      بش زنگ بزن باهاش قرار بذلر که جایی ببینیش باهاش صحبت کن دلایل و احساساتت رو بش بگو، کاملا منطقی باش بهش فرصت فکر و تصمیم گیری بده اما مراقب باش جلوش زیاد احساساتی نشی و به هیچ وجه به پاش نیفت
      چون با این کارات اعتماد به نفسش رو زیادی بالا میبری و ازت فاصله میگیره
      پرستیژه خودتو کاملا حفظ کن موفق باشی